✳️ سوگیری توهم کنترل (Illusion of Control Bias)🌀 «گاهی فقط چون در تصمیمگیری نقش داشتهایم، احساس م…
انتشار: 2026/07/02 11:29 UTC
✳️ سوگیری توهم کنترل (Illusion of Control Bias)🌀 «گاهی فقط چون در تصمیمگیری نقش داشتهایم، احساس میکنیم بر نتیجهٔ آن نیز کنترل داریم.»تصور کنید دو نفر در حال خرید بلیت بختآزمایی هستند. یکی از آنها بلیتی را که بهصورت تصادفی به او داده شده میپذیرد، اما دیگری اصرار دارد خودش شمارهها را انتخاب کند؛ زیرا احساس میکند انتخاب شخصی او شانس برنده شدنش را افزایش میدهد. از نظر آماری، هر دو بلیت احتمال یکسانی برای برنده شدن دارند، اما فرد دوم احساس میکند کنترل بیشتری بر نتیجه دارد.این نمونهای از سوگیری توهم کنترل است؛ تمایل افراد به این باور که میتوانند بر رویدادهایی که عمدتاً تحت تأثیر شانس، تصادف یا عوامل خارج از اختیار آنها هستند، کنترل یا نفوذ بیشتری اعمال کنند.سوگیری توهم کنترل یکی از سوگیریهای پافشاری بر باور است. در این سوگیری، افراد میزان کنترل یا نفوذ خود بر نتایج را بیش از واقع برآورد میکنند و نقش عوامل بیرونی، عدمقطعیت و شانس را کمتر از واقع در نظر میگیرند. در نتیجه، احساس کنترل ذهنی آنها از میزان کنترل واقعیشان بیشتر میشود.پژوهشهای روانشناختی نشان دادهاند که این سوگیری بهویژه در موقعیتهایی تقویت میشود که فرد:○ امکان انتخاب شخصی دارد؛○ با موقعیت آشناست؛○ در فرایند تصمیمگیری مشارکت فعال دارد؛○ یا اطلاعات زیادی دربارهٔ موضوع در اختیار دارد.هرچه افراد بیشتر احساس کنند در یک فرایند نقش داشتهاند یا شناخت بیشتری از آن دارند، بیشتر مستعد این هستند که تصور کنند بر نتیجه نیز کنترل بیشتری دارند.در بازارهای مالی، این سوگیری بسیار رایج است. برخی سرمایهگذاران تصور میکنند به دلیل آشنایی با یک صنعت یا شناخت مدیران یک شرکت، توانایی بیشتری برای پیشبینی نتایج سرمایهگذاری در آن دارند. برخی دیگر نیز باور دارند که صرف زمان زیاد برای تحلیل بازار یا استفاده از مدلهای پیچیدهٔ مالی به آنها توانایی تشخیص زمان دقیق ورود و خروج از بازار را میدهد.برای مثال، کارکنان یک شرکت گاهی بخش قابلتوجهی از پسانداز و سرمایهگذاری خود را در سهام همان شرکت نگهداری میکنند، زیرا تصور میکنند بهدلیل آشنایی با شرکت، درک یا کنترل بیشتری بر ریسک آن دارند. در حالی که آشنایی با یک شرکت، هرچند میتواند اطلاعات بیشتری در اختیار فرد قرار دهد، لزوماً به معنای کنترل بیشتر بر آیندهٔ آن نیست.اما حتی دقیقترین تحلیلها و پیچیدهترین مدلهای مالی نیز نمیتوانند بخش بزرگی از عدمقطعیت ذاتی بازارهای مالی را از میان بردارند.پیامدهای این سوگیری میتواند قابلتوجه باشد. سرمایهگذارانی که احساس میکنند بر برخی داراییها کنترل یا شناخت ویژهای دارند، ممکن است:□ پرتفویهای متمرکز و فاقد تنوعبخشی کافی ایجاد کنند (Underdiversification)؛□ بیش از اندازه معامله کنند (Excessive Trading)؛□ مدلها و پیشبینیهای مالی بیش از حد دقیق و مطمئن بسازند و میزان عدمقطعیت را کمتر از واقع برآورد کنند.همچنین افراد ممکن است موفقیتهای گذشته را شواهدی از توانایی خود در کنترل نتایج تلقی کنند، در حالی که بخشی از این موفقیتها ممکن است ناشی از شرایط مساعد بازار یا صرفاً شانس بوده باشد.برای کاهش اثر این سوگیری، ابتدا باید پذیرفت که سرمایهگذاری ذاتاً یک فعالیت احتمالاتی است و حتی بهترین سرمایهگذاران نیز کنترل محدودی بر نتایج نهایی دارند.پرسیدن این پرسشها نیز میتواند مفید باشد:- کدام بخش از این نتیجه واقعاً در کنترل من است و کدام بخش به عوامل بیرونی بستگی دارد؟- چه عواملی خارج از کنترل من میتوانند نتیجه را تغییر دهند؟- اگر فرد دیگری دقیقاً همین اطلاعات را داشت، آیا میتوانست همان نتیجه را تضمین کند؟- آیا احساس کنترل من بر این سرمایهگذاری بیش از شواهد عینی است؟همچنین، تنوعبخشی مناسب، ارزیابی تصمیمها بر اساس کیفیت فرایند تصمیمگیری ــ نه صرفاً نتیجهٔ نهایی ــ و جستوجوی دیدگاههای مخالف میتواند به کاهش این سوگیری کمک کند.نکتهٔ مهم این است که حتی تحلیلگران و مدیران سرمایهگذاری حرفهای نیز از این سوگیری مصون نیستند؛ زیرا دانش، تجربه و مشارکت بیشتر گاهی بهاشتباه احساس کنترل بیشتری بر نتایج ایجاد میکند.💠 سوگیری توهم کنترل به ما یادآوری میکند که داشتن اطلاعات بیشتر، تلاش بیشتر یا احساس آشنایی بیشتر، لزوماً به معنای کنترل بیشتر بر نتایج نیست. در بازارهای مالی، بخش مهمی از آنچه رخ میدهد همچنان در قلمرو عدمقطعیت، احتمال و شانس قرار دارد.@exitvoiceloyalty
