🔴 آیا رژیم پس از جنگ قدرتمندتر شده؟1. سران رژیم و رسانههای وابسته؛ این روایت را تبلیغ میکنند: «رژ…
انتشار: 2026/08/22 13:52 UTCدریافت: 2026/08/22 17:19 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 17:19 UTC
🔴 آیا رژیم پس از جنگ قدرتمندتر شده؟1. سران رژیم و رسانههای وابسته؛ این روایت را تبلیغ میکنند: «رژیم وارد جنگ با آمریکا شد، خامنهای کشته شد، فرماندهان زیادی از بین رفتند، ضربات بسیار سنگینی خوردند؛ اما حکومت سقوط نکرد؛ مجتبی وارث تاج و تخت سلطنت ولایت شد، خامنهای در یک نمایش ِجنازه گردانی دفن شد؛ فرماندهان جدید منصوب شدند، محسن رضایی به عنوان نماینده مجتبی؛ دبیر شورای عالی امنیت ملی (شعام) شد و اژهای برای ادامه جنایت در دستگاه قضاییه؛ تمدید شد و چهرههای امنیتی مانند حسین طائب دوباره به ساختار سرکوب برگشتند.» 2. رژیم سرنگون نشدن در جنگ خارجی را «پیروزی» و این پیروزی را علامت «قدرت» نظام روایت میکند و به این وسیله میخواهد بگوید که در برابر قیام؛ آسیب ناپذیر است. 3. واقعیت این است که پایه و سنگ بنای چنین روایتی هیچ رابطه و سنخیتی با نتیجهای که از آن میگیرند؛ ندارد؛ زیرا: اول؛ صورت مساله جنگ آمریکا سرنگونی نبود و نمی توانست باشد؛ بنابراین؛ سرنگون نشدن رژیم هیچ ربطی به «پیروزی» رژیم در این جنگ ندارد. به عنوان مثال هر قفلی تنها با کلید خاص خودش باز میشود؛ اگر صدها کلید دیگرانداخته شود؛ آن قفل باز نمی شود و باز نشدن قفل به معنی قدرت و استحکام آن نیست. دوم؛ وقتی رژیم ضعیف است و توان عقب نشینی ندارد؛ وقتی هر ساعت تهدید قیام را بالای سر خود حس میکند؛ مجبور است که برای بقا و حفظ نظام و برای مقابله با قیام؛ با همه داراییهایش؛ دست به تهاجم بزند و نکته بسیار مهم اینجاست که این تهاجم؛ علامت قدرت نیست بلکه نشانه بارز ضعف و بی راه حلی آن است. 4. اگر سرنگون نشدن نظام شاخص پیروزی و قدرت نظام نیست؛ شاخصهای مادی برای ارزیابی شکست و پیروزی و قدرت رژیم چیست؟ شاخص را باید با عواملی که مستقیم با عمر نظام در ارتباط هستند دید و سنجید: اول: رژیم برای بقای خود؛ نیاز به مشروعیت اجتماعی و حمایت مردمی دارد و رژیم مطلقا فاقد آن است. دوم: رژیم برای بقای خود؛ نیاز به ثبات و زیرساختهای مستحکم اقتصادی دارد و رژیم با یک اقتصاد فروپاشیده روبروست و هیچ چشماندازی هم برای بازسازی آن ندارد. سوم: رژیم برای ادامه بقای خود؛ نیاز به وحدت و انسجام درونی دارد و این نیز اساسا وجود ندارد و چشماندازی هم برای وحدت متصور نیست. چهارم. رژیم برای بقای خود؛ باید مقاومت و آلترناتیو خود را حذف کرده باشد و این نیز عملی نشده و هرگز نخواهد شد. رژیم با یک مقاومت سازمانیافته و آلترناتیو، که روز به روز قدرتمندتر میشود؛ روبروست؛ همچنانکه هنوز از وحشت تهاجم ۲۵۰ رزمنده از یکانهای ارتشآزادیبخش در ۴ اسفند، یعنی ۵ روز قبل از شروع جنگ، به بیت العنکبوت در نیامدهاست. 5. بنابراین؛ تمام قدرت رژیم برای بقا؛ در «توان سرکوب» رژیم خلاصه میشود اما رژیم بخوبی میداند که سرکوب یک شمشیر دولبه است و تا نقطهای در خدمت رژیم و از نقطهای به ضد خودش عمل میکند و خود به عامل تهاجم بیشتر و تسریع قیام تبدیل میشود. 6. به همین علت؛ پشت هر دود و دم و فریاد «پیروزی» یا «قدرت» و... الان تنها صدایی که از درون نظام شنیده میشود؛ وحشت از قیام و جرقه آن است. زیرا؛ جامعه واقعا در نقطه انفجاری است! رژیم بلحاظ اقتصادی بسیار در هم شکسته است و هیچ چشماندازی برای خروج از بحرانهای زنجیرهای و سرطانیاش را ندارد ولی این وضعیت؛ به معنی سرنگونی خودبخودی نظام نیست. این شرایط و این فرصت؛ تنها میتواند قیام به دست کانونهای شورشی و مقاومت سازمانیافته و مردم را سرعت ببخشد.💎@F_esfehan


