🍃🍃انزوای تحمیلی و زوال استقلال معلولان در حصار قطعی اینترنتبر اساس مصاحبهی سارا یوسفی، فعال حقوق ا…
انتشار: 2026/07/06 14:34 UTC
🍃🍃انزوای تحمیلی و زوال استقلال معلولان در حصار قطعی اینترنتبر اساس مصاحبهی سارا یوسفی، فعال حقوق افراد دارای معلولیت و متخصص دیجیتال مارکتینگ، با ماهنامه خط صلح که توسط خبرگزاری هرانا بازنشر شده، اختلالات گسترده و قطعی اینترنت در دوران بحران و جنگ، آسیبهای جبرانناپذیری به زندگی و استقلال افراد دارای معلولیت وارد کرده است. این کنشگر دسترسپذیری دیجیتال با اشاره به نقش حیاتی ابزارهای هوشمند، صفحهخوانها و هوش مصنوعی در زندگی روزمره نابینایان، تاکید میکند که قطع دسترسی به شبکه جهانی، فراتر از یک چالش فنی، عملاً به معنای سلب استقلال، نابودی فرصتهای شغلیِ آنلاین و فریلنسری و محتاج شدن دوباره این افراد به دیگران برای انجام کوچکترین کارهای شخصی است.اینکه در بحبوحه بحرانها، بدون در نظر گرفتن نیازهای حیاتی قشرهای خاص، زنجیره ارتباطات جهانی قطع شود، مصداق عینی راندن فرودستان و معلولان به حاشیه مطلق جامعه است. اینترنت برای یک فرد دارای معلولیت، نه ابزاری برای سرگرمی، بلکه چشمی برای دیدن، پایی برای حرکت و تنها پل ارتباطی با دنیای اشتغال و استقلال است. وقتی این شریان حیاتی قطع میشود و سیاستهایی مثل اینترنت طبقاتی اجرا میگردد، تبعیضی مضاعف شکل میگیرد؛ چرا که در این توزیع ناعادلانه، سیمکارتهای بدون محدودیت هرگز به دست افراد دارای معلولیت نمیرسد و ابزارهای توانبخشی آنها که به سرورهای خارجی متصلند، رسماً از کار میافتند.در این میان، زنجیرهی مسئولان و نهادهای متولی با بیتوجهی سیستماتیک خود، بزرگترین موانع را پیش پای این جامعه قرار دادهاند. در راس این زنجیره، سازمان بهزیستی به عنوان متولی اصلی حمایت از معلولان قرار دارد که حتی وبسایت خودش هم ابتداییترین استانداردهای دسترسپذیری را رعایت نکرده و فرآیند ورود به آن برای یک کاربر نابینا ناممکن است. وقتی نهاد نظارتی و حمایتی کشور اینچنین با مفهوم دسترسپذیری بیگانه است، چگونه میتوان از پلتفرمهای دولتی و پیامرسانهای داخلیِ پر از باگ نظیر بله انتظار داشت که حقوق این کاربران را به رسمیت بشناسند؟از سوی دیگر، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و شورای عالی فضای مجازی با نادیده گرفتن سهم معلولان از فضای دیجیتال، زیرساختها را به گونهای هدایت کردهاند که با هر بهروزرسانی در اپلیکیشنهای خدماتی، اندک امکانات دسترسپذیری نیز از بین میرود. در کنار فضای مجازی، شهرداریها و وزارت راه و شهرسازی نیز در فضای حقیقی شهرها را به محیطی ناامن و نامناسب برای معلولان تبدیل کردهاند؛ پیادهروهای غیراستانداردی که خط نابینایان آن به تیر برق ختم میشود یا سیستم بانکداری که با نادیده گرفتن شعور معلولان، آنها را مجبور به همراه داشتن امین میکند، همگی حلقههای یک زنجیره بیکفایتی هستند.حقیقت تلخ این است که ساختار دیجیتال و شهری کشور، افراد دارای معلولیت را به عنوان کاربر و شهروندِ برابر به رسمیت نمیشناسد. تقلیل دادن مشکلات این جامعه به بهانههای امنیتی در زمان جنگ یا کمبود بودجه در بهسازی شهری، سرپوش گذاشتن بر تبعیضی کهنه است که استقلال انسانها را هدف گرفته است. تا زمانی که زنجیره متصلِ مسئولان، از وزیر ارتباطات و رئیس سازمان بهزیستی گرفته تا مدیران شهرداری و بانک مرکزی، بابت این نادیدهانگاری سیستماتیک و حذف معلولان از بدنه جامعه بازخواست نشوند، شعارهای عدالتخواهی توخالی خواهد بود و تکنولوژی به جای ابزار رهایی، به عامل دیگری برای انزوای فرودستان تبدیل میشود.اتحاد بازنشستگان @etehad_bazn

