🍃🍃 اقتصاد بدون زنان؛ بهای سنگینی یک عقب گرد خاموش.✍️فتانه عبدالحسینی| عضو گروه مطالعات زنان| تیرما…
انتشار: 2026/07/18 09:02 UTC
🍃🍃 اقتصاد بدون زنان؛ بهای سنگینی یک عقب گرد خاموش.✍️فتانه عبدالحسینی| عضو گروه مطالعات زنان| تیرماه۱۴۰۵۲۰۰ هزار زن از اقتصاد ایران حذف شدند؛ این فقط یک آمار نیست، یک شکست ملی است.در میان انبوه آمارهای اقتصادی، گاهی یک عدد بهتنهایی میتواند عمق یک بحران را آشکار کند. ناپدید شدن ۲۰۰ هزار زن از بازار کار ایران در یک سال گذشته، از همین جنس است؛ عددی که نه از یک رکود معمولی، بلکه از یک شکست بزرگ در سیاستگذاری اقتصادی و اجتماعی پرده برمیدارد.این زنان فقط شغل خود را از دست ندادهاند؛ آنها از جستوجوی کار نیز دست کشیدهاند. وقتی هزاران زن تحصیلکرده و دارای مهارت به این نتیجه میرسند که کار کردن دیگر ارزش اقتصادی ندارد، باید پرسید چه بر سر اقتصاد کشور آمده است؟تورم افسارگسیخته، دستمزدهای ناچیز و هزینههای سرسامآور زندگی، اشتغال را برای بسیاری از زنان به انتخابی زیانده تبدیل کرده است. هزینه رفتوآمد، نگهداری از کودکان و مخارج روزمره آنچنان افزایش یافته که درآمد بسیاری از زنان حتی هزینه حضورشان در بازار کار را جبران نمیکند. نتیجه روشن است؛ زنان یکی پس از دیگری از بازار کار کنار میروند و به جمعیت غیرفعال میپیوندند.اما تقلیل این بحران به مسائل اقتصادی، سادهسازی یک فاجعه عمیقتر است. واقعیت این است که زنان ایرانی سالهاست با کمبود حمایتهای قانونی دستوپنجه نرم میکنند؛ از نبود مهدکودک و حمایت از مادران شاغل گرفته تا تبعیض در استخدام، قراردادهای ناپایدار و امنیت شغلی شکننده. در اقتصاد ایران، زنان اغلب نخستین قربانیان رکود و آخرین دریافتکنندگان فرصتهای شغلی هستند.بحرانهای سالهای اخیر، از تحریمها و رکود مزمن گرفته تا شرایط پساجنگ و نااطمینانی اقتصادی، این شکاف را عمیقتر کرده است. هر بار که اقتصاد کوچکتر میشود، نخستین گروهی که به حاشیه رانده میشوند زنان هستند؛ گویی اشتغال آنان نه یک حق، بلکه امتیازی موقت و قابل حذف است.از سوی دیگر، نظام آماری نیز تصویری کامل از این فاجعه ارائه نمیدهد. زنی که پس از ماهها جستوجوی بینتیجه از یافتن شغل ناامید میشود، دیگر در شمار بیکاران قرار نمیگیرد و با عناوینی مانند «خانهدار» یا «غیرفعال» از آمار بیکاری حذف میشود. به این ترتیب، صندلیهای خالی زنان در بازار کار پنهان میماند، اما واقعیت تغییر نمیکند؛ اقتصاد ایران در حال از دست دادن بخش مهمی از نیروی انسانی خود است.پیامد این روند تنها کاهش درآمد خانوارها نیست. حذف زنان از چرخه تولید به معنای کاهش رشد اقتصادی، افزایش فقر، تشدید نابرابری و گسترش آسیبهای اجتماعی است. همچنین موج ناامیدی در میان زنان و دختران تحصیلکرده، سرمایه اجتماعی کشور را فرسوده میکند و میل به مهاجرت را افزایش میدهد. جامعهای که برای نیمی از جمعیت خود افق روشنی ترسیم نکند، نمیتواند به توسعه پایدار دست یابد.۲۰۰ هزار زن از بازار کار ناپدید شدهاند؛ اما آنچه در حقیقت ناپدید میشود، امید، سرمایه انسانی و فرصتهای توسعه ایران است. این یک هشدار جدی است: اقتصادی که نتواند زنانش را حفظ کند، در آینده نهتنها با بحران اشتغال، بلکه با بحران رشد، بهرهوری و عدالت اجتماعی روبهرو خواهد شد. همانطور که تاکنون این معضلات بوده است. شدیدتر آن را در آینده تجربه خواهیم کرد. سؤال اصلی این نیست که چرا ۲۰۰ هزار زن شغل خود را از دست دادهاند؛ سؤال این است که چرا سیاستگذاران سالهاست صدای خالی شدن صندلیهای زنان در بازار کار را نمیشنوند؟کانال علمی مطالعات زنان اتحاد بازنشستگان @etehad_bazn

