🔻دارالذکر؛ قرارگاه ملی ایراندوستان🔻 دهه آخر صفر امسال حالوهوای متفاوتی دارد؛ بهخصوص وقتی در حرم…
انتشار: 2026/08/11 09:50 UTCدریافت: 2026/08/11 11:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 11:40 UTC
🔻دارالذکر؛ قرارگاه ملی ایراندوستان🔻 دهه آخر صفر امسال حالوهوای متفاوتی دارد؛ بهخصوص وقتی در حرم امام رضا(ع) باشی و گاهی چشمت به رواقی بیفتد که در آن ایرانیترین خانواده ایران، برای همیشه سکنی گزیدهاند. در دارالذکر «داغ» خیلی تازه است. آنقدر تازه که باوجود هوای سرد داخل حرم، همچنان حرارتش را با تمام وجود حس میکنی. حالا دارالذکر برای ایرانیها و دوستداران رهبر شهید، «داغالذکر» است؛ جایی که اکنون با داغ و فقدان پیوند خورده و یاد شهید در آن زنده است. داغ وقتی فزونی مییابد که به یادآوری پیکر آن طفل کوچک را روی سینه رهبر شهید، جای دادهاند. «قرارمون اینجا نبود». این را مرد جوانی میگوید که چشمش به سنگ مزار رهبری دوخته شده و اشک میریزد. آنقدر هقهق میکند و این گلایه را تکرار میکند که دیگر نایی برای ایستادن نمیماند. مینشیند... تکیه به دیوار میزند، اما همچنان شکایت از لبش نمیافتد: «قرارمون اینجا نبود.» گویی او هم جزء خیل کسانی است که موفق به دیدار نزدیک آقای شهید در حسینیه ساده و زیبای امام خمینی بیت رهبری نشده بود. این حسرت قرار است خیلیها را تا آخر عمرشان همراهی کند؛ از جمله نگارنده را. دارالذکر کدوم طرف برم؟ 🔻 سالیانسال است که راهنمایی زائران برای عبورومرور در صحنها به خدمتی ثابت، خادمان آستان قدس رضوی تبدیل شده است. در گوشهوکنار این حریم بزرگ و نورانی، خادمان همیشه در حال راهنمایی زوارند. این روزها اما هرکسی وارد حرم میشود یک سؤال دارد: «دارالذکر کدوم طرف برم؟» و پاسخ میشنود که از طرف صحن آزادی به سمت ضریح مطهر، رواق با نور آبی مشخص شده، همچنین از طرف مسجد جامع گوهرشاد. اینجا بین کسی که آدرس مزار آقای شهید را میپرسد و کسی که راهنمایی میکند، یک بغض سنگین ردوبدل میشود؛ بغضی که میخواهد منفجر شود و بگوید: «من هنوز سحر دهم اسفند را باور نکردهام.»بعضیها برای زیارت میآیند و بعضیها برای خداحافظی. این روزها دارالذکر بیشتر شبیه جایی است که آدمها برای به دست آوردن توانایی پذیرفتن یک واقعیت سنگین به آن پناه آوردهاند. خیلی از ما هنوز جرئت باورکردن خبری را که آن لحظه سحر پخش شد، پیدا نکردهایم. خیلیها آن روز بغضشان را گذاشته بودند برای پایان جنگ؛ برای تشییع یا حتی برای تدفین. حالا داغالذکر جای باریدن آن اشکهاست؛ جای هقهقکردنها و جای زارزدنها و حسرت خوردنها. بااینحال، بعضی زائران اینجا بیشتر از چند دقیقه نمیمانند؛ انگار توان ماندن ندارند. سلامی میدهند، دستی روی پرده سیاه اطراف مزار میگذارند و آرام کنار میروند. بعضی دیگر اما مینشینند، خیره به آن سنگها میشوند و زیر لب حرف میزنند. کسی نمیداند چه میگویند و چه میخواهند. 🔻 هنوز هم به حرفهایمان گوش میدهداو یکعمر با ما حرف زد و حرفهایمان را شنید. مناسبتهای مختلف را بهانه کرد تا مردم را دور خود جمع کند و در دیدارهای فوقصمیمی، هم به گلهها و شکایتها گوش میداد و هم شاکی را سرشار از امید میکرد نسبت به آینده. به دارالذکر که بیایی، متوجه میشوی هنوز هم برنامه همین است. آدمها میآیند؛ ساعتها پایین پای فرمانده سرافراز شهیدشان مینشینند و از هموغمشان میگویند. آرام میشوند و میروند. فقط یک دسته هستند که شاکی میآیند و شاکیتر خارج میشوند. همه یک سؤال دارند: «چرا رفتی؟»در دارالذکر، فاصله میان زائر و مزار خیلیزود از بین میرود. خیلیها همانطور که در دیدارهای عمومی مقابل او مینشستند، حالا پایین پایش مینشینند؛ با همان دردسرها و همان گلایهها و همان حرفهایی که شاید سالها در دل نگه داشته بودند تا شاید روزی برسد که با رهبر عزیز خود در میان بگذارند. اینجا بعضیها سکوت میکنند و فقط میبارند. چند دقیقه بعد، آرامتر از زمانی که وارد شدهاند از طریق «دارالسرور» به سمت روضه منوره میروند. پناهگاه🔻 رواق دارالذکر حرم امام رضا (ع) در جنوب شرقی روضه منوره قرار دارد و از رواقهای مرتبط با بخشهای مختلف حرم است. یکی از کارکردهای این رواق در گذشته این بوده که «برفهای جمعشده» روی بام رواقهای اطراف را به این محل میریختند. بالای درگاهها، کتیبههایی با خط ثلث و زمینه لاجوردی قرار دارد که بخش قابلتوجهی از آنها به روایات امام رضا (ع) و آیات قرآن کریم اختصاصیافته است. در میان کتیبههای جنوبی رواق آیه شریفه «إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» نوشته شده است. پس از آن، عبارت «فِی بُیوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ» از سوره نور آمده و سپس آیه «إِنَّمَا وَلِیکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا» از سوره مائده نقش بسته است. فلسفه مشهد🔻 ارتباط بین آقای شهید و مشهد هم برای خودش داستانهایی دارد. مشهد برای شهید سید علی خامنهای چیزی فراتر از یک زادگاه بود. شاید مأمنی برای معماری رهبری چنددههای ایران یا حتی بارگاهی برای اتصالات متافیزیکی و چیزهایی که خودش و خدایش بهتر میدانند. رهبر شهید در کتاب «روایت آقا» ارادتش به این شهر را اینگونه روایت کرده است: «یک روز عصر تابستان، بهشدت دلم گرفته بود و غم و تردیدی عجیب وجودم را فراگرفته بود. تصمیم گرفتم برای اینکه دلم اندکی باز شود، به دیدار یکی از دوستانم در تهران بروم، روحانیای به نام آقاضیاء آملی که منزلش در میدان حسنآباد بود. احوال خود را برایش گفتم: «مشکل بزرگی پیدا کردهام و آن این است که نمیدانم به مشهد بروم و پیش پدرم باشم یا در قم بمانم. اگر در قم بمانم، پدرم در مشهد تنها میماند و بر ایشان سخت میگذرد و دلم برایشان میسوزد. از طرفی، اگر به مشهد بروم، قم را از دست میدهم؛ درحالیکه دنیا و آخرت خود را در قم میبینم. آن مرد بزرگوار جملهای گفت که عجیب در دلم اثر کرد. فرمود: «بهخاطر خدا برو مشهد و کنار پدرت بمان؛ خدا دنیا و آخرت تو را از قم برمیدارد و به مشهد میآورد.» ناگهان چنان منقلب شدم که گویی دنیا برایم دگرگون شد. با خود گفتم چه حرف پرمعنایی! اینجاست که انسان میتواند باخدا معامله کند. همان دم تصمیم گرفتم و گفتم: «قبول کردم.» خلاصه اینکه به مشهد رفتم و سالها در آنجا ماندم و خداوند توفیقات فراوانی به من ارزانی داشت. وقتی به مشهد آمدم، در مدتی کوتاه، محبت این شهر در دلم جای گرفت. از همه چیز مشهد خوشم آمد؛ حتی از لهجه و طرز حرفزدن مردم. اینها همه لطف و کار خدا بود.»🔻 شاید برای فهمیدن اینکه چرا مزار او در مشهد برای مردم معنایی متفاوت دارد، باید به همین رابطه شخصی او با شهر برگشت. مشهد فقط محل تولد و سالهای جوانی او نبود؛ شهری بود که بخش مهمی از شخصیت علمی، سیاسی و معنویاش در آن شکل گرفت. حالا پس از دههها، دوباره به همان شهر عشق بازگشته است؛ این بار برای ماندن. آخرین قرار🔻 شاید برای همین است که «قرارمون اینجا نبودِ» آن مرد جوان اینقدر در دارالذکر تکرار میشود. قرار خیلیها با او جای دیگری بود. اما حالا قرارها عوض شدهاند. مردم بهجای آنکه منتظر دیدن او باشند، آمدهاند تا آخرین سلامشان را بگویند و دارالذکر این روزها پر است از آدمهایی که هنوز با این قرار تازه کنار نیامدهاند. «قرارمون اینجا نبود.» شاید هیچ جملهای بهتر از این، حال این روزهای دارالذکر را روایت نکند.🔗 گزارش علی ملکی، خبرنگار فرهیختگان را در سایت بخوانید🌐 FarhikhteganOnline.ir🔻 @FarhikhteganOnline
