مارتینلی را اگه با باشگاهی برای فروشش توافق نکرده باشن، اینجوری که حتی تو لیست هم نباشه همه میرن دنبال مفت خری. تو بازاری که ساوینیو با ۸۵ میلیون داره فروش میره، مارتینلی زیر ۷۰ تا قیمتش نیست اما به ما که میرسه ۴۰ تا هم بزور میدن.«Payam P»@foot_twitte
هفت روز تا آغاز فصل تازهٔ بوندسلیگا باقی ماندهاست؛ به همین مناسبت یادی کنیم از شمارهٔ ۷ سابق بایرن مونیخ، صورتزخمی فرانسوی، فرانک ریبری. فرانک ریبری از المپیک مارسی راهی آلمان شد؛ درخشش او در بایرن مونیخ تا اندازهای بود که «شرح مقال نگنجد در این مجال»...…شش روز تا آغاز فصل تازهٔ بوندسلیگا باقی ماندهاست. به همین مناسبت، یادی کنیم از ماتیاس سامر، شمارهٔ ۶ دورتموند، یکی از آخرین و زیباترین تجسمها از یک بازیکن در نقش لیبرو.در این مورد خاص، شاید ابتدا بهتر باشد که نگاهی به داستان پشت موفقیت دورتموند آن روزها داشته باشیم. منطقهٔ رور در آن بازهٔ زمانی شرایط خوبی نداشت. مردم، نیاز مبرمی به موفقیت تیمشان داشتند: تا چیزی باشد که به آن اتکا کنند، تا چیزی باشد که با آن رؤیا ببینند، تا چیزی باشد که به زندگیشان جنبهای امیدبخش بیفزاید. معدنها یکی پس از دیگری بسته میشدند، بیکاری اوج گرفته بود و ۳۰ سال میشد که هیچ باشگاهی از منطقهٔ رور، قهرمان بوندسلیگا نشده بود. درست در چنین شرایطی و در تابستان ۱۹۹۱، اوتمار هیتسفلد بر نیمکت بروسیا دورتموند نشست؛ مربیای که کار را با اقتدار آغاز نکرد، اما کمکم هالهای از امید را به اطراف تیم آورد.دورتموند از میانهٔ جدول به یک مدعی جدی تبدیل شد. در فصل ۹۲-۱۹۹۱ تا آستانهٔ قهرمانی پیش رفت و تنها به علت تفاضل گل پایینتر، رقابت را به اشتوتگارت باخت. سپس با پول حق پخش تلویزیونی که از پیشروی در جام یوفا به دست آورد، موجی از بازگشت ستارگان آلمانی از سریآ را رقم زد: اشتفان روتر، یورگن کولر، آندریاس مولر، کارل-هاینتس ریدله و در زمستان ۹۳-۱۹۹۲، ماتیاس سامر از اینترمیلان.سامر از شرق آمده بود؛ در اشتوتگارت قهرمان فصل ۹۲-۱۹۹۱ بوندسلیگا شد و پس از تجربهٔ کوتاه و ناخوشایند حضور در ایتالیا، خانهٔ واقعیاش را یافته بود.در ابتدا در پست هافبک میانی میدرخشید؛ در وصف آن روزهای او نوشتهاند که «هر حرکت تیم از او میگذشت». اما هنگامی که ند زلیک مصدوم شد، هیتسفلد او را در نقش لیبرو آزمایش کرد. آن آزمایش، شاید بخش خوشیمنی نوشتهشده در تقدیر سامر بود؛ او به بهترین لیبروی وقت تبدیل گشت: بازیکنی که از عمق دفاع نخ بازی را در دستانش میگرفت، با پیشرویهای هوشمندانه و ارسالهای بلند، ریتم را کنترل مینمود، در دوئلها زیرکانه عمل میکرد و در عین حال، در فشار شدید، آرامشی شبیه به سرخیو بوسکتس داشت. هیتسفلد دربارهاش میگفت: «ماتیاس مثل مربی فکر میکند.»با سامر در قلب تیم، دورتموند در فصل ۹۵-۱۹۹۴ نخستین قهرمانی بوندسلیگا را به دست آورد. سال بعد، از آن دفاع کردند و سامر دو فصل پیاپی بازیکن منتخب سال آلمان شد. تابستان ۱۹۹۶، شاید اوج او بود: در یورو ۹۶، پس از مصدومیت لوتار ماتئوس، بازوبند کاپیتانی را بست، مقابل کرواسی گل زد، آلمان را به قهرمانی رساند، بهترین بازیکن رقابتها لقب گرفت و سپس توپ طلا را بالاتر از نسخهٔ پیاسفی آیندهوفن رونالدو، به عنوان آخرین آلمانی تا به امروز و آخرین لیبرو پس از فرانتس بکنباوئر، از آن خود کرد.فصل بعد، با وجود آسیبدیدگیهای پیاپی و عملکرد ضعیفتر در لیگ، دورتموند در لیگ قهرمانان اروپا به فینال رسید. در بیستوهشتم مه ۱۹۹۷ آنها، مقابل یوونتوس پرستارهٔ مارچلو لیپی که زیدان، دشان، دلپیرو، بوکسیچ و ویری را داشت، ۳ بر ۱ پیروز شدند. سامر، کولر و پاول لمبرت قفلی بر خط دفاعی زدند؛ ریدله ۲ گل زد و لارس ریکن ۸ ثانیه پس از ورودش به بازی، گل افسانهایاش را به ثمر رساند. سامر آن شب بازوبند را بر بازو داشت، اما بعدتر کاپیتان زورک، شمارهٔ ۸ افسانهای زرد و سیاهپوشان، را برای دریافت جام به جلو فرستاد.اما این شادی دوام نداشت؛ در اکتبر ۱۹۹۷، در بازی مقابل بیلهفلد، زانویش آسیب دید. عفونت باکتریایی کار را به جایی رساند که نزدیک بود حتی به قطع پایش ختم شود. در ۳۲ سالگی و در اوج، ناگهان زندگی آن سوی بیرحمش را به او و دورتموندیها نشان داد تا هواداران نتوانند بیش از آن از ستارهٔ یکهشان لذت ببرند و او از حضور در زمین. ماتیاس بعدها به عنوان مربی در سال ۲۰۰۲ دورتموند را قهرمان کرد و جوانترین مربی قهرمان بوندسلیگا در تاریخ شد؛ اما آیا این دلش را با سرنوشت صاف کرد؟ پاسخ را تنها خود سامر میداند؛ چراکه در اوجی که میتوانست دوام داشته باشد، متوقف شد...ویدیوی مندرج، صحنهٔ گل تساویبخش ماتیاس سامر به شالکه در دقیقهٔ ۸۶ دربی رور فصل ۹۴-۱۹۹۳ بوندسلیگا را نمایش میدهد.«Soshiyant Nr»@foot_twitte
یه نکته در مورد اینکه چرا چندین ساله سوپرجام فوتبال آلمان تو ورزشگاه بایرنمونیخ برگزار نمیشه:طبق قانونی که از سال ۲۰۱۰ گذاشتن بازی سوپرجام به میزبانی قهرمان جام حذفی برگزار میشهو این چند سال بایرنمونیخ همش قهرمان لیگ شده...و نکته دیگه اینه که اگه یه تیم هم دوگانه ببره بازهم سوپرجام تو خونهی نایب قهرمان لیگ برگزار میشه...این یعنی حالا حالاها خبری از سوپرجام آلمان تو آلیانز آرنا نیست...«محمد پارسا رحمانی»@foot_twitte
دوستان میگن انتظار این بازی از منچستر نداشتنچرا نداشتید؟ ته ته این سبک فوتبال با اوله دیدیمباور کنید اون تیم اوله بهترین تیم دنیا تو این سبک بود ولی قهرمان نشدبا این مدیریت و مربی و سبک بازی همیشه با مالکیت کمتر میبریم و با مالکیت بیشتر میبازیم :))«چیچاریتو»@foot_twitte