#سروده_های_حکیم_پادشاهی_لهراسپ بخش دهم 👇👇: بر اساس " چاپ مسکو "چو گشتاسپ آمد بدان شارستانهمی جست جا…
انتشار: 2026/07/30 19:32 UTCدریافت: 2026/08/04 22:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 22:07 UTC
#سروده_های_حکیم_پادشاهی_لهراسپ بخش دهم 👇👇: بر اساس " چاپ مسکو "چو گشتاسپ آمد بدان شارستانهمی جست جای یکی کارستانهمی گشت یک هفته بر گرد رومهمی کار جست اندر آباد بومچو چیزی که بودش بخورد و بدادهمی رفت ناشاد و دل پر ز بادچو در شهر آباد چندی بگشتز ایوان به دیوان قیصر گذشتبه اسقف چنین گفت کای دستگیرز ایران یکی نامجویم دبیربدین کار باشم ترا یارمندز دیوان کنم هرچ آید پسنددبیران که بودند در بارگاههمی کرد هریک به دیگر نگاهکزین کلک پولاد گریان شودهمان روی قرطاس بریان شودیکی باره باید به زیرش بلندبه بازو کمان و به زین بر کمندبه آواز گفتند ما را دبیرزیانست پیش آمدن ناگزیرچو بشنید گشتاسپ دل پر ز دردز دیوان بیامد دو رخساره زردیکی باد سرد از جگر برکشیدبه نزدیک چوپان قیصر رسیدجوانمرد را نام نستاو بوددلیر و هشیوار و با تاو بودبه نزدیک نستاو چون شد فرازبرو آفرین کرد و بردش نمازنگه کرد چوپان و بنواختشبه نزدیکی خویش بنشاختشچه مردی بدو گفت با من بگویکه هم شاه شاخی و هم نامجوی