
"کتاب را نخوانیم که بخوابیمکتاب را بخوانیم تا بیدار شویم"
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 67 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/20 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 73 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
📚 @FarhangeKetabkhaniهیچ چیز با سرکوب ازبین نمیرود.برعکس،فقط قویتر میشود!سرکوب کردن هر چیز،سبب تشدید جاذبه آن میشود!آنچه را سرکوب کردهایم،وارد لایههای عمیق آگاهى ما میشود.📘 #الماسهاى_آگاهى✍ #اشو
📚 @FarhangeKetabkhaniدلم میخواهد دختران جوان بدانند برای آنکه دوست داشته شوند و ارزشمند باشند، نیازی به مدل شدن نیست.این دروغی است که رسانهها به خورد آنان میدهند.من این دروغ را باور داشتم اما وقتی فهمیدم که باهوش هستم، بااستعداد هستم و به جز زیبا بودن کارهای مهمتر دیگری نیز میتوانم انجام دهم،این دروغ را دور ریختم.همه ما قدرتمندیم.این قدرت ربطی به جذابیت جسمانی ما ندارد،بلکه در هوش، آگاهی، عشق و شوری نهفته است که با آن به دنیا آمدهایم.زمانش فرا رسیده که از تمرکز بر زیبایی دست برداریم و به این شناخت برسیم که ما زنان چیزی فراتر از ظاهر جسمانی هستیم.ما روحی بزرگ و متعالی داریمکه هیچ ربطی به اندازه دور کمرمان ندارد.پیوند با این روح بزرگ، بهترین فرصت را برای زندگی آگاهانه فراهم میسازد.باید آن را نمایان سازیم...📗 #راز_دختران_موفق ✍ #کارا_الویل_لیبا
📚 @FarhangeKetabkhani"سینوهه" شبی را به مستی کنار نیل به خواب می رود و صبح روز بعد یکی از برده های مصر که گوش ها و بینی اش به نشانه بردگی بریده بودند را بالای سر خودش میبیند، در ابتدا میترسد، اما وقتی به بی آزار بودن آن برده پی می برد، با او هم کلام میشود.برده از سینوهه خواهش میکند او را سر قبر یکی از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سینوهه با سواد بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را نوشته اند برای او بخواند.سینوهه از برده سئوال میکند که چرا میخواهد سرنوشت قبر این شخص را بداند؟ و برده می گوید: سال ها قبل من انسان خوشبخت و آزادی بودم، همسر زیبا و دختر جوانی داشتم، مزرعه پر برکت اما کوچک من در کنار زمین های بیکران یکی از اشراف بود. روزی صاحب اين قبر با پرداخت رشوه به ماموران فرعون زمین های مرا به نام خودش ثبت کرد و مقابل چشمانم به همسر و دخترم تجاوز کرد و بعد از اینکه گوش ها و بینی مرا برید و مرا برای کار اجباری به معدن فرستاد، سالهای سال از دختر و همسرم بهره برداری کرد و آنها را به عنوان خدمتکار فروخت و الان از سرنوشت آنها اطلاعی ندارم، اکنون از کار معدن رها شده ام، شنیده ام آن شخص مرده است و برای همین آمده ام ببینم خدایان روی قبر او چه نوشته اند ...سینوهه با برده به شهر مردگان (قبرستان) می رود و قبرنوشته ی آن مرد را اینگونه می خواند :"او انسان شریف و درستکاری بود که همواره در زندگی اش به مستمندان کمک می کرد و ناموس مردم در کنار او آرامش داشت و او زمین های خود را به فقرا می بخشید و هر گاه کسی مالی را مفقود می نمود ، او از مال خودش ضرر آن شخص را جبران می کرد و او اکنون نزد خدای بزگ مصر (آمون) است و به سعادت ابدی رسیده است..."در این هنگام ، برده شروع به گریه می کند و می گوید: "آیا او انقدر انسان درستکار و شریفی بود و من نمی دانستم؟ درود خدایان بر او باد .... ای خدای بزرگ ای آمون مرا به خاطر افکار پلیدی که در مورد این مرد داشتم ببخش..."سینوهه با تعجب از برده می پرسد که چرا علیرغم این همه ظلم و ستمی که بر تو روا شده ، باز هم فکر می کنی او انسان خوب و درستکاری بوده است؟و برده این جمله ی تاریخی را می گوید که : "وقتی خدایان بر قبر او اینگونه نوشته اند، من حقیر چگونه می توانم خلاف این را بگویم؟"و سینوهه بعد ها در یادداشت هایش وقتی به این داستان اشاره می کند، مینویسد:"آنجا بود که پی بردم حماقت نوع بشر انتها ندارد و در هر دوره می توان از نادانی و خرافه پرستی مردم استفاده کرد"📓 #سینوهه_پزشک_فرعون✍🏻 #میکا_والتاری
📚 @FarhangeKetabkhaniدیشب با دلم خلوتی داشتم ...🔴 آهنگ "خلوت دل"با صدای استاد ایرج خواجه امیری
📚 @FarhangeKetabkhaniحسین خواجه امیریبا نام مستعار #ایرجخوانندهی ایرانیدر سن ۹۴ سالگی درگذشتیادش گرامی🌹
📚 @FarhangeKetabkhani🔴 آهنگ معروف و خاطره انگیز"من یه پرندم" با صدای استاد ایرج خواجه امیری
📚 @FarhangeKetabkhaniحسین خواجه امیری(ایرج) #ایرج۱۱ دی ۱۳۱۱ / ۲۱ مرداد ۱۴۰۵خواننده صاحبنام موسیقی ایرانی که با صدای ماندگارش بیش از هفت دهه در عرصه هنر، درخشان بود.این هنرمند در طول دوران پربار فعالیت هنری خود،بیش از ۲۰۰۰ آواز،تصنیف و ترانه در برنامههای مختلف رادیویی، آثار سینمایی و آلبومهای متعدد برجای گذاشت.خلق آثار ماندگار در برنامه «گلها» و همکاری با بزرگان این برنامه، بخشی از کارنامه درخشان ایرج است؛ صدایی که برای چند نسل از ایرانیان، یادآور دوران طلایی آواز و خاطرهسازی در عرصه موسیقی است.
📚 @FarhangeKetabkhaniاستاد حسین خواجه امیری#ایرج
📚 @FarhangeKetabkhaniنترسم که با دیگری خو کنیتو با من چه کردی که با او کنی ؟✍ #صائب_تبریزی
📚 @FarhangeKetabkhaniشما تنوع لذتبخش و غنای پایانناپذیر طبیعت را میستایید. از گل سرخ نمیخواهید بوی بنفشه بدهد. پس چرا روح انسان ، این ارزشمندترین ثروت ، باید تنها به یک شکل وجود داشته باشد؟ من بذله گو هستم اما قانون به من حکم میکند که جدی بنویسم. من بیپروا هستم اما قانون به من امر میکند تا سبک نوشتهام ملاحظه کارانه باشد. خاکستری ، صرفا خاکستری ، تنها رنگ قانونی آزادی است. هر قطره شبنمی که خورشید بر آن میتابد ، با بازی پایانناپذیر رنگها میدرخشد اما خورشید معنوی با همهی گونه گونی انسانها و تمام اشیایی که نور آن را باز میتاباند، باید تنها رنگ رسمی را ایجاد کند! شکل ذاتیِ روح سرخوشی و نور است اما شما سایه را به تنها تجلیِ درخور تبدیل میکنید؛ بر روح باید جامهی سیاه پوشاند، هرچند در میان گلها نمیتوان گل سیاه یافت. ذاتِ روح همیشه خودِ حقیقت است اما شما این ذات را به چه تبدیل میکنید؟ به فروتنی؟ گوته میگوید فقط مفلوکان حقیر فروتن هستند، و شما میخواهید روح را به چنین موجود بیسروپایی بدل سازید؟📓 #سانسور_و_آزادی_مطبوعات✍ #کارل_مارکس
📚 @FarhangeKetabkhaniکتاب وقتی باز است ذهنی است که حرف میزند، وقتی بسته است دوستی است بهانتظار، وقتی فراموش میشود جانی است که میبخشاید، وقتی نابود شود، دلی است که میگرید.📗 #سوربز ✍🏻 #ماریو_بارگاس_یوسا
📚 @FarhangeKetabkhaniنگو پول، نگو تحصیلات، نگو ظاهر و قیافه، نگو روابط یا مسئولیتهای زیاد مرا از رسیدن به خواستههایم باز داشته است. خودت خوب میدانی که تمام اینها بهانه است.فقط یک چیز است که ما را از زندگی کردن رویاهایمان باز میدارد، و آن ترس است. دست و پای ترس را ببند تا دست و پای خودتان باز شود.📙 #نترس_دختر_غوغا_به_پا_کن ✍🏻 #کارا_الویل_لیبا
📚 @FarhangeKetabkhaniمهم نيست که تا چه حد از سرنوشت خود متاثر باشی یا دلت به حال خودت بسوزد، این مناسب زندگی یک جنگجو نيست، تو باید تغيير کنی.آنچه در دنيا از همه دشوارتر است انتخاب کردن و عهده دار شدن منش و شخصيت یک جنگجوست. غمگين بودن، شكایت کردن و خود را کاملا موجه و محق دانستن هيچ فایده ای ندارد. به هيچ دردی نمی خورد که فكر کنیم دیگران ما را آزار می دهند. هيچ کس به کسی کاری ندارد، مخصوصا به یك جنگجو.تو اینجا پيش من هستی، چون می خواهی اینجا باشی. و حالا باید مسئوليت تام این عمل را بپذیری. در این صورت تصور اینكه تو برگی در گرو باد هستی غير قابل قبول است. بر سرنوشت خود زاری کردن با اقتدار جور در نمی آید. رفتار یک جنگجو یعنی در عين حال کنترل خود و رها کردن کامل خود!پرسيدم:آخر چطور ممكن است؟ انسان چگونه می تواند در عين حال هم خود را کنترل کند و هم خود را رها کند؟جواب داد: کار مشكلی است.📘 #سفر_به_دیگر_سو✍🏻 #کارلوس_کاستاندا
📚 @FarhangeKetabkhani📖 #معرفی_کتابچند کتاب خوب برای زنان کتابخوان1. زنانی که با گرگها میدوندنویسنده: دکتر کلاریسا پینکولا اِستِس2. لیدی النویسنده: رومن گاری3. چراغها را من خاموش میکنمنویسنده: زویا پیرزاد4. جای خالی سلوچنویسنده: محمود دولتآبادی5. هر زنی درخت خود را میشناسندگزیده شعر زنان ترک6. گفتوگو با یازده نویسنده زننویسنده: مهرشید متولی7. سبکشناسینویسنده: دکتر محمود فتوحی8. زن در ایران باستاننویسنده: هدایتالله علوی9. زن تاریخ: بررسی جایگاه زن از عهد باستان تا پایان دوره ساسانیان10. زنان چگونه به قدرت میرسند؟نویسنده: روژه گارودی11. زنان فرمانروا در دولتهای اسلامینویسنده: بحریه اوچوک12. جنس ضعیف (گزارشی از وضعیت زنان جهان)نویسنده: اوریانا فالاچی13. نامه به کودکی که هرگز زاده نشدنویسنده: اوریانا فالاچی14. جنس دوم (دوجلدی)نویسنده: سیمون دوبووار15. نمادهای اسطورهای و روانشناسی زناننویسنده: شیندا بولن16. آیینها در شاهنامهنویسنده: محمد آبادی باویل
📚 @FarhangeKetabkhani2⃣3⃣9⃣رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمیدوظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبیدصفیر مرغ برآمد بط شراب کجاستفغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشیدز میوه های بهشتی چه ذوق دریابدهر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزیدمکن ز غصه شکایت که در طریق طلببه راحتی نرسید آن که زحمتی نکشیدز روی ساقی مه وش گلی بچین امروزکه گرد عارض بستان خط بنفشه دمیدچنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببردکه با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنیدمن این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوختکه پیر باده فروشش به جرعه ای نخریدبهار می گذرد دادگسترا دریابکه رفت موسم و حافظ هنوز می نچشید#حافظ
📚 @FarhangeKetabkhaniبودن یا نبودن. مسئله این است. آیا بهتر آن است که ضربهها و لطمههایِ روزگارِ غدّار را تاب بیاوری یا آن که اسلحه در دست گیری و با انبوهِ مشکلات بجنگی تا آن ناگواریها را از میان برداری؟ مُردن آیا فقط خوابیدنی است؟ چیزِ بیشتری نیست؟ اگر خوابِ مرگ دردهایِ قلبِ ما و هزاران دردِ دیگری را پایان میبخشد که طبیعت بر جسمِ ما مستولی میگردانَد، پایانی است که البته باید آرزومندش باشیم. مردن... خوابیدن... اما شاید هم خواب دیدن. آه، همین است که مانع می شود. این که وقتی این جسمِ خاکی را دور انداختیم، شاید در آن خوابِ مرگْ خوابهایِ پریشانی ببینیم! ترس از این رویاهاست که ما را به تأمل وا میدارد و عمرِ مصیبت و سختی را اینچنین طولانی میکند. چراکه اگر شخص به یقین بداند میتوان خود را با خنجری برهنه آسوده کرد، کیست که در مقابلِ لطمهها و خفّتهایِ زمانه، ظلمِ ظالم، کِبرِ متکبر، دردهایِ عشقِ شکست خورده، معطل شدن در دیوانخانهها، وقاحتِ منصبداران، تحقیرهایی که لایقانِ صبور از نالایقان میبینند، تن به تحمل دهد؟ کیست که حاضر به بردنِ این بارها باشد و بخواهد یکسر زیر فشارِ زندگانیِ پُر ملال ناله سر دهد و عرق بریزد؟ اما ترس از این که بعد از مرگ چه خواهد گذشت، در آن سرزمینِ نامکشوفی که هیچ مسافری از سرحدش برنمیگردد، اراده را سست میگردانَد. همین است که ما را وا میدارد تا رنجهایی را که میکشیم تحمل کنیم و نخواهیم خود را به میانِ رنجهایِ دیگری پرتاب کنیم که چیزی از آنها نمیدانیم. تفکر همهی ما را ترسو میگرداند.📕 #هملت✍ #ویلیام_شکسپیر
📚 @FarhangeKetabkhaniبا ارزش ترین متاع در دنیا زمان است، درست مانند تیری که از کمان رها شده، هیچ گاه باز نمیگردد!📗 #سنگفرش_هر_خیابان_از_طلاست✍🏻 #کیم_وو_چونگ
📚 @FarhangeKetabkhaniاز دروغ بپرهیز، از همهی دروغها، مخصوصا دروغ به خودت. مراقب دروغ خودت باش و هر ساعت، هر دقیقه، آن را وارسی کن. و از سرزنش بپرهیز، هم سرزنش خودت و هم سرزنش دیگران: آنچه در تو بد مینماید به صرف این حقیقت که آن را در خودت مشاهده کردهای پالایش مییابد. و از ترس دوری کن، گرچه ترس صرفا پیآمد هر دروغی است. از کمدلی خودت در دستیابی به عشق نهراس، و در عین حال حتی از کارهای بد خودت هم نهراس.📓 #برادران_کارامازوف✍🏻 #داستایفسکی
📚 @FarhangeKetabkhaniلحظههایی هست، لحظههایی بسیار نادر و قدرتمند که در آن یک نویسنده، نویسندهای که اکنون دیرزمانی است از صفحهٔ روزگار محو شده، در حضورت ایستاده است و مستقیماً با تو سخن میگوید چنان که گویی حاوی پیامی است که مخاطب آن بیش از هرکس دیگری تو هستی...📘 #جهان_چگونه_مدرن_شد؟✍ #استیون_گرینبلت
📚 @FarhangeKetabkhani📖 #معرفی_کتاب📘 #جهان_چگونه_مدرن_شد✍ #استیون_گرینبلتدر این کتاب کوشیدهام داستان رنسانسی کمتر شناختهشده اما نمونهوار را تعریف کنم، داستان کشف کتاب «در باب طبیعت چیزها».این کتاب داستانی است دربارهٔ لحظهٔ سرنوشتسازی که جهان به سمت جدیدی چرخید. نه با یک انقلاب یا سپاهی سرسخت پشت دروازهها و یا پا گذاشتن بر ساحل قارهای ناشناخته؛ بلکه در مکانی دورافتاده و پشت دیوارها، مردی دست دراز کرد و کتاب خطی بسیار قدیمیای را از یکی از قفسههای کتابخانه برداشت، با هیجان فراوان آنچه را کشف کرده بود دید...
📚 @FarhangeKetabkhani2⃣3⃣8⃣جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشیدهلال عید در ابروی یار باید دیدشکسته گشت چو پشت هلال قامت منکمان ابروی یارم چو وسمه بازکشیدمگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشتکه گل به بوی تو بر تن چو صبح جامه دریدنبود چنگ و رباب و نبید و عود که بودگل وجود من آغشته گلاب و نبیدبیا که با تو بگویم غم ملالت دلچرا که بی تو ندارم مجال گفت و شنیدبهای وصل تو گر جان بود خریدارمکه جنس خوب مبصر به هر چه دید خریدچو ماه روی تو در شام زلف می دیدمشبم به روی تو روشن چو روز می گردیدبه لب رسید مرا جان و برنیامد کامبه سر رسید امید و طلب به سر نرسیدز شوق روی تو حافظ نوشت حرفی چندبخوان ز نظمش و در گوش کن چو مروارید#حافظ
📚 @FarhangeKetabkhaniوقتی به گذشته بر میگردید، ممکن است یک حس تلخ و شیرین از گذشتن خوبیها و اتفاقات خوب بهوجود بیاید، و این قضیه اصلا مهم نیست. نگذارید تمرکزتان بر روی افسوسها یا آنچه از دست دادهاید باشد. با یادآوری آن این افتخار را به خود بدهید که دوباره شیرینی آن را احساس کنید.📗 #شادکامی_ماندگار ✍🏻 #ریک_هانسون
📚 @FarhangeKetabkhaniوضع افکار و زندگی به طور عموم و به خصوص وضعیت زن بعد از اسلام تغییر کرد چون اسیر مرد و خانه نشین شد ، تعداد زوجات ، تزریق افکار قضا و قدر ، سوگواری ، غم و غصه فکر مردم را متوجه جادو ، طلسم ، دعا ، جن نمود و از کار و جدیت آنها کاست . یک رشته خرافات جدید از این راه تولید شد .نذرهای خونین ، قربانی و تشریفات مربوط به آنهمهٔ این عادات وحشی از پرستش ارباب و انواع ناشی شده و به طور یقین اثر فکر ملل سامی میباشد ، چون انسان نادان و اولیه از قوای طبیعت میترسیده و خودش را مقهور آن میدانسته ، هر کدام از این قوا را خدایی تشنه به خون پنداشته و برای فرو نشاندن خشم و حرص آنان این معارضه و تاخت زدن را برای معافیت جان خودش تصور کرده ، یعنی مرا نکش و این جانور را بخور !📕 #نیرنگستان✍ #صادق_هدایت
📚 @FarhangeKetabkhaniمرگ عادلانهترین چیز تو این دنیاست.هیچکس تا حالا نتونسته از دستش فرار کنه. زمین همه رو میگیره؛ مهربونها، ظالمها و گناهکارها رو، همه رو. اما غیر از این هیچ عدالتی رو زمین نیست.📓 #صداهایی_از_چرنوبیل✍🏻 #سوتلانا_الکسیویچ
📚 @FarhangeKetabkhaniبی علاقگی به سرنوشت جامعه_بصورت خودخواهی فردگرایانه در جوامع مدرن دیده می شود؛به عقیده من تمام مسائل جهان ما،از بقای کره زمین،قحطی درآفریقا و دیکتاتوریهای سیاسی گرفته تا پیشرفت ایدز،همگی مارا به قبول مسئولیتهایمان فرا میخوانند.آنچه ضامن دموکراسی است تنها یک قانون اساسی خوب بابندهای خوب نیست. دموکراسی شرط لازم آزادی است،اما شرط کافی نیست.بدون شهروندانی آگاه به ارزشهای عام،دموکراسی معنا ندارد. این ارزشهای عام را شهروندان باید از شعر،فلسفه و علوم اجتماعی استخراج کنند. 📘 #نقد_عقل_مدرن✍ #رامین_جهانبگلو
📚 @FarhangeKetabkhaniارزشهای ما ایرادها و کاستیهایی دارند. اگر فرض کنیم که بیایراد و کامل هستند، در واقع خودمان را در یک چهارچوب ذهنی تعصبآمیز خطرناک قرار دادهایم که حق به جانبی را میپرورد و از مسئولیتپذیری اجتناب میکند.📙 #هنر_ظریف_رهایی_از_دغدغهها✍ #مارک_منسن
📚 @FarhangeKetabkhani📖 #معرفی_کتاب📙 #هنر_ظریف_رهایی_از_دغدغهها✍ #مارک_منسناین کتاب رنجهای شما را به ابزار، زخمهایتان را به قدرت، و مشکلاتتان را به مشکلاتی معمولیتر تبدیل میکند. این پیشرفتی واقعی است. این کتاب را به چشم راهنمایی برای رنجهایتان بنگرید؛ راهنمایی برای چگونگی رنج کشیدن آسانتر و معنیدارتر. با شفقت و فروتنی بیشتر نگاهش کنید. این کتابی است دربارهی برداشتن قدمهای سبکتر با وجود بارهای سنگین روی دوشتان، دربارهی آرامش بیشتر در برابر بزرگترین ترسهایتان و خندیدن به اشکهایتان در همان حالی که از چشمتان سرازیر است.این کتاب به شما یاد نمیدهد چطور به دست بیاورید یا بیندوزید، بلکه یاد میدهد چطور ببازید و رها کنید. به شما یاد میدهد چطور سیاههای از زندگیتان بسازید و همهچیز جز مهمترینها را خط بزنید. به شما یاد میدهد چشمانتان را ببندید و مطمئن باشید که میتوانید خودتان را به پشت رها کنید، و اگر زمین خوردید اشکالی ندارد. به شما میآموزد که دغدغههای کمتری داشته باشید. به شما میآموزد که سعی نکنید.
📚 @FarhangeKetabkhani2⃣3⃣7⃣نفس برآمد و کام از تو بر نمی آیدفغان که بخت من از خواب در نمی آیدصبا به چشم من انداخت خاکی از کویشکه آب زندگیم در نظر نمی آیدقد بلند تو را تا به بر نمی گیرمدرخت کام و مرادم به بر نمی آیدمگر به روی دلارای یار ما ور نیبه هیچ وجه دگر کار بر نمی آیدمقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دیدوز آن غریب بلاکش خبر نمی آیدز شست صدق گشادم هزار تیر دعاولی چه سود یکی کارگر نمی آیدبسم حکایت دل هست با نسیم سحرولی به بخت من امشب سحر نمی آیددر این خیال به سر شد زمان عمر و هنوزبلای زلف سیاهت به سر نمی آیدز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کسکنون ز حلقه زلفت به در نمی آید#حافظ
📚 @FarhangeKetabkhaniتا هنگامی که برداشت جامعه از آزادی این باشد که «تو نیز آزادی سخن بگویی اما فقط باید چیزی را بگویی که من میپسندم» هیچ سخن حقی بر زبانها نخواهد رفت، فرهنگ از پویایی باز میماند، معتقدات به چیزی کهنه و متحجر مبدل میشود، جامعه بیش از پیش در بیفرهنگی و جهل و خاماندیشی فرو میرود، انسان از رسالتهایش دورتر و دورتر میافتد و هر از چندی به بنبستهای اقتصادی، کشتوکشتاری تازه برمیانگیزد و شورش کور و بیهدف تازهیی به راه میاندازد که میوهچینان البته اسمش را انقلاب میگذارند اما در عمل مفهومی بیش از کودتا ندارد. سورخوران قدیمی سرنگون میشوند و سورخوران تازهیی جای آنها را میگیرند، و فاشیسمی جانشین فاشیسم دیگر میشود که قالبش یکیست، شکلش یکیست، عملکردش یکیست، چماق و تپانچه و زندانش همان است، فقط بهانههایش فرق میکند.✍ #احمد_شاملوتهران مصور، اردیبهشت 1358
📚 @FarhangeKetabkhani#دیالوگدر صلح، پسران پدرانشان را به خاک میسپارند و در جنگ پدران پسران را 📽 Hacksaw ridge
📚 @FarhangeKetabkhaniاین زور و ظلم است که دنیا را پیش میبرد. فقط با ستمگری میتوان زنده ماند؛تو یک روز کفش چرمی میپوشی چون یک نفر گاوی کشته و پوستش را کنده و با آن چرم درست کرده است. یک پالتو پوست میپوشی چون کسی یک حیوان یا چندین حیوان را کشته و از پوست آنها پالتو تولید کرده است. یک روز غذایت جگر مرغ است چون یک نفر پرندهی بیگناهی را که زورش به آدمها نمیرسیده کشته و سر بریده است.آن مرغها هم به جانوران دیگر ظلم میکنند کرمهای کوچکی را که به دنبال برگ کاهو هستند، میخورند. همیشه کسی هست که یکی دیگر را بکشد یا پوستش را بکند تا خودش زنده بماند.📓 #نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد✍🏻 #اوریانا_فالاچی
📚 @FarhangeKetabkhani✅ چند قطعه کوتاه از #باروخ_اسپینوزا :از کتابِ #رساله_سیاسی :▪️من به دقت کوشیدهام تا اعمالِ انسانی را مسخره نکنم، و نسبت به آنها اظهارِ تأسف یا انزجار نکنم، بلکه آنها را بفهمم.▪️فیلسوفان انفعالاتی را که بر ما غلبه میکند مفسدههایی میدانند که انسان به واسطۀ قصورِ خویش در دامِ آنها گرفتار میشود. پس این عادتِ فیلسوفان است که انفعالات را به سُخره بگیرند... و از آنها ابرازِ انزجار کنند. این فیلسوفان گمان میکنند که در حال انجام رسالتی مقدساند!... واقعیت این است که آنها انسانها را نه چنانکه هستند، بلکه آن طور که خودشان دوست دارند، میفهمند.از کتابِ #اخلاق :▪️اغلب پیش میآید که شخصی که به دنبال علل حقیقی «معجزات» بر میآید، متهم به زندیقِ بدعتگذار میشود. دلیل این امر آن است که متهمکنندگان میدانند اگر جهل از بین برود و جایش را به دانش واقعی بدهد، گیجیِ حماقتوار نیز از بین میرود، و در نتیجه متهمکنندگان از تنها ابزارِ جدلشان محروم میشوند و وسیلهی سلطهشان [بر مردم] را از دست میدهند.▪️کسانی که به واسطهی تقوا و اعمالِ صالحِ خود، انتظارِ پاداش از خدا را دارند، از درکِ درستِ فضیلت بسی به دورند، گویی که انتظار دارند بخاطرِ تحمّلِ دهشناکترین بردگی، جایزه بگیرند! ▪️خنده مانندِ شوخطبعی چیزی جز لذت نیست و لذا بذاته خوب است. قطعاً هیچ چیز مانع و مخالفِ لذت بردنِ ما نیست، مگر خرافاتِ سختگیر و ملالآور... هر اندازه بیشتر و شدیدتر لذت ببریم، کمالی که بدین وسیله بدان رسیدهایم بیشتر خواهد بود. ▪️بیشترِ مجادلات از آنجا ناشی میشود که انسانها به درستی منظورِ خود را بیان نمیکنند.از کتابِ #رساله_الاهیاتی_سیاسی :▪️هیچ چیزی به خودیِ خود و مستقل از ذهن مقدس و نامقدس نیست، بلکه تنها در ارتباط با ذهن [خیال] است که چنین یا چنان میشود.▪️هدفِ نهاییِ دولت باید آزادسازیِ هر انسانی از ترس باشد... هدفِ دولت در واقع، آزادی است.▪️آنچه انسان را عقلگریز میکند، هراس است. ترس آن ریشهای است که خرافات از آن بر میرویَد، میپاید، و تغذیّه میشود... مردم تا آنجا که مغلوبِ ترس باشند، آمادهیِ زودباوریاند.▪️هر زمان که مملکتی بیشتر دستخوشِ بزرگترین پریشانیها بوده است، خرافاتیها و رمّالان بیشترین نفوذ را میانِ مردمِ عادی و بیشترین قدرت را در برابرِ حاکمان داشتهاند... هیچچیز به اندازهیِ خرافات برای حکمرانی بر توده سودمند نیست... ▪️همواره کوششِ فراوانی صرفِ آراستنِ مذهب، چه راستین چه کاذب، با فرایض و مراسم شده است، تا توده آن را خیرهکنندهتر از هر چیزِ دیگری بیابد و از آن به شدیدترین درجهای از وفاداری تبعیت کند. مسلمانان این کار را به موثرترین وجهی سازمان دادهاند. ایشان با این اعتقاد که مباحثه بر سرِ مذهب کاری است ناصواب، ذهنِ هر فردی را چنان با پیشداوری پُر میکنند که جایی برایِ عقلِ دُرُست باقی نمیگذارند، چه برسد به جایی برای شک.▪️برترین رمزِ [ماندگاریِ] حکومتهایِ خودکامه، نگهداشتنِ مردم در وضعیّتِ فریفتگی، و پنهان کردنِ ترسی است که مردم را به این-سو-آن-سو میکشانَد، زیرِ عنوانِ فریبایِ مذهب. در نتیجهیِ این وضعیّت، مردم چنان برای بردگیِ خود میجنگند که گویی برایِ رستگاریِ خود میجنگند، و ریخته شدنِ خونِ خود را برای سَروریِ شخصِ واحدی، نهتنها خفّتبار نمیدانند بلکه آن را افتخاری عظیم میشمارند.▪️این بندگاناند، و نه انسانهای آزاد، که به پاسِ فضیلتشان پاداش میگیرند.از #نامهها :▪️من ادّعا نمیکنم که بهترین فلسفه را یافتهام، امّا میدانم که حقیقت را میتوان شناخت.
📚فرهنگ کتابخوانی📚 pinned a video
📚 @FarhangeKetabkhaniزمانی که کودکی میخندد ، باور دارد که تمام دنیا در حال خندیدن است ، و زمانی که یک انسان ناتوان را خستگی از پای در میآورد ، گمان میبرد که خستگی ، سراسر جهان را از پای درآورده است . چرا ناامیدان ، دوست دارند که ناامیدیشان را لجوجانه تبلیغ کنند؟ چرا سرخوردگان مایلند که سرخوردگی را یک اصل جهانی ازلی ابدی قلمداد کنند؟ چرا پوچ گرایان ، خود را ، برای اثبات پوچ بودن جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن میجنگیم ، پاره پاره میکنند؟ آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماریشان به تن و روح دیگران سرایت کند ، دلیل بر رذالت بیحساب ایشان نیست؟ من هرگز نمیگویم که در هیچ لحظهیی از این سفر دشوار ، گرفتار ناامیدی نباید شد . من میگویم:به امید بازگردیم . قبل از آن که ناامیدی ، نابودمان کند ...📕 #یک_عاشقانه_آرام✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📚 @FarhangeKetabkhaniاگر ما بتوانیم کودکان خود و نسل آینده را با محبت بدون قید و شرط و با انضباطی محکم و یکنواخت و بدون تنبیه بزرگ کنیم، این کودکان هرگز از زندگی یا مرگ نخواهند ترسید ...📗 #ماندن_در_وضعیت_آخر✍🏻 #تامس_هریس
📚 @FarhangeKetabkhaniحتی اگر زیبا یا ثروتمند هستیم، نمیخواهیم که ما را به دلیل این چیزها دوست بدارند، چون اگر این خصوصیات از بین بروند، عشق هم به همراهش میرود. من ترجیح میدهم که شما از ذهنم تعریف کنید و نه از چهرهام، و اگر مجبور باشید در آن صورت ترجیح میدهم در مورد لبخندم اظهار نظر بکنید تا دماغم. 📘 #تسلی_بخشیهای_فلسفه✍🏻 #آلن_دوباتن
📚 @FarhangeKetabkhaniموفقیت؛ محصول عادتهای روزانه است، نه یک دگرگونی بزرگو یکباره در کل زندگی.ایجاد عادتهای ماندگار، دشوار است.مردم تغییرات کوچک اندکی ایجاد میکنندو چون نتیجهٔ قابل توجهی مشاهده نمیکنند،متوقف میشوند.📙 #خرده_عادتها ✍ #جیمز_کلییر
📚 @FarhangeKetabkhani📖 #معرفی_کتاب📙 #خرده_عادتها✍ #جیمز_کلییر«خردهعادتها» راهی آسان و اثبات شده به شما برای ترک عادات بد پیشنهاد میدهد. بااینکه برای ایجاد عادتهای بهتر، بیش از یک راه وجود دارد، این کتاب بهترین راهی را توصیف میکند که میشناسیم؛ رویکردی که صرفنظر از نقطهٔ شروع و چیزی که میخواهید تغییرش بدهید، مؤثر خواهد بود.استراتژیهایی که کلییر ارائه میکند، برای هرکسی که بهدنبال سیستم گامبهگام برای پیشرفت میگردد، مفید است؛ خواه اهداف او حولوحوش سلامتی، پول، بهرهوری، روابط یا همهٔ این موارد باشد یا خیر. تا زمانی که بحث بر سر رفتار انسانی است، این کتاب میتواند راهنما باشد.با خواندن این اثر شما نکات زیادی را درباره ترک عادات بد میآموزید. این که هر روز یکدرصد بهتر شوید،از خطاهایی که بیشتر مردم هنگام تغییر عادتها مرتکب میشوند پرهیز کنید، هویتی قویتر پیدا کنید و خودتان را بیشتر باور داشته باشید حتی وقتی پرمشغله هستید برای ایجاد عادات خوب وقت پیدا کنید،اگر از برنامهتان جاماندهاید دوباره آن را پی بگیرد و مهمتر از همه این که چگونه این ایدهها را در زندگی واقعی عملی کنید.
📚 @FarhangeKetabkhani2⃣3⃣6⃣اگر آن طایر قدسی ز درم بازآیدعمر بگذشته به پیرانه سرم بازآیددارم امید بر این اشک چو باران که دگربرق دولت که برفت از نظرم بازآیدآن که تاج سر من خاک کف پایش بوداز خدا می طلبم تا به سرم بازآیدخواهم اندر عقبش رفت به یاران عزیزشخصم ار بازنیاید خبرم بازآیدگر نثار قدم یار گرامی نکنمگوهر جان به چه کار دگرم بازآیدکوس نودولتی از بام سعادت بزنمگر ببینم که مه نوسفرم بازآیدمانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوحور نه گر بشنود آه سحرم بازآیدآرزومند رخ شاه چو ماهم حافظهمتی تا به سلامت ز درم بازآید#حافظ
📚 @FarhangeKetabkhaniهزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنندهمه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت یک لاک پشت حسوداو یک روز نامه ای به هزارپا نوشت : ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم ، با احترام تمام، لاک پشت هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟ و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد!سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی و حسادت می تواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده ومانع پیشرفت وبلند پروازی ما شود📕 #دنیای_سوفی✍ #یوستین_گردر
📚 @FarhangeKetabkhaniتسلای این جهان این است که رنجِ مُدام وپیوسته وجود ندارد. غمی میرود و شادیای باز زاده میشود.اینها همه در تعادلاند. این جهان، جهانِ جبرانهاست...📗 #یادداشتها✍ #آلبر_کامو
📚 @FarhangeKetabkhaniحتی یک نفر را نداشتم که با او دردودل کنمکسی باشد که بهش بگویم دوستش دارممیفهمی؟میدانی عشق یعنی چی؟خیال نمیکنم بفهمی. هیچکس نمیداند من چه حالی دارم، هیچکس...دلم از تنهایی میپوسید و دردهای ناگفتنی توی دلم تلمبار میشد.آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگویدغمانگیز نیست...؟📙 #سال_بلوا✍ #عباس_معروفی
📚 @FarhangeKetabkhaniمرد آبی ناگهان گفت: «در بهشت پنج نفر را ملاقات میکنی. هر کدام از ما بنا به دلیلی در زندگی تو بودهایم. شاید آن موقع علّتش را نفهمیده باشی، و بهشت برای همین است. برای درک زندگیات روی زمین.»ادی مات و مبهوت نگاه کرد.«مردم، بهشت را مثل باغ فردوس تصوّر میکنند. جایی که در آن میتوانند بر ابرها شناور شوند و در رودخانهها و کوهها وقتشان را به بطالت بگذرانند. ولی این صحنهپردازیها بدون تسلی خاطر، بیمعنی است.بزرگترین هدیهای که خدا میتواند به تو بدهد این است: درک آنچه در زندگیات گذشته. تا زندگیات برایت توجیه شود. این همان آرامشی است که دنبالش بودی.»📘 #پنج_نفری_که_در_بهشت_ملاقات_میکنید ✍ #میچ_آلبوم
📚 @FarhangeKetabkhani📖 #معرفی_کتاب📓 #فهرست_ترسهای_نگفتنی✍ #جی_کسپر_کریمراسی که پدرش را بر اثر بیماری از دست داده و همراه مادرش در نیویورک زندگی میکند، نتوانسته با ضربهی روحی ناشی از مرگ پدر کنار بیاید و این ضربه باعث شده از هر چیز کوچکی بترسد. او مجبور میشود نیویورک را ترک کند و به همراه مادرش برای زندگی به یکی از جزایر نزدیک آن برود. این جابهجایی به خودی خود ترسناک است، اما دکتر بلککریک، مردی که مادرش به تازگی با او ازدواج کرده، و خانهی بزرگ و قدیمی او، باعث شده به تعداد ترسهای او اضافه شود.
📚 @FarhangeKetabkhani2⃣3⃣5⃣زهی خجسته زمانی که یار بازآیدبه کام غمزدگان غمگسار بازآیدبه پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشمبدان امید که آن شهسوار بازآیداگر نه در خم چوگان او رود سر منز سر نگویم و سر خود چه کار بازآیدمقیم بر سر راهش نشسته ام چون گردبدان هوس که بدین رهگذار بازآیددلی که با سر زلفین او قراری دادگمان مبر که بدان دل قرار بازآیدچه جورها که کشیدند بلبلان از دیبه بوی آن که دگر نوبهار بازآیدز نقش بند قضا هست امید آن حافظکه همچو سرو به دستم نگار بازآید#حافظ
📚 @FarhangeKetabkhaniدلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمندسروران بر در سودای تو خاک قدمندشهری اندر هوست سوخته در آتش عشقخلقی اندر طلبت غرقه دریای غمندخون صاحب نظران ریختی ای کعبه حسنقتل اینان که روا داشت که صید حرمندصنم اندر بلد کفر پرستند و صلیبزلف و روی تو در اسلام صلیب و صنمندگاه گاهی بگذر در صف دلسوختگانتا ثناییت بگویند و دعایی بدمندهر خم از جعد پریشان تو زندان دلیستتا نگویی که اسیران کمند تو کمندحرفهای خط موزون تو پیرامن رویگویی از مشک سیه بر گل سوری رقمنددر چمن سرو ستادست و صنوبر خاموشکه اگر قامت زیبا ننمایی بچمندزین امیران ملاحت که تو بینی بر کسبه شکایت نتوان رفت که خصم و حکمندبندگان را نه گزیرست ز حکمت نه گریزچه کنند ار بکشی ور بنوازی خدمندجور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوستگنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همندغم دل با تو نگویم که تو در راحت نفسنشناسی که جگرسوختگان در المندتو سبکبار قوی حال کجا دریابیکه ضعیفان غمت بارکشان ستمندسعدیا عاشق صادق ز بلا نگریزدسست عهدان ارادت ز ملامت برمند#سعدی
📚 @FarhangeKetabkhaniمقصر دانستن دیگران همیشه خیلی آسان است.میتوانی تمام عمرت را به مقصر دانستن دنیا بگذرانی، اما بِدان مسئولیت تمام موفقیتها یا شکستهایت فقط با خودت است.📓 #الف✍🏻 #پائولو_كوئلیو
📚 @FarhangeKetabkhaniفحش یکی از اصول ایجاد تعادل در آدمیزاد است. اگر فحش وجود نداشته باشد، بله، آدمی دق میکند. بیشتر از تعداد و نوع فحش هر زبانی میشود از اوضاع مردمی که در یک ناحیه زندگی میکنند سر درآورد و رابطه بینشان را کشف کرد.زبان فارسی اگر هیچ نداشته باشد «فحش آبدار» زیاد دارد. ما که سر این ثروت عظیم نشستهایم چرا ولخرجی نکنیم؟!#صادق_هدایت
📚 @FarhangeKetabkhaniاگر لمسم میکرد آب میشدم. این حس را میشناسید؟ اینکه نمیتوانید تحمل کنید حتی پنج دقیقه از او دور باشید. وقتی همهچیز را در او میبینید. هرکاری که میکنید، با خودتان فکر میکنید «نظر او درباره این کارم چه بود؟» احساسی غیرقابل توصیف است. فوقالعاده است و در عین حال دردناک. آنقدر آسیبپذیر و خالص هستید که ترسناک است.📗 #جنگل✍ #هارلن_کوبن
📚 @FarhangeKetabkhani📖 #معرفی_کتاب📗 #جنگل✍ #هارلن_کوبنداستانی پر رمز و راز و هیجان انگیز با پایانی باور نکردی که شما را انگشت به دهان باقی می گذارد. رمان جنگل یکی از بهترین کتاب هایی بود که در ژانر تریلر خوانده ام و شاید حتی بتوان گفت بهترین آن.داستان درباره ی پاول کوپلند است که خواهر خود را در یک جنایت وحشتناک حدود بیست سال قبل از دست داده است و زندگی آرامی را سپری می کند. او دادستان نیوجرسی است و از شغل خود بسیار راضی است تا اینکه یک روز به ناگاه همه چیز بهم می ریزد و گذشته ترسناک تر از قبل به سراغ او می آید و همهی باور های او را زیر و رو می کند.«هارلن کوبن» نویسندهی پرفروش نیویورکتایمز، در این داستان پرکشش خوانندگان را به قلب ماجراهای خانوادگی میبرد و ثابت میکند که گاهی تاریکترین رازها، ریشه در خانهی شما دارند.کوبن، نویسندهی سرشناس ژانر مرموز و تریلر است. با فروش بیش از شصت میلیون کتاب در سراسر دنیا، آثار این نویسنده بارها در لیست پرفروشهای نیویورکتایمز قرار گرفتهاند. رمانهای او به ۴۳ زبان ترجمه شدهاند. کوبن نخستین نویسندهای است که هر سه جایزهی ادگار، شِیمس و آنتونی را در پرونده افتخارات متعدد خود دارد.
📚 @FarhangeKetabkhani2⃣3⃣4⃣چو آفتاب می از مشرق پیاله برآیدز باغ عارض ساقی هزار لاله برآیدنسیم در سر گل بشکند کلاله سنبلچو از میان چمن بوی آن کلاله برآیدحکایت شب هجران نه آن حکایت حالیستکه شمه ای ز بیانش به صد رساله برآیدز گرد خوان نگون فلک طمع نتوان داشتکه بی ملالت صد غصه یک نواله برآیدبه سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصودخیال باشد کاین کار بی حواله برآیدگرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفانبلا بگردد و کام هزارساله برآیدنسیم زلف تو چون بگذرد به تربت حافظز خاک کالبدش صد هزار لاله برآید#حافظ
📚 @FarhangeKetabkhaniمرد هزار چهرهی سینمای ایران#اکبر_عبدی درگذشت یادش گرامی🌹🖤
📚 @FarhangeKetabkhani( شازدهیِ بیتاجوتختِ کوچه های نازی آباد #اکبر_عبدی)🖤به نامِ او که «نقش» میزند و «جان» میبخشدامروز، پردهیِ نمایشِ روزگار افتاد و پیرِ دیرِ صورتکها، در سکوتی که هیچگاه از او سراغ نداشتیم، سر بر بالینِ ابدیت گذاشت اکبر عبدی، نه یک بازیگر، که «شعبدهبازِ عاطفههایِ گمشده» بود مردی که از نایِ جانش، خنده میتراشید تا شکافِ عمیقِ اندوهِ ما را پر کنداو همان طفلِ نوپایِ سینما بود که با «بازم مدرسهام دیر شد»، به جای ما دوید، به جای ما از توبیخِ ناظم ترسید و به جای ما، تمامِ شیطنتهایِ نکردهیِ یک نسلِ محصور را فریاد زد او در کالبدِ «غلامرضایِ» فیلمِ مادر، با آن چشمانِ زلال و گویشِ لرزان، نشانمان داد که میتوان «عقل» را به مسلخ برد و با «عشق» تا آستانهیِ ملکوت رفت همانجا که میگفت: «مادر مرد، از بس که جان ندارد…» و ما با هر هجایِ او هزار بار مُردیم و زنده شدیمعبدی، مردی بود که در «آدمبرفی»، زنانه گریست تا مردانگی را معنا کند؛ و در «دزدِ عروسکها»، دیوی بود که کودکِ درونِ همهی ما را نوازش میکرد. او در دستانِ جادوییِ عبدالله اسکندری، چون مومی در پنجهیِ تقدیر بود گاهی پیرزنی با چینوچروکِ مهربانی گاهی پادشاهی با طنزِ گزنده و گاهی رزمندهای که میانِ آتش و خون، قاهقاه به ریشِ مرگ میخندیداو فقط بازیگر نبودیک فصلِ کامل از زیستنِ ما بودگاهی آقای خورشیدیِ خانه ما میشد کسی که «درام» را در آغوشِ «کمدی» کشاند و با کیمیایِ هنرش، مسِ تلخِ روزمرگی را به طلایِ نابِ خاطره مبدل ساخت او با آن فیزیکِ رها و میمیکهایِ بیتکرار، به ما یاد داد که هنر نه در شقورق ایستادن که در «شکستن» است شکستنِ مرزهایِ خودخواهی برای آنکه لبخندی بر لبی بنشیندحالا، سینما یتیم شده است. حالا چراغهایِ صحنه از شرمِ نبودنش سوسو میزنند اکبرِ ما از میانِ هزار چهرهاش سرانجام چهرهیِ اصلیِ خود را برگزید چهرهیِ مردی که خسته از هیاهویِ «دوربین، حرکت» به خلوتِ «کویِ دوست» کوچ کردبدرود ای «مردِ هزار رویا»! بدرود ای که با رفتنت، نیمی از کودکیِ ما را با خود به زیرِ خاک بردی اما بدان تا زمانی که صدایِ خندهیِ کودکی از دیدنِ شیرینکاریهایت بلند است تو زندهای تو در رگهایِ این خاک در تاروپودِ سینمایِ علی حاتمی و در حافظهیِ خیسِ این مردم، تا همیشه تکثیر خواهی شدآسوده بخواب که «مدرسهات» دیگر هیچگاه دیر نمیشود…✍🏻 #زهرا_عبدی " دیبا "
📚 @FarhangeKetabkhani#اکبر_عبدی درگذشت🔹اکبر عبدی، بازیگر سینما و تلویزیون در سن ۶۶ سالگی درگذشت.
📚 @FarhangeKetabkhani#اکبر_عبدی(زاده ۴ شهریور ۱۳۳۹ اردبیل _ درگذشت ۲ مرداد ۱۴۰۵) بازیگر سینما و تلویزیون هنرجوی مدرسه هنر و ادبیات صداوسیما بود و با دریافت دیپلم از سال ۱۳۵۸ با نمایشهای آماتوری فعالیت هنریاش را آغاز کرد. از سال ۱۳۶۰ به تلویزیون رفت و در سال ۱۳۶۳ با فیلم جنجال بزرگ، بازی در سینما را آغاز کرد و پس از آن در فیلمهای مردی که موش شد، اجارهنشین ها، گراندسینما و ایایران، توانست قابلیتهای خود را در ایفای نقشهای کمدی ثابت کند.از بازیهای بهیادماندنی او فیلمهای هنرپیشه (محسن مخملباف) و آدمبرفی (داود میرباقری) است. وی نیمه اول دهه هشتاد را در سکوت سینمایی سپری کرد و تا حدودی از محبوبیت و شهرت او کاسته شد. بازی او در چند فیلم کمدی در اواخر دهه هفتاد هم خیلی مورد توجه واقع نشد و از دوران اوج خود، یعنی زمانی که از پولسازترین بازیگران کشور بود، فاصله داشت. اما بهمن ۱۳۹۶ در جشنواره فجر از وی تقدیر شد.در فیلم «خوابزدهها» بعد از فیلمهای «آدمبرفی» و «خوابم میاد» برای سومینبار نقش یک زن را ایفا کرد و حتی در این فیلم نقش دو زن را بازی کرد.وی در مراسم اختتامیه سیامین جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۹۱ ضمن انتقاد از روند برگزاری و داوری جشنواره اظهار کرد بایستی برای بازی در فیلم ایایران هم جایزه سیمرغ بلورین دریافت میکردم.همچنین در تاریخ اسفند ۱۳۹۰ به عنوان میهمان در برنامه پارک ملت حضور یافت و از دستمزد حاصل از بازیاش در فیلم سینمایی اخراجیها، گلایههایی کرد.در سال ۱۳۹۴ رسانههای ترکیه گزارش دادند که وی با خرید خانهای در آلانیا تصمیم گرفته که مابقی عمرش را در این شهر بگذراند. و او با مصاحبهای در یک بنگاه معاملات املاک در آلانیا گفت: به خاطر برخی مشکلات سلامتی تصمیم گرفته است که در این شهر به زندگی ادامه دهد.اما بعد از بازتابهایی که این مصاحبه داشت، وی مهاجرت به ترکیه را تکذیب کرد و اظهار داشت: «من ایران هستم، و مهاجرت نکردهام، و به زودی قرارداد رسوایی ۲ را با دهنمکی خواهم بست.»جوایز:نشان درجه یک فرهنگوهنردریافت سیمرغ بلورین نقش دوم مرد از هشتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم مادر، ساخته علیحاتمی (۱۳۶۸)دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از سیامین جشنواره بینالمللی فجر برای نقشآفرینی در فیلم خوابم میآد، ساخته عطاراننامزد جایزه بیستمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم نان، عشق و موتور ۱۰۰۰و دریافت کلید طلایی اردبیل ۱۳۹۴تئاتر:مشاکبر و دختراش- کارگردان: اکبر عبدی رستوران عمواکبر - کارگردان: اکبر عبدی مشدی عباد (اجرای مجدد) کارگردان: اکبر عبدی پنجره فولاد - کارگردان: جواد هاشمی سوپربقال ایرونی - کارگردان: اکبر عبدی مشدی عباد - کارگردان: اکبر عبدی از خاک تا افلاک - کارگردان: محمود فرهنگ اکبرآقا آکتورتئاتر - کارگردان: اکبر عبدی دوستان با محبت - کارگردان: رضا ژیان بنگاه تئاترال- کارگردان: محمود استادمحمد.
📚 @FarhangeKetabkhaniدهانت را می بویندمبادا که گفته باشی دوستت می دارمدلت را میبویندروزگار غریبیست نازنینو عشق راکنار تیرک راه بندتازیانه می زنندعشق را در پستوی خانه نهان باید کرددر این بن بست کج و پیچ سرماآتش رابه سوخت بار سرود و شعرفروزان می دارند.به اندیشیدن خطر مکن!روزگار غریبیست نازنینآن که بر در می کوبد شباهنگامبه کشتن چراغ آمده است.نور را در پستوی خانه نهان باید کردآنک قصابانندبر گذرگاه ها مستقربا کنده و ساتوری خون آلودروزگار غریبیست نازنینو تبسم را بر لب ها جراحی می کنندو ترانه را بر دهانشوق را در پستوی خانه نهان باید کردکباب قناریبرآتش سوسن و یاسروزگار غریبیست نازنینابلیس پیروز مستسور عزای ما را بر سفره نشسته استخدا را در پستوی خانه نهان باید کرد!✍ #احمد_شاملو
📚 @FarhangeKetabkhaniدوم مرداد ماهسالروز درگذشت #احمد_شاملوشاعر شبانهها و عاشقانههایادش گرامی🌹
📚 @FarhangeKetabkhani"چلچلی"من آن مفهومِ مجرد را جُستهام.پایدرپای آفتابی بیمصرفکه پیمانه میکنمبا پیمانهی روزهای خویش که به چوبین کاسهی جذامیان ماننده است،من آن مفهومِ مجرد را جُستهاممن آن مفهومِ مجرد را میجویم.پیمانهها به چهل رسید و از آن برگذشت.افسانههای سرگردانیاتای قلبِ دربدربه پایانِ خویش نزدیک میشود.بیهوده مرگبه تهدیدچشم میدَرانَد:ما به حقیقتِ ساعتهاشهادت ندادهایمجز به گونهی این رنجهاکه از عشقهای رنگینِ آدمیانبه نصیب بردهایمچونان خاطرهیی هریکدر میان نهادهاز نیشِ خنجریبا درختی.□با این همه از یاد مبرکه ماــ من و تو ــانسان رارعایت کردهایم(خود اگرشاهکارِ خدا بودیا نبود)،و عشق رارعایت کردهایم.□در باران و به شببه زیرِ دو گوشِ مادر فاصلهیی کوتاه از بسترهای عفافِ ماروسبیانبه اعلامِ حضورِ خویشآهنگهای قدیمی رابا سوتمیزنند.(در برابرِ کدامین حادثهآیاانسان رادیدهایبا عرقِ شرمبر جبینَش؟)□آنگاه که خوشتراشترینِ تنها را به سکهی سیمی توان خرید،مراــ دریغا دریغ ــهنگامی که به کیمیای عشقاحساسِ نیازمیافتدهمه آن دَم استهمه آن دَم است.□قلبم را در مِجریِ کهنهییپنهان میکنمدر اتاقی که دریچهییشنیست.از مهتابیبه کوچهی تاریکخم میشومو به جای همه نومیدانمیگریم.آهمنحرام شدهام!□با این همه، ای قلبِ دربِدر!از یاد مبرکه ماــ من و تو ــعشق را رعایت کردهایم،ازیاد مبرکه ماــ من و تو ــانسان رارعایت کردهایم،خود اگر شاهکارِ خدا بودیا نبود.✍ #احمد_شاملو
📚 @FarhangeKetabkhani#احمدشاملواحمد شاملو، الف. بامداد یا الف. صبح (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹)، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگنویس ایرانی و از بنیانگذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام میشد و از همین روی، خانواده اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ به سبب فعالیتهای سیاسی، پایانِ همان تحصیلات نامرتب را رقم میزند. شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونهای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملویی یا شعر منثور شناخته میشود. شاملو که هر شاعر آرمانگرا را در نهایت امر یک آنارشیست تام و تمام می انگاشت، در در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما برای نخستین بار در شعر «تا شکوفه سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد. شاملو علاوه بر شعر، فعالیتهایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمههایی شناختهشده دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامه مردم ایران میباشد. آثار وی به زبانهای: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی ترجمه شدهاند. شاملو از سال ۱۳۳۱ به مدت دو سال، مشاور فرهنگی سفارت مجارستان بود.«نخستین شب شعر بزرگ ایران» در سال ۱۳۴۷، از سوی وابسته فرهنگی سفارت آلمان در تهران برای احمد شاملو ترتیب داده شد. احمد شاملو پس از تحمل سالها رنج و بیماری، در تاریخ 2 مرداد 1379 درگذشت و پیکرش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شدهاست. عشق، آزادی و انسانگرایی، از ویژگیهای آشکار سرودههای شاملو هستند.
📚 @FarhangeKetabkhaniمن سیارهای سراغ دارم که یک اقای سرخ رو در آن است. او هرگز گلی را بو نکرده است. هرگز ستارهای را تماشا نکرده است.هرگز کسی را دوست نداشته است. هرگز جز جمع زدن اعداد کار دیگری نکرده است. و تمام روز مثل تو تکرار میکند: من آدم جدی هستم! من آدم جدی هستم! و باد به غبغب میاندازد و به خودش میبالد. ولی او آدم نیست. قارچ است!📘 #شازده_كوچولو✍🏻 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📚 @FarhangeKetabkhaniخوشبختی، فهرست داراییهای لازم:۱. یک کلبه۲. دوستان۳. اجتناب از رییس بازیها، ارباب منشی، همچشمی و درگیری۴. تفکرممکن است دستیابی به خوشبختی دشوار باشد، ولی موانع آن عمدتا مالی نیستند.📗 #تسلی_بخشیهای_فلسفه✍🏻 #آلن_دوباتن
📚 @FarhangeKetabkhaniﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩِ ﻣﺮﺍ ﻣﺠﺬﻭﺏ میکند ﺩﻟﯿﻠﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺫﺭﻩاﯼ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﻮ ﺍﺛﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ. ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻈﺮِ ﺗﻮ ﻣﻌﺼﯿﺖ ﺍﺳﺖ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻧﻈﺮِ ﻣﻦ ﻣﻌﺼﻮﻣﯿﺖ ﺑﺎشد. ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻭﺧﺎﻣﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺣﮑﻢِ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ!📙 #نامه_به_پدر✍🏻 #فرانتس_کافکا
📚 @FarhangeKetabkhani📖 #معرفی_کتاب📓 #هنر_جنگ✍ #سان_تزو🔃 #حسن_حبیبی۲۵۰۰ سال پیش مردی به نام سان تزو تصمیم میگیرد تمام تعالیم جنگی اش را مکتوب کند. او کتابی مینویسد و به پادشاه وقت پیشکش میکند و نامش را هنر جنگ می نامد و این کتاب تبدیل به کتاب شماره یک تاریخی در حوزه جنگاوری دنیا میشود که حتی در حوزه موفقیت کسب و کار و تجارت نیز بسط داده میشود . کتاب هنر جنگ یک کتاب کوچک و ساده با ۱۳ فصل است. در هر فصلی استراتژی و تاکتیک های جنگی گنجانده شده است که باید فرمانده نیروی زمینی از آن پیروی کند تا بر دشمن پیروز شود. این کتاب برای اولین بار از چینی به فرانسوی ترجمه شد و سپس توجه فرماندهان انگلیسی را جلب کرد و در سال ۱۹۰۵ به انگلیسی نیز ترجمه شد. سان تزو معتقد بود جنگ باعث ضرر اقتصادی میشود و حد الامکان نباید وارد جنگ شد مگر برای پیروزی و به گفته خودش پادشاهی که در ۱۰۰ جنگ ۱۰۰ بار پیروز شده کاری مضحک انجام داده. هر فرماندهی باید قبل از اینکه دشمن برایش تهدیدی به حساب بیاید نابودش کند .کتاب تاریخی Art Of War علیرغم نامش توانست قشر وسیعی از خوانندگان را به خود اختصاص دهد. اگر از معرفی در سریال های تلوزیونی بگذریم این کتاب یکی از کتاب های کارآفرینان و تاجران بزرگ دنیا است. این کتاب حاوی استراتژی هایی برای پیروزی است؛ پیروزی در هر جایی . پیروزی فقط مختص به جنگ های انسانی نیست. در هر عرصه ای از زندگی باید پیروز باشیم؛ زندگی , ورزش , درس , تجارت و … این کتاب اصول پیروزی را می آموزد. این کتاب چنان اصول حرفه ای و دقیقی در خود دارد که سخنگوی سازمان دفاع آمریکا در ایراد هایش درباره چگونگی دفاع از کشورشان از سان تزو و کتاب هنر جنگ نقل قول میکند. اولین آموزه از ۱۳ آموزه ی سان تزو : اگر چیزی را میخواهید بدست آورید و آن چیز برای شما ارزش زیادی دارد؛ هرگز بر رویش ریسک نکنید. فقط زمانی حرکت کنید که مطمئن هستید پیروز میشوید , این یک استراتژی جنگی است؛ اما نه فقط در میدان جنگ. شما اگر بدست اوردن مقام اول در رشته ورزشی شطرنج برایتان اهمیت و ارزش زیادی دارد . باید از این اصل پیروی کنید و ریسک نکنید؛ شما باید تمام تلاشتان را برای بدست آوردن آنچه پیروزی می نامید بکنید و به امید روبرو شدن با یک حریف ضعیف وارد مسابقه نباشید. شما نباید ریسک کنید؛ باید مطمئن و برای پیروزی وارد رقابت شوید. برای مثال در آخرین اصل سان تزو به جاسوسان جنگی می پردازد و به شما میگوید به جای صرف انرژی ،زمان و هزینه هنگفت برای بدست آوردن پیروزی بهتر است از جاسوسان جنگی استفاده کنید. در زندگی جاسوسان جنگی کارایی چندانی ندارند اما شما میتوانید قبل از اینکه وارد کسب و کاری شوید و تجارت خودتان را شروع کنید؛ تا میتوانید اطلاعات جمع آوری کنید و بعد وارد کار شوید تا هزینه آزمون خطا و انرژی و … بیهوده تلف نشود.
📚 @FarhangeKetabkhani2⃣3⃣3⃣دست از طلب ندارم تا کام من برآیدیا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآیدبگشای تربتم را بعد از وفات و بنگرکز آتش درونم دود از کفن برآیدبنمای رخ که خلقی واله شوند و حیرانبگشای لب که فریاد از مرد و زن برآیدجان بر لب است و حسرت در دل که از لبانشنگرفته هیچ کامی جان از بدن برآیداز حسرت دهانش آمد به تنگ جانمخود کام تنگدستان کی زان دهن برآیدگویند ذکر خیرش در خیل عشقبازانهر جا که نام حافظ در انجمن برآید#حافظ
📚 @FarhangeKetabkhaniآنچه را میتوانید انجام دهید و آنچه را نمیتوانید بپذیرید، بپذیرید که گذشته هر چه بوده گذشته، گذشته را انکار نکنید؛بیاموزید تا خود و دیگران را ببخشایید، هرگز خیال نکنید فرصتی از دست رفته است.📘 #سه_شنبهها_با_موری✍🏻 #میچ_آلبوم
📚 @FarhangeKetabkhaniناپلئون به فونتان میگفت: «میدانید چه چیز را، بیش از همه تحسین میکنم؟ این که زور نمیتواند چیزی بنیاد نهد.در دنیا فقط دو قدرت وجود دارد: سرنیزه و اندیشه، سرانجام سرنیزه مغلوب اندیشه میشود» پس به اندیشه معتقد باشیم. حتی اگر قدرت، برای فریفتن ما، نقاب عقیده یا رفاه به چهره خود بزند. ناله و زاری دوای درد اندیشه نیست، کافی است در راه نجات آن بکوشیم.📓 #فلسفه_پوچی✍ #آلبر_کامو
📚 @FarhangeKetabkhaniما آدم ها به جای آنکه زندگی کنیم و باشیم فقط در حال جمع کردن و داشتن هستیم.ما به پدیده ها به چشم مایملک نگاه می کنیم و به آنها چنگ می زنیم تا پیش خودمان نگه داریمشان.ما به جای آنکه دنبال دانستن باشیم، دنبال جمع کردن اطلاعات هستیم. به جای آنکه از پول لذت ببریم، دنبال ذخیره کردن برای آینده هستیم، به جای آنکه به بچه هایمان فرصت حضور و زندگی کردن بدهیم، سعی می کنیم مثل یک دارایی آنها را داشته باشیم، تا آنطور که ما می خواهیم زندگی کنند و به آنچه ما باور داریم، ایمان بیاورند.به جای آنکه از لحظه ای که در آن هستیم لذت ببریم، سعی می کنیم با عکس گرفتن، آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم و... شاید یک نتیجه این تمایل ما به داشتن و نگه داشتن، این باشد که مرتب دنبال ثبات می گردیم. می خواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم. دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم.دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است نو و سالم باقی بمانند...در همه اینها ما دنبال "ثبات" و "قرار" هستیم، و از این بابت متحمل اضطراب و رنج می شویم.اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بی ثبات است و هیچ چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی می رسیم.همه چیز گذرا و فانی است، فقط اوست که می ماند؛ و چون مولانا این قانون را از شمس آموخته بود، به یک شادی و آرامش عمیق رسیده بود. ما برای آنکه قرار را حفظ کنیم، بی قرار می شویم.یکی از نتایج ملاقات شمس با مولانا آن بود که فهمید تنها اصل ثابت جهان، بی ثباتی است. فقط بی ثباتی است که ثبات دارد و ما مدام در حال نقض این مهم ترین قانون جهان هستیم مدام می خواهیم قرار و ثبات را حفظ کنیم در حالی که اصل جهان بر بی ثباتی و تغییر است. از همین لحظه ها لذت ببر. 📗 #داشتن_یا_بودن✍ #اریک_فروم