🔴 مادر، این بار بلندتر میگویم؛ چون درد تو دیگر در سکوت جا نمیشودمادر، تو فقط سرپرست یک خانواده نی…
انتشار: 2026/08/13 11:46 UTCدریافت: 2026/08/14 08:18 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 08:18 UTC
🔴 مادر، این بار بلندتر میگویم؛ چون درد تو دیگر در سکوت جا نمیشودمادر، تو فقط سرپرست یک خانواده نیستی؛ تو یک جبههی تمامنشدنی از صبری.کسی که فرزندش اوتیسم دارد، میداند سکوت یک کودکِ در خودفرورفته، گاهی از هر فریادِ گرانی بلندتر است.مادری که فرزندش پشت کنکور است، میداند نگاه نگران یک نوجوان به سفره، گاهی از سختترین سؤال امتحان هم دشوارتر است.درد تو فقط «کاهش قدرت خرید» نیست؛درد تو این است که هر صبح بیدار میشوی و باید انتخاب کنی:قبض برق را بدهی یا هزینه درمان فرزندت را؟اجاره را بدهی یا غذای شب را؟دارو بخری یا سفره را پر کنی؟و این، روایت میلیونها خانوادهای است که دیگر برای زندگی کردن نمیجنگند؛ برای دوام آوردن میجنگند.«مادر بودن فقط یعنی جنگیدن برای نان، دارو و اجاره نیست؛ امروز باید برای زنده ماندنِ جوانم هم دعا کنم. من او را بزرگ نکردم که یک روز طناب دار سرنوشتش شود و من فقط عکسش را در آغوش بگیرم. حاکمیتی که نتوانسته برای جوانش کار، آینده و امید بسازد، چگونه میتواند با گرفتن جان او، صورت مسئله را پاک کند؟ جوان را نکشید؛ این جوان، سرمایه همین کشور است. مادر، آرزوی تو دیگر خانه و زندگی لوکس نیست؛یک شام ساده، کمی آرامش و لبخند فرزندت شده تمام آرزویت.بنزین، برق، اجاره، درمان، خوراک و گرانی هر روز یک طرف؛اما چیزی که بیشتر از همه میسوزاند، شرمندگیِ پدر و مادری است که میبیند توان تأمین ابتداییترین نیازهای فرزندش را ندارد.🔥 این فقط داستان یک مادر نیست؛ داستان یک جامعه است.من تو را میبینم. میدانی چرا؟چون همنوای تو هستم. چون تنها نیستی.من، تو، او...هرکدام به شکلی زیر بار این فشار خم شدهایم؛و در نهایت، درد یکی است: زندگیای که هر روز سختتر میشود و سفرهای که هر روز کوچکتر.@Eterazebazar
