همیشه در خاطر من...«همیشه در خاطر من» روایت کسی است که دیر فهمیده باید قدر عشق را بیشتر میدانست. د…
انتشار: 2026/08/18 02:12 UTCدریافت: 2026/08/24 02:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 02:00 UTC
همیشه در خاطر من...«همیشه در خاطر من» روایت کسی است که دیر فهمیده باید قدر عشق را بیشتر میدانست. دو اجرای ماندگار از این ترانه؛ یکی با صدای الویس پریسلی و دیگری با صدای ویلی نلسون....ترجمهٔ بخشی از متن:شاید آنطور که باید، با تو رفتار نکردمشاید آنقدر که میتوانستم، دوستت نداشتمشاید آن حرفهای کوچکی را که باید میگفتم، نگفتمو آن کارهایی را که باید انجام میدادم، انجام ندادممن فقط هیچوقت برایشان وقت نگذاشتمتو همیشه در خاطر من بودیتو همیشه در خاطر من بودیشاید در آن همه لحظههای تنهایی،آنگونه که باید، در آغوشت نگرفتمو گمان میکنم هرگز به تو نگفتمکه چقدر خوشحالم که از آنِ منی...@farsh_nevesht
پستهای تلگرام — farsh_nevesht
به شیوهٔ خودم...انتخاب ترانهٔ «A Mi Manera» از گروه Gipsy Kings در بخشی از قسمت پنجم سریال با سال تماس بگیر (Better Call Saul) بسیار هوشمندانه است. تدوین، انتخاب زوایای دوربین و رنگهای شاد و پرتحرک این سکانس، همگی در خدمت روایت وضعیت کیم وکسلر قرار گرفتهاند؛ زنی که با وجود بیمهری و قضاوت نادرست رؤسای خود و تبعید شدن به بایگانی، تسلیم نمیشود و تمام تلاشش را به کار میگیرد تا در برابر ساختار خشک، مردانه و سلسلهمراتبی شرکت حقوقی، جایگاه حرفهای خود را دوباره به دست آورد.پ.ن: خلاصه اینکه تا اینجای سریال، کیم وکسلر برخلاف الگوی رایج بسیاری از شخصیتهای زن در سینمای ایران، برای جلب توجه و ترحم به مظلومنمایی، اشک و نگاه ملتمسانه پناه نمیبرد؛ بلکه با اتکا به توانمندی، پشتکار و ارادهٔ خودش، مسیرش را میسازد.مهمانید به شنیدن ترانه "به شیوه خودم" میدانم که دیگر نمیآیی،برای همین، کمکم تو را فراموش میکنم.رها کردن و پذیرفتن عشقی تازه،چه بهتر؛ آه، عشقی تازه مثل عشق من.رها کردن و ادامه دادن زندگی،آه، در این دنیای سرشار از اندوه؛رها کردن و ادامه دادن زندگی،آه، به شیوهٔ خودم...@farsh_nevesht
افغانها میتازند...در میانه دهه ۱۳۸۰، تجار و بازرگانان افغانستان برای خرید محصولات مورد نیاز خود، از جمله فرش ماشینی، به مشهد میآمدند. امروز، اما، در کشور خود شرکتهای تولید فرش ماشینی راهاندازی کردهاند و محصولاتشان را حتی به کانادا و آمریکا، آنسوی دنیا، بدون دریافت هزینه حملونقل ارسال میکنند.پ.ن: احتمالاً در چند ماه آینده شاهد خواهیم بود که افغانها و شرکای ایرانیشان، همان بلایی را که بر سر تولید و ارزش فرش دستباف ایرانی آوردند، این بار بر سر کارخانهها و فروشگاههای فرش ماشینی بیاورند.خلاصه اینکه وقتی برای یک تولیدکننده افغان صرف میکند کالایش را ده هزار کیلومتر آنسوتر، رایگان، ارسال کند، حتماً سود سرشاری از بازار ایران نصیبش میشود!@farsh_neveshtافغانها میتازند...در میانه دهه ۱۳۸۰، تجار و بازرگانان افغانستان برای خرید محصولات مورد نیاز خود، از جمله فرش ماشینی، به مشهد میآمدند. امروز، اما، در کشور خود شرکتهای تولید فرش ماشینی راهاندازی کردهاند و محصولاتشان را حتی به کانادا و آمریکا، آنسوی دنیا، بدون دریافت هزینه حملونقل ارسال میکنند.پ.ن: احتمالاً در چند ماه آینده شاهد خواهیم بود که افغانها و شرکای ایرانیشان، همان بلایی را که بر سر تولید و ارزش فرش دستباف ایرانی آوردند، این بار بر سر کارخانهها و فروشگاههای فرش ماشینی بیاورند.خلاصه اینکه وقتی برای یک تولیدکننده افغان صرف میکند کالایش را ده هزار کیلومتر آنسوتر، رایگان، ارسال کند، حتماً سود سرشاری از بازار ایران نصیبش میشود!@farsh_nevesht
ماستِ و بقال…مهمترین و تنها مشتری «شرکت فرش آستان قدس رضوی»، خودِ آستان قدس است؛ مجموعهای که هم سفارشدهنده و حامی تولید است، هم خریدار، و هم مصرفکنندهٔ فرشها در رواقهای حرم.خلاصهٔ داستان این است:۱. تولیت آستان نامهای به شرکت زیرمجموعهٔ خود میزند و از کیفیت محصولات تمجید میکند.۲. شرکت هم همان نامه را روی دست میگیرد، به وزارت صمت میبرد و میگوید: «بفرمایید، این هم سندِ رضایت خریدار!»۳. مسئولان وزارت صمت نیز بیآنکه توجه کنند خریدار و فروشنده یک ذینفع واحدند و تمام این مراحل در یک اتاق بسته چرخیده، میگویند: «کی به کیه؟ این هم لوح تقدیر و جایزه!»حکایت، همان ضربالمثلِ معروف است؛ با این تفاوت شگرف که در اینجا:بقال خودش ماست را تولید میکند، خودش میخورد، خودش از طعم آن تمجید میکند و در نهایت، از رئیس اتحادیهٔ لبنیات لوح تقدیر میگیرد!جایزهای برای کیفیتی که هرگز توسط هیچ مصرفکننده و ارزیاب مستقل و خارج از چارچوب آستانه سنجیده نشده است؛ در این مضحکه، تولیدکننده، خریدار و داور همگی یک نفرند!@farsh_nevesht
👆👆👆نکته باریکتر از مو...جناب کیانوش کلانتر به نکات ارزشمندی اشاره کردند که از چشم من مغفول مانده بود و برای خود من نیز تازگی داشت:نخست اینکه طراح ارمنی فرش، در چند جای آن امضای خود را ثبت کرده است.دوم اینکه با توجه به ثبت امضا، احتمالاً این سجاده در سال ۱۹۲۰م/۱۳۳۸ق بافته شده است؛ زیرا پس از این تاریخ، استفاده از خط ارمنی در ترکیه ممنوع اعلام شد.و نکته آخر اینکه این سجاده از معدود نمونههای آثار کاپوجیان است که تماماً با پشم بافته شده است.پ.ن.: در کتاب پیشدرآمدی بر تاریخ فرش جهان، نوشته سیدعلی مجابی و زهرا فنایی، درباره هاکوپ کاپوجیان چنین آمده است:«او از ارامنهای است که از قیصریه به استانبول کوچ کرده و چون نمیخواست بهعنوان اقلیتی مذهبی در استانبول شناخته شود و از آزار و اذیت دولت عثمانی در امان بماند، تنها تعداد کمی از آثار خود را امضا کرده است.» (ص. ۵۲، چاپ ۱۳۸۸)@farsh_nevesht👆👆👆نکته باریکتر از مو...جناب کیانوش کلانتر به نکات ارزشمندی اشاره کردند که از چشم من مغفول مانده بود و برای خود من نیز تازگی داشت:نخست اینکه طراح ارمنی فرش، در چند جای آن امضای خود را ثبت کرده است.دوم اینکه با توجه به ثبت امضا، احتمالاً این سجاده در سال ۱۹۲۰م/۱۳۳۸ق بافته شده است؛ زیرا پس از این تاریخ، استفاده از خط ارمنی در ترکیه ممنوع اعلام شد.و نکته آخر اینکه این سجاده از معدود نمونههای آثار کاپوجیان است که تماماً با پشم بافته شده است.پ.ن.: در کتاب پیشدرآمدی بر تاریخ فرش جهان، نوشته سیدعلی مجابی و زهرا فنایی، درباره هاکوپ کاپوجیان چنین آمده است:«او از ارامنهای است که از قیصریه به استانبول کوچ کرده و چون نمیخواست بهعنوان اقلیتی مذهبی در استانبول شناخته شود و از آزار و اذیت دولت عثمانی در امان بماند، تنها تعداد کمی از آثار خود را امضا کرده است.» (ص. ۵۲، چاپ ۱۳۸۸)@farsh_nevesht
سجاده کومکاپیاین سجاده، بافتهشده در منطقه کومکاپی (Koum Kapi) استانبول، از چند منظر شایسته توجه است. نخست آنکه الگوی کلی آن از سجادههای صفوی سده ۱۶م/۱۰ق الهام گرفته است؛ سجادههایی که عمدتاً در شمالغرب ایران، بهویژه تبریز، بافته میشدند.نکته دوم، طراحی نقوش جانوری در طاق محراب است؛ شیوهای که در سجادههای صفوی نمونهای برای آن نمیتوان یافت و ازاینرو میتوان آن را حاصل ابتکار و خلاقیت طراح دانست.در نهایت، نام هاگوپ کاپوجیان (Hagop Kapoudjian)، طراح ارمنی این فرش در سال ۱۹۰۰م/ ۱۳۱۸ق، نشان میدهد که او افزون بر توانایی در بازطراحی و بازآفرینی الگوهای صفوی، از چنان خلاقیتی برخوردار بوده است که میتوانسته این الگوها را از بازتولید صرف فراتر برده و طرحی با هویت و بیان شخصی پدید آورد.منبع تصاویر: صفحه اینستاگرامی ali_110_r👇👇👇@farsh_neveshtسجاده کومکاپیاین سجاده، بافتهشده در منطقه کومکاپی (Koum Kapi) استانبول، از چند منظر شایسته توجه است. نخست آنکه الگوی کلی آن از سجادههای صفوی سده ۱۶م/۱۰ق الهام گرفته است؛ سجادههایی که عمدتاً در شمالغرب ایران، بهویژه تبریز، بافته میشدند.نکته دوم، طراحی نقوش جانوری در طاق محراب است؛ شیوهای که در سجادههای صفوی نمونهای برای آن نمیتوان یافت و ازاینرو میتوان آن را حاصل ابتکار و خلاقیت طراح دانست.در نهایت، نام هاگوپ کاپوجیان (Hagop Kapoudjian)، طراح ارمنی این فرش در سال ۱۹۰۰م/ ۱۳۱۸ق، نشان میدهد که او افزون بر توانایی در بازطراحی و بازآفرینی الگوهای صفوی، از چنان خلاقیتی برخوردار بوده است که میتوانسته این الگوها را از بازتولید صرف فراتر برده و طرحی با هویت و بیان شخصی پدید آورد.منبع تصاویر: صفحه اینستاگرامی ali_110_r👇👇👇@farsh_nevesht
یکبار برای همیشه...از زمان تصدی جناب فرشچی تاکنون، شاید حدود ده مصاحبه یا گزارش از ایشان منتشر شده که در همه آنها از حل مشکل بیمه قالیبافان سخن گفتهاند؛ اما راهحل هیچ، و سخن همچنان در حد وعده باقی مانده است. نهتنها ایشان و شورای راهبردی، بلکه مدیریتهای پیشین نیز تاکنون نتوانستهاند یا نخواستهاند برای این معضل راهکاری عملی ارائه دهند.به قول قدما، «حرف باد هواست». برگزاری همایش در مشهد، جلسه با مشاور وزیر یا تکرار همین سخنان در اتاقهای دربسته با معاونان و کارکنان، وقتی هیچ نتیجهای در پی نداشته باشد، دیگر نامش مدیریت نیست؛ بازی با سفره قالیبافان است.رئیس، بهتر نیست یکبار، فقط یکبار، بهجای مصاحبه، همایش و جلسه، یک راهکار عملی ارائه کنید؟@farsh_nevesht




