⏱ 📣 کلام منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی سهشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۶ --- 2026/06/16 💠 #برنامه_دروبا…
انتشار: 2026/06/18 20:30 UTC
⏱ 📣 کلام منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی سهشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۶ --- 2026/06/16 💠 #برنامه_دروبالرجاء 📡#شبکه_ماهوارهای_عراقالمستقبل ❇️🌤❇️ کانال خدام الإمام الحجة روحي فداه @fjir_sidk متفاوت از تمام آنچه تاکنون دیدهاید... 👌🏻✳️#سهشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۶ --- 2026/06/16🔴#قسمت_اول💫#ترجمه_بهکمک_هوش_مصنوعی⏳منتظر باشید که در طول ۶۰ روز آینده چه اتفاقی در جهان رخ خواهد داد. امروز ما در روز هفدهم ماه هستیم؛ ۱۷/۶. میترسم که این «امالبطاطا» (مادر سیبزمینی، کنایه از یک زن احمق مقصود زنان پیشگویی کننده در یوتیوب و غیره که اِخبارات منادی را به اسم خود منتشر میکنند) از جهت الهام ظاهر شود یا «خان» جلو بیاید که کلمهای از دیدار را میداند. [اِخبار من این است:] بین دو ماه [آینده]، ایران خود را برای آن ضربه بزرگ، هولناک، کوبنده و کمرشکن آماده میکند. چه چیزی در اروپا رخ خواهد داد؟ این چیزی بسیار بزرگ است که آن را میدانم، به من گفته شده است. هر کس که در اروپا، غیر اروپا و آمریکا اموالی دارد، باید تکلیف آن را یکسره کند.🔺مجری: به شما در برنامه امروزمان خوشآمد میگوییم دکتر، خداوند اجرتان را بزرگ بدارد [در مصیبت عزای امام حسین علیه السلام]. کلام در اختیار شماست، بفرمایید.🔸و خداوند اجر شما را نیز بزرگ بدارد. بسم الله الرحمن الرحيم و الحمد لله رب العالمين، بسیار بسیار بسیار زیاد، تا آنجا که نفس قطع شود، به اندازه وزن عرش خدا و به امتداد کلماتش و آنچه که علمش به آن احاطه دارد و کتابش آن را احصاء کرده است. خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست که بهترینِ خلق، سرور، گرامیترین، رحیمترین، بزرگترین، شریفترین، پاکترین، اصیلترین و والاترینِ آنها هستند و بر خاندان پاک و مطهرش و مهدی بزرگ.🔸برادران، دیروز دوست داشتم با یکی از برادران نزدیک به امام مهدی تماس بگیرم. این مرد یک عالم بود، عمامه بر سر داشت، خودش مجتهد بود و به گامهای خود اطمینان داشت. او یقیناً شبها به جز اندکی که میسّر میشد، نمیخوابید. به من گفت میخواهم تو را ببینم. من کار با تلفن را بلد نیستم، چون عدم استفاده از تلفن باعث شده بلد نباشم. به برادری که همراه من بود گفتم میخواهم او را ببینم، دوربین را برای من بیاور تا با او صحبت کنم. او سربرهنه و بدون عمامه بود و همین کلاهعرقچین را بر سر داشت. به او گفتم: «شیخ ما...» به من گفت: «اولاً به حق من اشتباه نکن»؛ گفتم: ۵۰ سال است که در حوزه درس میخوانی، پس چه به تو بگویم؟ به تو میگوید سید ما، مولای ما.» گفت: «نه، به من بگو فلانی.» گفتم: «چطور به تو بگویم فلانی؟ جرئت نمیکنم. عمامهات کجاست؟» گفت: «من با امام به سوی کوفه میرفتم. اولین روزی که با امام ملاقات کردم، به من گفت...» گفت: «این چیست که پوشیدهای؟ نعلینت را درآور.» میگوید عزت نفس و غرور من را گرفت، سه بار به من تکرار کرد: «کفشت را درآور.» میگوید آن را در خیابان انداختم و مردم خیره شده بودند و خیال میکردند دیوانه شدهام. پس آن را در خیابان انداختم. این اولین سوالی بود که به تو پاسخ دادم. اگر این مردم عمامه به سر دارند، چه ربطی به آن دارد؟ چرا اینها به امام ایمان دارند؟ اگر به امام ایمان داشتند، میدانستند که امام چه میخواهد. به او گفتم برایم توضیح بده. «و بیشترشان از حق کراهت دارند.» پس من اشتباه کردم و به او گفتم: «شیخ ما...» میگوید: «به خدا قسم اگر یک بار دیگر این را به من بگویی، دیگر به تو احترام نمیگذارم؛ و من به تو احترام میگذارم ابو علی، نه فقط احترام ساده، بلکه احترام میگذارم چون میدانم صاحب ناحیه مقدسه بزرگ درباره تو چه میگوید.» گفت: «و بیشترشان از حق کراهت دارند؛ یعنی بیشترشان از علی بن ابیطالب و از ولایت علی بن ابیطالب کراهت دارند، نه از حق. 🔸حق چیست؟ مگر کسی علیه حق درمیآید؟ مگر کسی با حق میجنگد؟ یعنی بیشترشان از ولایت علی کراهت دارند.»🔸به او گفتم: «یک سوال؛ بیشترشان از حق کراهت دارند»؟ [یعنی چه؟] به من گفت: «ولایت از انسان چه میخواهد؟ اینکه امر به معروف و نهی از منکر کند. کسی که با هوای نفس خود مخالفت کرد و مولای خود را اطاعت نمود، اطاعت از مولا با مخالفت با هوای نفس است. یعنی تو نمیتوانی مولایت را اطاعت کنی مگر اینکه شهوات حیوانی و غیر حیوانی، زبان و چشمت را کنترل کنی. ما همیشه میشنیدیم که نگهدارنده دین مانند کسی است که جمر (آتش گداخته) در دست دارد.» 🔸باز هم از او پرسیدم در حالی که من سفیه هستم و از سفیه حجت گرفته نمیشود، گفتم: «ای ابو فلانی...» به من گفت: «اکنون به تو میگویم.» به من گفت: «آیا اکنون شهوات مثل گذشته در مدینه و مکه است؟» به او گفتم: «قطعاً خیر.» به من گفت: «قبلاً مگر این همه زن در خیابان راه میرفتند و تلویزیونها و کابارهها و غیره بود؟ ممکن بود در آن زمان دو یا سه خانه در مدینه اینطور باشد، اما اکنون وسوسههای زندگی هولناک است. پس این همان چیزی است که تو را به نگهدارنده دینت مانند نگهدارنده آتش تبدیل میکند. دین همان امر به معروف و نهی از منکر است.

