راهبرد کلان امنیت ملی ایران: پرونده هستهای و هزینهها این آخرین بخش از شرح کتاب «بر لبه تنهایی: رو…
انتشار: 2026/08/24 07:33 UTCدریافت: 2026/08/26 11:36 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 11:36 UTC
راهبرد کلان امنیت ملی ایران: پرونده هستهای و هزینهها این آخرین بخش از شرح کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلانراهبرد امنیت ملی ایران» نوشته ولی نصر است. نویسنده از سه فصل پایانی کتابش، هزینههای موفقیت محور مقاومت، روند و عواقب پرونده هستهای، وقایع بعد از هفت اکتبر ۲۰۲۳ و معماهایی را تحلیل میکند که پیش روی امنیت ملی ایران قرار دارد. دیدن ویدئوyoutu.be/2H6wBFhKQvE%D8%A7%DB%8C%D9%86 سه فصل انتقادیترین بخشهای کتاب نسبت به کلانراهبرد امنیت ملی ایران هستند و پرسشهای مهمی را پیش روی رهبران و متخصصان راهبردی قرار میدهند. محمد فاضلی در این بخش، ارزیابی خودش از این کتاب و پرسشهای برآمده از آن را نیز ارائه میکند. @dirancast_official
پستهای تلگرام — دغدغه ایران
محسن یزدانپناه، اقتصاددان، از شیوه نادرست مواجه شدن برخی مسئولان دولتی با مسأله بنزین میگوید.youtu.be/jcPunsWgbMc%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2… تفصیلی درباره مسأله بنزین، نقد راهکار دولت و ارائه راهکار جایگزین است.@Irantalk_sn
⭕️ طرح مساله و راه حل پیشنهادی محسن یزدانپناه در این گفتوگو چند امتیاز دارد که در اغلب راهحلهای بدیل روی میز سیاستگذار دیده نمیشود: تدریجیگرا و در چارچوب طرحی چندمرحلهای و ۵ ساله است؛ وابستگان به بنزین را شورشی نمیکند و در شرایط محاصره و جنگی امنیت ملی را تهدید نمیکند، به اقتضائات اقتصاد سیاسی و سیاست صنعتیِ شرایط تحریمی توجه دارد، میداند که راه حل بخشیِ فنیِ دفعی و ساده برای این مسالهٔ بغرنجِ درهمتنیده با چند مسالهٔ مهم مرتبط با امنیت و معیشت و تولید بحرانساز و خونین خواهد بود. بخشی از نقدهایش به مفروضات و اعدادِ پایهٔ راهحلهای مطرحِ دیگر هم شنیدنی است:t.me/fazeli_mohammad/5153@jalaeipour
✳️نامه جمعی از فعالین سیاسی - رسانه ای به رئیس قوه قضائیه، پیرامون توقیف برنامه "رسانه آزاد" 🔹ریاست محترم قوه قضائیهجناب حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهایبا سلام و احترام،امضاکنندگان متن زیر بر خود لازم دیدند نگرانی عمیق خود از محدود شدن اندک فضای موجود برای گفتوگو و تبعات آن برای آینده ایران را با شما، بهعنوان نخستین متولی حراست از آزادیهای اجتماعی، در میان بگذارند.این نگرانی از آنجا عمیقتر شده است که اخیراً شاهد برخورد با برخی رسانههای گفتوگومحور، از جمله «رسانه آزاد»، بودهایم.همانطور که استحضار دارید، جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری با شکافها و تضادهای عمیق فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی روبهروست. اختلاف بر سر منشأ حکومت، نسبت دولت و مردم، آزادیهای اجتماعی، سیاست خارجی، اقتصاد و بسیاری از مسائل بنیادین، دیگر اختلافهایی حاشیهای نیستند؛ بلکه بخشی از واقعیت امروز ایراناند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که چگونه میتوان این اختلافها را حذف کرد؛ پرسش این است که چگونه میتوان آنها را به گفتوگویی مسالمتآمیز و سازنده تبدیل کرد؛ چرا که تجربه تاریخی، بهخصوص در چند سال گذشته، نشان داده است که حذف یک دیدگاه الزاماً آن دیدگاه را از جامعه حذف نمیکند، بلکه ممکن است آن را بهصورت خشونت عریان و مسلح در کف خیابان به نمایش بگذارد.به همین دلیل، جامعه به نهادهایی نیاز دارد که بتوانند میان دیدگاههای رقیب واسطه شوند و امکان شنیدن، نقد کردن و حتی مخالفت جدی را فراهم کنند. این مهم، طبق قانون اساسی و مفاد ذیل «حقوق ملت»، در درجه اول بر عهده حکومت است که چنین فضایی را فراهم آورد.اما متأسفانه شاهد آن هستیم که حاکمیت نهتنها بستر و زمینه گفتوگو را مهیا نمیسازد، بلکه اندک فضای موجود و مستقل را نیز تاب نمیآورد؛ توقیف «رسانه آزاد» یکی از همین تجربههاست؛ رسانهای که تلاش کرده است دیدگاههای متفاوت و گاه متضاد را در برابر یکدیگر قرار دهد و امکان مواجهه مستقیم و مسالمتآمیز آنها را فراهم کند.ممکن است درباره کیفیت برخی برنامهها، انتخاب مهمانان یا حتی بخشی از محتوای «رسانه آزاد» نقدهایی وجود داشته باشد. این امر نهتنها طبیعی، بلکه لازمه فعالیت هر رسانهای است. اما این مسائل نباید سبب نابودی تنها منافذ باقیمانده برای گفتوگوی رسانهای شود.ملت ایران شاهد بودند که مدتی پیش، رهبری انقلاب در نامهای خطاب به جنابعالی، دفاع و حراست از آزادیهای مشروع اجتماعی را مطالبه کردند. حال، با دیدن وضعیت کنونی، برای آنها این تناقض پیش میآید که چرا میان آنچه اعلام میشود و آنچه در عمل اجرا میگردد، اینقدر فاصله وجود دارد؟در شرایطی که بهخاطر عملکرد صداوسیما، که با اتلاف بودجهای نجومی، ناکارآمدی رسانهای آن مسجل شده است، مرجعیت رسانهای از کشور خارج شده، بستن رسانههای مفید، آیا میدان تأثیر رسانههای مخرب خارجی را افزایش نمیدهد؟ رسانههایی که با بودجه دشمنان این ملت مشغول مشروعیتبخشی به تهاجم نظامی، عادیسازی اشغال سرزمینی و نابودی زیرساختهای کشور هستند؟ بهراستی تعطیلی بستر گفتوگوهای ملی، دشمنان کشور را تقویت نمیکند؟در شرایط کنونی که کشور درگیر جنگی بزرگ است و پیروز نهایی این نبرد را تابآوری اجتماعی مشخص میکند، چرا باید دست به اقداماتی زد که تاب و تحمل مردمی را که فشارهای اقتصادی و روانی گوناگونی را متحمل شدهاند تضعیف کند و امیدهای آنان به طلوع فصلی تازه از شیوه حکمرانی را به باد دهد؟چرا باید مردم شاهد رویههایی باشند که اصرار بر تکرار خطاهای گذشته را در اذهان متبادر میکند؟جناب اژهای!از این رو، درخواست ما نه حمایت از یک فرد یا یک برنامه، بلکه دفاع از اصل مهمتری است: در جامعهای با این میزان از اختلاف و شکاف، امکانهای گفتوگو و تضارب آرای مختلف نباید بسته شود. این نه مسئلهای قشری، بلکه دغدغهای از سر نگرانی برای آینده ایران عزیز است.لذا ما خواهان رفع محدودیتهای اعمالشده بر «رسانه آزاد» و فراهم شدن امکان ادامه فعالیت آن هستیم.✍امضاکنندگان:بهاره آروینمحمدرضا اصنافیوحید اشتریمحسن بدرهحسین درودیانمحمد درویشحسین خداپرستمیلاد گودرزیسلمان کدیورمجید مرادییاسر عربعلی سرزعیمعابس قدسیمحمد فاضلی
عفلانیت: نه پوپولیسم و خودفدارکارنماییمحمد فاضلیآقای #سقاب_اصفهانی که معاونت رئیسجمهور و مسئولیت بهینهسازی انرژی در کشور را دارند، در ایام اخیر، حرفهایی میزنند و مصاحبههایی میکنند که به شدت شائبه پوپولیسم عمیق و ریشهداری را زنده میکند؛ و از رویه عقلانی و کار کارشناسی به دور است.ایشان و همکارانشان طرحی دارند که از تجربه گذشته و ساختار وابستگی به انرژی در کشور، مشخص است بر همه ابعاد زندگی ایرانیان اثر میگذارد. وقتی چنین طرحی در میان است، راه کارشناسی و عقلانیت این است:یک. ایده خود را شفاف، مکتوب، با محاسبات و همه استدلالها، منتشر کنند یا حداقل به صورت نسخههای محدود در اختیار شمار زیادی از کارشناسان و متخصصان قرار دهند. دو. فرصت گفتوگوی عمومی و نقد کارشناسی این طرح را فراهم کنند. سه. در برابر نقدها به این طرح پاسخگو باشند و حداقل در محافل کارشناسی؛ و در نهایت در عرصه عمومی؛ به صورت روشن از طرح خود دفاع کنند؛ و به انبوه ابهامها درباره ابعاد ریز و درشت این طرح پاسخ دهند. ایشان به عوض در پیش گرفتن چنین رویهای که با عقل کارشناسی سازگار است؛ نظرسنجی سه گزینهای در توییتر برگزار میکنند؛ مصاحبههایی برگزار میکنند که خود را فداکار ملت نشان میدهند و بیشتر #روضه_انرژی هستند تا بحث کارشناسی؛ چنان جلوه میدهند که انگار میخواهند آبروی خود را در کوتاهمدت فدای خوشبختی درازمدت مردم ایران کنند (#خودفدارکارنمایی)؛ رئیسجمهور را هم قهرمانی جلوه میدهند که با این فداکاری و روی میدان مین رفتن برای گشودن معبر خوشبختی همراه ایشان شده است. این نوع رفتارها در ایران ما کمسابقه که نیست، بسی سابقهدار است. کم نبودهاند آنها که از این اداها درآوردهاند و خواستهاند راه خوشبختی را هموار کنند، حتی با نیتها خیر، و عاقبت مصیبت به بار آوردهاند. سلوک درست سیاستگذاری، تن دادن به قاعده عقلانیت است. یک. متن مکتوب طرحی را که در نظر دارید، با همه محاسبات، ملاحظات، مراحل اجرایی، و سناریوهای محتمل منتشر کنید. دو. مشخص کنید اعضای تیمی که این طرح را تهیه کرده و محاسبات آنرا انجام داده و مسئولیت آنرا میپذیرد چه کسانی هستند.سه. فرایند کارشناسی-داوری این طرح چگونه است؟ چهار. نظرات منتقدان و کارشناسان در بررسی و نقد طرح را منتشر کنید. پنج. جلسات کارشناسی با حضور منتقدان درباره این طرح برگزار کرده، حتی آنها را زنده پخش کنید، و اجازه دهید جامعه در جریان طرح، نقدهایش و پاسخهای شما قرار گیرد. شش. نتیجه تعاملات کارشناسی با منتقدان را در قالب طرح جدید ارائه دهید. هفت. فرایند گفتوگوی اجتماعی با جامعه را پیش از هر گونه غافلگیر کردن جامعه و به دور از هر گونه #هیجان_پوپولیسم و #خودفداکارنمایی طی کنید. پینوشت: بیش از یک سال فرصت داشتهاید این کارهای عاقلانه را انجام دهید و تاکنون بروز و ظهوری از آنها دیده نشده است. @fazeli_mohammad
گفتوگوهای حیاتیمحمد فاضلیبرای جامعهای که تجربه خونین و فاجعهبار #آبان_۹۸ را دارد، گفتوگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است. برای جامعهای که وضعیت #ناترازی_انرژی در آن به مرز حیات و ممات رسیده است، گفتوگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است. گفتوگو با دکتر #محسن_یزدان_پناه اقتصاددان که در رسانه ایرانتاک با عنوان «اصلاحات بنزینی: بدون آتشبازی» منتشر شد؛ تلاشی بود برای باز کردن باب گفتوگو درباره طرحی که برخی در دولت دنبال میکنند، نقد آن و نشان دادن عواقبش.دیدن اصلاحات بنزینی: بدون آتشبازی هر طرحی قابل نقد است؛ از جمله طرح فعلی دولت؛ و هر نقدی هم قابل نقد است، از جمله نقدهایی که محسن یزدانپناه بر طرح فعلی وارد میکند. مهم این است که برای هر مسأله بدخیم و پیچیدهای – نظیر انرژی در ایران امروز – راهی بهتر از شفافیت سیاستی، گفتوگوی اجتماعی، و اجماعسازی اجتماعی و سیاسی بر سر بهترین راهحلها وجود ندارد. همه علاقمندان مبحث سیاست انرژی و مباحثات درباره اصلاحات قیمتی و غیرقیمتی در بنزین و سایر حاملهای انرژی را میتوان به دیدن این گفتوگو و ورود در مباحثه اجتماعی درباره آن دعوت کرد. این گفتوگوها، گفتوگوهای حیاتی هستند. @fazeli_mohammad
👆طبق تبصره -3 ماده 27 «تولید اثر هنری بدون مجوز از نهادهای قانونی کشور، موجب شش ماه تا پنج سال محرومیت از فعالیت هنری و دو تا چهار برابر هزینههای تولید اثر خواهد بود» البته این بدان معنا نیست که مثلا «اگر شما در منزل یک نقاشی بکشید، بایستی قبلا از نهادهای قانونی کشور مجوز بگیرید»، اما نوع نگارش آنچنان غیرحرفهای است که امکان سوءاستفاده و توسعه مفهوم جرم را فراهم میکند. به همین سان است عبارت بسیار موسع «تحت حمایت یا اشراف یا هدایت یا آموزش یا راهبری کارگزار بیگانه» که میتوان هر چیزی را ذیل آن تفسیر مجرمانه کرد. آنچنان این دامنه گسترده است که توبهکردن بر جرم ناکرده نیز جرم باشد؛ مصحف حکم و حکومت، آیه رحمت ندارد؟اجرای چنین طرحی و محدودیتهای رسانههای مستقل اینترنتی همچون «آزاد» طبقه واسط نخبگان فکری را کلا از میان بر میدارد و پیکار سیاسی را به غریزههای کور لایههای زرد اجتماع میبرد و توده را به همانجا میکشاند که در فجایع تلخ دیماه 1404 دیدیم. آنگاه که هنرمندان و روشنفکران شرافتمند را به بهانههای واهی از میدان به در کنید، راه برای همانهایی باز میشود که با تولید فیلمها و آثار هنری زرد و سیاهنمایی چهره ایران در جشنوارههای بینالمللی جایزه میگیرند. طبقهای از روشنفکران زرد و سلبریتیهای کمدانش با خودنمایی به قهرمانان پوشالی جوانان سادهدل تبدیل میشوند. نهایت کار روشن است؛ دشمنان فتنهای از «سرکشی» و «سلاح» بر میسازند و باز هم چهرهای غیرانسانی از ایران و جمهوری اسلامی رقم میزنید و در برابر افکار عمومی جهانیان توجیهگر جنگافروزیهای دشمنان میشوید. همین.
