تسریع تغییر نظم جهانی؛ محصول حمله ترامپ به ایران📝 محمدمهدی عمادی مقدم، خبرنگار در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت:🔻 نظم جهانی در حال فاصله گرفتن از الگوی هژمونیک و آمریکامحور است و به سمت توزیع گستردهتر قدرت حرکت میکند. در نظم بعد از جنگ سرد، آمریکا برای مدتی از چنان برتری اقتصادی، نظامی، فناورانه و نهادی برخوردار بود که میتوانست اراده خود را به دیگران تحمیل کند. بااینحال، خیزش کشورهای تحولخواهی همچون ایران، چین و روسیه برای افزایش سهم خود از قدرت جهانی، نظم دنیا را بهتدریج دگرگون کرده است. امروز تصمیمات آمریکا از جمله جنگ رمضان، با محدودیتهای ساختاری مواجه شده و هزینه رفتارهای یکجانبه برای این کشور افزایشیافته است. این وضعیت تا حد زیادی تحتتأثیر افزایش قدرت کشورهای مستقل یاد شده است. بااینحال، ناکامی آمریکا در تحمیل اراده خود به دیگران نیز میتواند روند این تغییر نظم را تحتتأثیر قرار دهد. ازاینرو شرایطی بر تحولات جهانی حاکم شده که در آن، رفتارهای سلطهجویانه واشنگتن، میتواند به تضعیف و افول بیشتر و سریعتر آن در عرصه جهانی منجر شود.افزایش هزینههای راهبردی آمریکا در جنگ رمضان🔻 جنگ رمضان را میتوان عاملی برای آشکارتر شدن محدودیتهای قدرت آمریکا در دوران تغییر نظم و حتی شتابدهنده این تحول مهم دانست. واشنگتن با تصور اینکه فشار نظامی میتواند ایران را وادار به عقبنشینی و تسلیم کند، وارد جنگ با ایران شد. حالآنکه ایران باتکیهبر توان نظامی، انسجام اجتماعی و موقعیت ژئوپلیتیکی خود توانست هزینههای درگیری را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهد و حتی دشمن را به آتشبس وادار کند. در چنین شرایطی اتفاقاتی مثل استیلای ایران بر تنگه هرمز نیز توان کشورمان را ارتقا داد. به شکلی که هرگونه تهدید از سوی ایران علیه جریان انرژی از این مسیر میتواند بازارهای جهانی نفت و گاز، اقتصادهای صنعتی آسیا و حتی وضعیت انرژی کشورهای غربی را تحتتأثیر قرار دهد. حالآنکه وضعیت بازارهای دیگری اعم از کود شیمیایی، فلزات و مواد معدنی نیز به شرایط تنگه وابستهاند. همین مسئله باعث شده ایران از اهرمهای مختلفی برای تحتفشار گذاشتن دشمن بهرهمند باشد. امری که مستقیماً به تضعیف جایگاه آمریکا و تقویت موضع ایران انجامیده است. ازاینرو جنگ رمضان که به نیت افزایش قدرت آمریکا و تسلیم ایران آغاز شد، خود به یکی از مهمترین شتابدهندههای افول آمریکا و تغییر نظم جهانی در دهههای اخیر تبدیل شده است. 🔻 از منظر تحول نظم جهانی، اقدامات زورگویانه ترامپ با یک مشکل اساسی مواجه است؛ ترامپ میخواهد با ابزارهای دوره تکقطبی از جمله حملات نظامی، در دوران گذار به جهان چندقطبی قدرتنمایی کند. حالآنکه در این عصر، اقداماتی مثل افزایش تعرفهها، تهدید نظامی، تحریم اقتصادی، فشار سیاسی و استفاده گسترده از زور مفرط، شاید بتواند در کوتاهمدت هزینههایی برای سایر کشورها ایجاد کند؛ اما دیگر تضمینکننده تحقق خواستههای آمریکا نیست. ناکامی واشنگتن در حل بحران اوکراین، دشواری آمریکا و رژیم صهیونیستی در دستیابی به اهداف تعیینکننده در جنگهای دوازدهروزه و رمضان و عقبنشینی واشنگتن از جنگ تعرفهای با چین، نشانههایی از همین واقعیتند؛ لذا هرچه آمریکا بیشتر به ابزار فشار متوسل میشود، محدودیتهای ساختاری بیشتری در برابر آن ظاهر میشود و قدرتهای مستقل نیز فرصت بیشتری برای افزایش نقش خود پیدا میکنند؛ چراکه ساختار جدید قدرت جهانی دیگر ظرفیت پذیرش هژمونی سابق آمریکا را ندارد و اصرار ترامپ بر رفتار هژمونیک، بهجای بازگرداندن آمریکا به جایگاه گذشته، تنها هزینههای این کشور را افزایش میدهد. 🔻 به همین دلیل میان خواست سیاسی ترامپ و واقعیت توزیع قدرت جهانی سازگاری وجود ندارد. به عبارتی جبر ساختار جهانی بر اراده سیاسی کارگزار آمریکایی غلبه میکند و ترامپ نیز نمیتواند روندهای بنیادی توزیع قدرت دنیا را صرفاً با تصمیمات سیاسی یکجانبهگرایانه متوقف کند. واشنگتن همچنان در شرایط چندقطبی، میخواهد با منطق سلطهجویانه دوره تکقطبی رفتار کند و همین شکاف میان واقعیت ساختاری و توهمات ذهنی دولتمردان آمریکا، زمینه شکست این کشور را فراهم کرده است. نظم دنیا دیگر هژمونیک نیست؛ اما دولت ترامپ همچنان میخواهد هژمونیک رفتار کند. نتیجتاً تغییر نظم جهانی بر ذهنیت و رفتار ترامپ و سایر آمریکاییها چیره شده و آن را بیاثر و خنثی میکند.فرصت تثبیت قدرت و جایگاه ایران در نظم جدید جهانی🔻 برای ایران مهم است که این فرصت ژئوپلیتیکی را به قدرت پایدار تبدیل کند و اجازه ندهد فشارهای آمریکا به عامل فرسایش توانمندیها و چهره پیروز کشور تبدیل شود. آمریکا در جنگی گرفتار شده که خروج از آن بدون پذیرش هزینههای سیاسی، اقتصادی و راهبردی ناممکن است. هرچه واشنگتن برای حفظ سیاست سلطهجویانه خود هزینه بیشتری بپردازد، محدودیتهای قدرت آن آشکارتر خواهد شد، بنابراین وادارسازی آمریکا به عقبنشینی باید از مسیر افزایش مستمر هزینههای راهبردی آن دنبال شود و این هدف بدون تقویت همزمان قدرت داخلی و خارجی ایران امکانپذیر نخواهد بود. حالآنکه همین کشمکش خود زمینه را برای تشدید و شتابدادن به افول آمریکا فراهم خواهد ساخت. 🔻 در چنین شرایطی لازم است دولتمردان کشورمان با تمرکز بر ظرفیتهای ایران در جهت تسریع تحول نظم جهانی اقدام کنند. تقویت اراده و انسجام جمعی ایرانیان با تمرکز بر حل مسائل رفاهی و اقتصادی، توسعه مزیتهای راهبردی در عرصه هستهای و نظامی و همکاریهای جدید با کشورهای مستقل میتوانند قدرت ایران را در شرایط تغییر نظم افزایش دهند. اگر ایران قدرت خود را با استفاده از چنین سیاستهایی افزایش دهد، شتابگرفتن تغییر نظم جهانی میتواند با تثبیت جایگاه تهران بهعنوان یک قدرت بزرگ جهانی همراه شود. در چنین شرایطی، ترامپ هرچه بیشتر بر الگوهای سلطهجویانه گذشته (مشابه آنچه در جنگ رمضان پیش آمد) اصرار ورزد، واقعیتهای نظم جدید، آشکارتر خواهد شد. بهگونهای که خیزش ایران بهعنوان یکی از پایههای تغییر نظم در کنار افول آمریکا و تحول نظم جهانی، سرعت بیشتری خواهند یافت.🔗 در سایت بخوانید🌐 FarhikhteganOnline.ir🔻 @FarhikhteganOnline