سکوت، صفحهای سیاه است که روح، پیامهای سفید خود را بر آن مینویسد و پنجرههایی را که در طول روز بس…
انتشار: 2026/07/23 04:16 UTC
سکوت، صفحهای سیاه است که روح، پیامهای سفید خود را بر آن مینویسد و پنجرههایی را که در طول روز بسته بود، باز میکند. وقتی شهرها خاموش میشوند و ایوانها به خواب میروند، انسان در کنار خود مینشیند، درست مانند غریبهای که پس از سفری طولانی، در کنار مادرش…سکوت، وطن موقتی برای خستگان است، آنها چمدانهای سنگین خود را در آستانهی آن میگذارند و با روحهایشان وارد آن میشوند و در سیاهیاش، گرمایی پنهان را احساس میکنند که شبیه آغوش مادرانهای قدیمی است. آنها کشف میکنند که برخی از نورها، به تاریکیای که آنها را احاطه کرده است، نیاز دارند تا دیده شوند، و برخی از قلبها، به یک شب کامل نیاز دارند تا به یاد بیاورند که در درونشان، سپیدهای منتظر اجازه برای طلوع است.سپس صبح میرسد، و روح از مجلس طولانی خود برخاسته، صورتش را با اشکهایش شسته، آشفتگیهایش را مرتب کرده و قلبش را به جای خود بازگردانده است. او در میان مردم، آرام قدم میزند، گویی زیر لباسهایش، چراغ کوچکی را حمل میکند که سکوت، آن را روشن کرده است.#روحك_روحك#مرافئمحمد خیر موسی🥰👆

