#سروده_های_حکیم_پادشاهی_لهراسپ ،بخش هفتم👇👇: بر اساس " چاپ مسکو "ورا گفت گشتاسپ کای شهریارمنم بر درت…
انتشار: 2026/07/30 18:58 UTCدریافت: 2026/08/01 10:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 10:32 UTC
#سروده_های_حکیم_پادشاهی_لهراسپ ،بخش هفتم👇👇: بر اساس " چاپ مسکو "ورا گفت گشتاسپ کای شهریارمنم بر درت بر یکی پیشکاراگر کم کنی جاه فرمان کنمبه پیمان روان را گروگان کنمبزرگان برفتند با او به راهگرازان و پویان به ایوان شاهبیاراست ایوان گوهرنگارنهادند خوان و می خوشگواریکی جشن کردند کز چرخ ماهستاره ببارید بر جشنگاهچنان بد ز مستی که هر مهتریبرفتند بر سر ز زر افسریبه کاوسیان بود لهراسپ شادهمیشه ز کیخسروش بود یادهمی ریخت زان درد گشتاسپ خونهمی گفت هرگونه با رهنمونهمی گفت هرچند کوشم به راینیارم همی چارهٔ این به جایاگر با سواران شوم مهتریفرستد پسم نیز با لشکریبه چاره ز ره بازگرداندمبسی خواهش و پندها راندمچو تنها شوم ننگ دارم همیز لهراسپ دل تنگ دارم همیدل او به کاوسیانست شادنیاید گذر مهر او بر نژادچو یک تن بود کم کند خواستارچه داند که من چون شدم شهریار