🍃🍃به ریشخند گرفتن کرامت انسانی در مسلخ بیتفاوتی ساختاری و استثمار فرودستان🖌بر اساس گزارشهای متعدد…
انتشار: 2026/07/05 08:34 UTC
🍃🍃به ریشخند گرفتن کرامت انسانی در مسلخ بیتفاوتی ساختاری و استثمار فرودستان🖌بر اساس گزارشهای متعدد صنفی، تعویق طولانیمدت دستمزدها، قطع مزایای قانونی و فقدان امنیت شغلی به رویهای عادی در میان کارگران خدماتی، پیمانی و روزمزد شهرداریها و بخشهای خدماتی کشور تبدیل شده است. نمونههای مکرر این وضعیت، از جمله معوقات چندماهه کارگران در نقاط مختلف، نشاندهنده یک بحران ساختاری عمیق است که زندگی هزاران خانواده کارگری را به ورطه نابودی کشانده است. آمارهای کلان حقوقبشری و کارگری نیز گواهی بر این واقعیت تلخ هستند که سالانه دهها هزار کارگر با کابوس اخراج، بلاتکلیفی، عدم پرداخت ماهها حقوق و محرومیت از بیمه دستوپنجه نرم میکنند.این چرخه ویرانگر، حکایت تلخ و مکرر جامعهای است که در آن فرودستترین و زحمتکشترین لایههای اجتماعی، یعنی همانها که بار اصلی چرخاندن چرخهای خدمات و تولید را بر دوش دارند، به بیصداترین و نامرییترین بخش جامعه تبدیل شدهاند. کارگران روزمزد و نیروهای خدماتی، همان انسانهایی هستند که در هیاهو و غوغای جنگ و تبلیغات و بریز و بپاشهای حکومتی در سکوت و انزوا، سختترین مشاغل را تاب میآورند، اما وقتی نوبت به استیفای ابتداییترین حق انسانی یعنی دستمزد ناچیزشان میرسد، با دیواری بلند از انکار، بهانهتراشی و بیتفاوتی روبهرو میشوند؛ گویی سفره خالی و امنیت روانی خانوادههای آنان کمترین ارزشی در محاسبات کلان کشور ندارد.در این ساختار استثمارگر، کل سلسلهمراتب مدیریتی و حاکمیتی، از صدر تا ذیل، مسئول این فاجعه معیشتی هستند و هیچ نهادی نمیتواند پشت واژههایی مثل کمبود بودجه یا اختلالات اداری پنهان شود. شوراهای شهر و شهرداریها به عنوان کارفرمایان مستقیم، در بالاترین سطح بیکفایتی، بودجههای عمومی را صرف پروژههای ویترینی و هزینههای جاری خود میکنند، اما حقوق ناچیز کارگر خدماتی را به عنوان اولین آیتم از اولویتهای خود حذف میکنند. این مسئولان محلی چطور شبها سر راحت بر بالین میگذارند، در حالی که میدانند نانآوران شهر ماههاست دستخالی به خانه بازمیگردند؟فراتر از مدیریت شهری، نهادهای حاکمیتی و نظارتی، از فرمانداریها و استانداریها گرفته تا وزارت کشور و سازمان شهرداریها، با سکوت و تماشاچی بودن خود، به بازتولید این بیعدالتی دامن میزنند. وظیفه این نهادهای بالادستی مگر چیزی جز نظارت بر حسن اجرای قوانین و صیانت از حقوق شهروندان است؟ وقتی دستگاههای نظارتی چشم خود را بر روی این تخلفات آشکار کارفرمایان و پیمانکاران میبندند، در واقع چراغ سبزی برای ادامه استثمار فرودستان صادر میکنند.در این میان، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به همراه تمام ادارات بازرسی کار، بزرگترین بازندگان این کارزار اخلاقی و قانونی هستند. متولیانی که طبق قانون موظف به دفاع از نیروی کار و برخورد قاطع با کارفرمایان متخلف هستند، عملاً به ناظرانی بیخاصیت تبدیل شدهاند که تنها به ثبت آمار و صدور توصیههای بیضمانت بسنده میکنند. این بیعملی مصلحتجویانه در بدنه وزارت کار، میدان را برای پایمال کردن قانون کار و استثمار کارگران کاملاً باز گذاشته است.حقیقت عریان این است که تقلیل دادن بحران معیشتی فرودستان به اختلالات بانکی یا بوروکراسی اداری، یک وقاحت ساختاری است. این زنجیره متصلِ بیمسئولیتی، از شهردار و بخشدار گرفته تا استاندار و وزیر، نشان میدهد که در نگاه نظام تصمیمگیری، کرامت و جان کارگر فرودست، ارزانترین کالای ممکن است. کل این چرخه از صدر تا ذیل بابت این فقرآفرینی و نابودی معیشت و امنیت روانی جامعه باید بازخواست و محاکمه شوند.اتحاد بازنشستگان @etehad_bazn

