🔻ادامه دفاع ترکیبیچرا آمریکا بعد از 6 ماه جنگ، به اهرم فشار اقتصادی علیه ایران برگشت؟ 🔻 ماشهها یکی…
انتشار: 2026/08/17 09:51 UTCدریافت: 2026/08/17 10:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 10:15 UTC
🔻ادامه دفاع ترکیبیچرا آمریکا بعد از 6 ماه جنگ، به اهرم فشار اقتصادی علیه ایران برگشت؟ 🔻 ماشهها یکی پس از دیگری چکانده میشوند و تیر آمریکا هر بار به دیوار فولادی برخورد میکند. مهرماه 1404 با فعالشدن اسنپبک، فشارهای تحریمی علیه ایران تشدید شد. سهماه بعد، کار به آشوب داخلی رسید و سپس در اسفند همان سال، ماشه نظامی چکانده شد که در اثر آن رهبر معظم انقلاب بههمراه جمعی از دانشمندان، نظامیان و مردم عادی به شهادت رسیدند. حالا در آخرین مرحله از این عملیات ترکیبی، ایالات متحده مجددا بر فشارهای اقتصادی علیه ایران متمرکز شده است. در روزهای اخیر ترامپ بارها این راهبرد را اعلام کرده است. 🔻 او روز شنبه (24 مرداد 1405) ویدئوی بهنام بنطالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها را بازنشر کرد. بنطالبلو به دولت ترامپ پیشنهاد کرده که باید فشار مالی را با محاصره دریایی آمریکا ترکیب کرد تا به اعتقاد او فشار بر اقتصاد و توان نظامی ایران عمیقتر شود. پیشازاین نیز بحث فشار اقتصادی توسط خود ترامپ و چهرههای سیاسی آمریکا مطرح شده بود، اما آنچه به این دور اهمیت بیشتری میبخشد، تکرار و تداوم این موضعگیری است که نشان میدهد این یک تاکتیک مقطعی نیست، بلکه به یک راهبرد عملی تبدیل شده است. این تغییر رویکرد، زمانی معنای واقعی خود را نشان میدهد که آن را در کنار ماهها عملیات نظامی، هزینههای سنگین و شکستهای پیاپی آمریکا در منطقه ارزیابی کنیم. به نظر میرسد کاخ سفید پس از تجربه چند دور شکست در میدان، اکنون به این جمعبندی رسیده است که ابزار اقتصادی، شاید نتایج ملموستری به همراه داشته باشد و بتواند بخشی از خلأ ناشی از ناکامیهای نظامی را پر کند. 🔻 این راهبرد را نباید منفصل از عملیاتهای نظامی فهم کرد و ممکن است دیپاستیت آمریکا، اهرمهای نظامی و اقتصادی را بهصورت همزمان در یک نسخه برای تشدید بیشازپیش فشار بر ایران پیچیده باشد. درهرصورت اکنون زمان دفاع ترکیبی و تابآوری حداکثری در حوزههای مختلف بهویژه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی رسیده است. بازگشت به فشار اقتصادی🔻 بدیهی است که توقف جنگ و حرکت به سمت فشارهای اقتصادی، اعترافی غیرمستقیم به شکست در عرصه جنگ سخت است. آمریکا و رژیم صهیونی در ماههای گذشته با طراحی و اجرای عملیاتهای متعدد، تلاش کردند تا از طریق ابزار نظامی به اهداف خود در منطقه دست یابند. این عملیاتها نهتنها با هزینههای مادی و انسانی قابلتوجهی همراه بود، بلکه نتوانست به اهداف اعلامی خود دست پیدا کند و حتی به گشودن جبهههای دیگر در منطقه (عربستان-یمن) منجر شد. 🔻 حملات گسترده به زیرساختها، ترورهای هدفمند و عملیاتهای سایبری، همگی بخشی از این تلاشها بودند که در نهایت با ایستادگی ایران و محور مقاومت، راه به جایی نبردند. مقاومت فعال ایران و محور مقاومت، با پاسخهای هوشمندانه و ضربههای متقابل، بسیاری از محاسبات دشمن را بر هم زد. در چنین شرایطی، طبیعی است که واشنگتن به دنبال جایگزینی برای ابزار نظامی یا عبور از آن باشد و فشار اقتصادی را بهعنوان «گزینه کمهزینهتر و درعینحال مؤثرتر» مطرح کند. اما نباید این تصور ایجاد شود که پایان عملیاتهای نظامی فرا رسیده است. تجربه نشان داده است که فشار اقتصادی و تهدید نظامی، دو روی یک سکه هستند و دشمن در بسیاری از موارد، از هر دو ابزار بهصورت همزمان یا مرحلهای استفاده میکند. 🔻 تهدید نظامی بهعنوان اهرم فشار و تحریم اقتصادی بهعنوان ابزار فرسایش، در کنار یکدیگر بخشی از یک راهبرد ترکیبی هستند که هدف نهایی آن، تغییر رفتار ایران یا حداقل، ایجاد محدودیت در توانمندیهای کشور است. ابعاد جنگ ترکیبی🔻 نکته مهم در این میان، نقش مقاومت ایران در تغییر معادلات است. ضربههای متقابل ایران بهویژه در حوزههای پشتیبانی لجستیک ماشین جنگی آمریکا باعث شده است که اهرم اقتصادی اکنون با جدیت بیشتری دنبال شود. بهعبارتدیگر، دشمن پس از ناکامی در میدان نظامی، اکنون تلاش میکند تا از طریق فشار اقتصادی، به اهدافی دست یابد که در میدان جنگ به آن دست نیافته بود. این موضوع نشان میدهد مقاومت مردم ایران در تغییر راهبرد دشمن نیز تأثیرگذار بوده است. 🔻 هزینههای سنگینی که آمریکا و متحدانش در منطقه متحمل شدهاند آنها را به این نتیجه رسانده که ادامه رویکرد نظامی، نهتنها سودی ندارد، بلکه ممکن است تبعات بیشتری نیز به همراه داشته باشد. فشار ترکیبی که اکنون بر ایران تحمیل میشود، شامل ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی است و هر یک از این ابعاد، پیام و هشدار خاص خود را برای بخشهای مختلف کشور به همراه دارد. این فشار ترکیبی، یک جنگ تمامعیار، اما با ابزارهای متنوع است که هدف آن، فرسایش تدریجی توانمندیهای ایران و در نهایت وادارکردن کشور به تسلیم در برابر خواستههای غرب است. ↙️1- نظامیدر بعد نظامی همچنان احتمال وقوع جنگ و درگیری مستقیم وجود دارد. تغییر فرمانده نیروی عملیات ویژه سنتکام در خاورمیانه در همین رده صورتبندی میشود. دشمن ممکن است در مقاطعی، بهمنظور امتیازگیری در مذاکرات یا تحتفشار قرار دادن بیشتر ایران، دست به اقدام نظامی بزند. بنابراین، نیروهای مسلح و دستگاههای امنیتی کشور باید در بالاترین سطح آمادهباش و دقت قرار داشته باشند. موضوع تنگه هرمز نیز در این میان اهمیت ویژهای دارد. این آبراهه میتواند بهعنوان یک اهرم بازدارندگی قوی در برابر تهدیدات دشمن عمل کند. موضع ایران در قبال تنگه هرمز باید با جدیت بیشتری دنبال شود؛ چراکه دشمن تقریباً ناامید شده است که بتواند این تنگه را به زور باز کند. نیروهای نظامی آمریکا و رژیم صهیونی و متحدان منطقهای آنها، با وجود مسلح بودن تا بن دندان، طی حدود 6 ماه تلاش کردند تا این کارت را از دست ایران خارج کنند، اما چه حاصل؟ این کارت مهم همچنان در دست ایران است و میتوان با اعمال فشار بیشتر بر ترددها، بخشی از فشارهای تحمیلی را جبران کرد.🔻 همچنین، دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور باید برای مقابله با تهدیداتی از جنس آشوبهای داخلی آمادگی کامل داشته باشند. تجربه جنگهای ترکیبی با عاملیت آمریکا نشان داده یکی از اهداف اصلی فشار اقتصادی، ایجاد نارضایتی عمومی و زمینهسازی برای آشوبهای داخلی است و ایران نیز از این تهدید مستثنی نیست. ↙️2- سیاسی و اقتصادیدر ابعاد سیاسی و اقتصادی، کشور پس از تحمل دو جنگ از سوی دو قدرت اتمی و پشتیبانی کشورهای عربی و اروپایی، در حال حاضر تحت بیسابقهترین فشارها قرار گرفته است. در چنین شرایطی، وظیفه مدیران و سیاستگذاران کشور سنگینتر میشود. مدیریت بحران باید ارتقا یابد و تصمیمسازیها و سیاستگذاریها با دقت و سرعت بیشتری انجام شود. متولیان امور چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی، باید تلاش کنند تا فشارهای وارده را تاحدامکان خنثی کرده و سرریز تبعات آن به زندگی مردم را به حداقل برسانند. این امر مستلزم هماهنگیهای بینبخشی و استفاده درست از منابع محدود است. 🔻 اینجا اتکا به نظریه انتخاب عقلانی مهم است. برایناساس باید اولویتبندی دقیقی در تخصیص منابع صورت گیرد و از اتلاف وقت و منابع در پروژههای غیرضروری جلوگیری شود. در شرایط فعلی، آمیختگی نظام سیاسی با اختلافات داخلی، ماشین دولت را وارد مسیر سنگلاخی خواهد کرد که مقصدی جز درههای نابودی ندارد. ↙️3- اجتماعی🔻 در بعد اجتماعی، نقش مردم در مقابله با فشارهای دشمن بسیار مهم است. مردم ایران طی 170 شب، با هوشیاری، راه آشوب و ناامنی را بسته و نشان دادند که در برابر توطئههای دشمن، متحد هستند. این انسجام اجتماعی، یکی از مهمترین سرمایههای کشور در برابر فشارهای خارجی است. در شرایط فعلی که فشارهای اقتصادی بر زندگی مردم تحمیل شده است، حفظ این هوشیاری و آمادگی ضروری است. مردم باید با توان بیشتری در میدان بمانند و ضمن تحمل سختیها، اجازه ندهند که دشمن از این فشارها برای ایجاد نارضایتی و شکاف در جامعه بهرهبرداری کند. تحمل فشارهای اقتصادی و معامله آن با پیروزی نهایی بر دشمن، نیازمند صبر، امید و اعتماد به ظرفیتهای داخلی است. باید به مردم اطمینان داده شود که فشارهای فعلی موقتی است و با همبستگی میتوان از این پیچ سخت تاریخی نیز عبور کرد. همدلی حول ایران عزیز بازدارندهتر از هر سلاح دیگری در برابر دشمن است. زمانی که مردم احساس کنند که در این نبرد تنها نیستند و دولت و مسئولان نیز در کنار آنان قرار دارند، مقاومت در برابر فشارها بسیار آسانتر خواهد بود. لزوم دفاع ترکیبی🔻 در مجموع، چرخش آمریکا به سمت فشار اقتصادی، اگرچه نشانهای از ناکامی نظامی این کشور است، اما نباید باعث غفلت از تهدیدات جدی دیگر شود. فشار ترکیبی دشمن، همه بخشهای کشور را هدف قرار داده و پاسخ مناسب نیز باید ترکیبی و هماهنگ باشد. تقویت آمادگی نظامی، ارتقای مدیریت بحران اقتصادی و سیاسی و حفظ هوشیاری و انسجام اجتماعی، سه ضلع اصلی این پاسخ هستند. ایران با برخورداری از مزیتهای مختلف ژئوپلیتیکی، سرمایههای بینظیر انسانی و مهمتر از همه ارادهای مستحکم برای دفاع از کیان و استقلال خود، میتواند از این مرحله نیز با سربلندی عبور کند. تنگه هرمز، بهعنوان بزرگترین برگ برنده ایران در این معادله، همچنان در دست ماست و باید با هوشمندی از آن استفاده کرد. 🔻 به هرمز نباید بهعنوان یک مکانیسم دفاعی صرف نگاه کرد، بلکه آن را باید در قالب یک ابزار تهاجمی برای بازدارندگی و وادارکردن دشمن به عقبنشینی دید. چنین کارت مهمی تحت هیچ شرایطی نباید از دست ایران خارج شود.🔗 گزارش علی ملکی، خبرنگار فرهیختگان را در سایت بخوانید🌐 FarhikhteganOnline.ir🔻 @FarhikhteganOnline
