🩺 شرایط خانوادگی و جسمی نیز نباید نادیده گرفته شوند. بیماری دانشجو یا یکی از اعضای خانواده، ازدواج،…
انتشار: 2026/08/23 19:56 UTCدریافت: 2026/08/23 23:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 23:35 UTC
🩺 شرایط خانوادگی و جسمی نیز نباید نادیده گرفته شوند. بیماری دانشجو یا یکی از اعضای خانواده، ازدواج، فرزندآوری، مسئولیت مراقبت از والدین، مشکلات روانی، سوگ و حوادث پیشبینینشده میتوانند روند تحصیل را مختل کنند. این شرایط همیشه در پرونده آموزشی دانشجو دیده نمیشوند، اما تأثیر مستقیمی بر تمرکز، حضور در کلاس و پیشرفت پژوهش دارند.⚖️ یک آییننامه یکسان نمیتواند بدون توجه به تفاوت موقعیتها، درباره همه این دانشجویان قضاوت یکسانی داشته باشد.بنابراین، پرسش اصلی نباید صرفاً این باشد که «چرا دانشجو دیر فارغالتحصیل شده است؟» باید پرسید کدام بخش از این تأخیر در اختیار دانشجو بوده و کدام بخش از عملکرد استاد، گروه آموزشی، امکانات دانشگاه یا شرایط خارج از اختیار او ناشی شده است.تا زمانی که علت افزایش سنوات در هر پرونده بهطور دقیق ثبت و بررسی نشود، تمام مسئولیت و هزینه بهصورت ناعادلانه بر دوش دانشجو قرار میگیرد. حل مسئله نیز از همین نقطه آغاز میشود: تفکیک سنوات ناشی از عملکرد دانشجو از سنواتی که دانشگاه یا شرایط ناخواسته در ایجاد آن نقش داشتهاند.✍️ محمدرضا میرشیردبیر شورای صنفی دانشجویان💠 شورای صنفی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد🆔 @FUM_SENFI
پستهای تلگرام — شورای صنفی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد
🗂️ دانشجویان فراموششده؛ پرونده ویژه دانشجویان سنواتیقسمت اول📰 مطلب پیش رو، پیشتر در نشریه «صدف»، با هدف بازتاب دغدغهها، مسائل و مطالبات جامعه دانشجویی منتشر شده است و اکنون، در کانال شورای صنفی بازنشر میشود.🎓 همدورهایهایش یکییکی فارغالتحصیل شدهاند؛ بعضی وارد بازار کار شدهاند و بعضی برای ادامه تحصیل رفتهاند. اما او هنوز میان اتاق استاد، اداره آموزش و گروه در رفتوآمد است. پایاننامهاش تقریباً تمام شده، ولی یک تأیید، چند اصلاح و تعیین زمان دفاع، فارغالتحصیلیاش را ماهها عقب انداخته است. حالا دانشگاه او را با یک عنوان کوتاه میشناسد:«دانشجوی سنواتی»🔹 دانشجوی سنواتی کیست؟هر مقطع تحصیلی، یک مدت مجاز و معمول برای تحصیل دارد. اگر تحصیل دانشجو از آن بازه بیشتر شود، وارد سنوات اضافه میشود.اما همه دانشجویان سنواتی شرایط یکسانی ندارند. بعضی به دلایل شخصی یا تحصیلی عقب افتادهاند و بعضی دیگر گرفتار تأخیر استاد، مشکلات پژوهشی، بیماری، اشتغال یا فرایندهای اداری شدهاند. باید توجه داشت که همه دانشجویان سنواتی یکدست نیستند و نمیتوان درباره همه آنها یک حکم صادر کرد.🔍 چرا دانشجویان سنواتی میشوند؟در نگاه نخست، ممکن است طولانیشدن دوران تحصیل تنها به کمکاری یا بیبرنامگی دانشجو نسبت داده شود. عبارتهایی مانند «درسش را جدی نگرفته» یا «پایاننامهاش را عقب انداخته» نیز بهسادگی تکرار میشوند. اما پشت عنوان کلی «دانشجوی سنواتی»، تجربههای بسیار متفاوتی قرار دارد.بعضی دانشجویان به دلیل تصمیمها و عملکرد شخصی خود دیرتر فارغالتحصیل میشوند و برخی دیگر درگیر موانعی هستند که کنترل چندانی بر آنها ندارند. برای شناخت درست مسئله، باید سهم هرکدام از این عوامل جداگانه بررسی شود.📚 بخشی از افزایش سنوات واقعاً میتواند به عملکرد خود دانشجو مربوط باشد. مردودی در درسها، انتخاب واحد نامناسب، جدینگرفتن پیشنیازها، غیبتهای مکرر، تغییر چندباره موضوع پژوهش یا بهتعویقانداختن پایاننامه، از جمله عواملی هستند که مدت تحصیل را افزایش میدهند.گاهی نیز دانشجو بدون برنامه مشخص وارد مرحله پایاننامه میشود و تصور میکند انجام پژوهش در مدت کوتاهی امکانپذیر است. در چنین شرایطی، مسئولیتپذیری دانشجو و پیگیری منظم امور آموزشی و پژوهشی اهمیت زیادی دارد. دفاع از حقوق دانشجویان سنواتی نباید به معنای نادیدهگرفتن این مسئولیتها باشد.🏛️ با این حال، همه تأخیرها در اختیار دانشجو نیستند. گاهی ارائهنشدن یک درس ضروری، تداخل برنامه کلاسها یا کمبود استاد باعث میشود دانشجو نتواند واحدهای موردنیاز خود را در زمان مقرر بگذراند. ممکن است دانشجو تنها به دلیل باقیماندن یک یا دو درس، ناچار شود یک نیمسال دیگر در دانشگاه بماند. در چنین شرایطی، افزایش سنوات نتیجه بیبرنامگی دانشجو نیست، بلکه از ضعف برنامهریزی آموزشی ناشی میشود.🗃️ فرایندهای اداری نیز میتوانند مسیر فارغالتحصیلی را طولانی کنند. رفتوآمد میان آموزش، گروه آموزشی و سایر واحدهای دانشگاه، معطلماندن یک نامه یا تأییدیه، مشکلات اداری دانشگاهی و مشخصنبودن مسئول پیگیری، گاهی هفتهها و حتی ماهها از زمان دانشجو را میگیرد.هر مرحله ممکن است به تأیید فرد یا واحد دیگری وابسته باشد و دانشجو نیز نداند پرونده او دقیقاً در چه وضعیتی قرار دارد. در چنین ساختاری، یک تأخیر کوچک میتواند مجموعهای از مراحل بعدی را نیز عقب بیندازد.🔬 این مسئله در مقاطع تحصیلات تکمیلی پیچیدهتر میشود. انتخاب استاد راهنما، تصویب موضوع و پروپوزال، دریافت مجوزهای پژوهشی، دسترسی به آزمایشگاه یا دادهها، بررسی پایاننامه، تعیین داور و مشخصشدن زمان دفاع، زنجیرهای از مراحل بههمپیوسته هستند.اگر هرکدام از این مراحل با تأخیر انجام شود، زمان فارغالتحصیلی دانشجو نیز عقب میافتد. گاهی دانشجو نسخهای از پایاننامه را در زمان مقرر تحویل داده است، اما انجام هماهنگیهای اداری چندین هفته طول میکشد. با این حال، هزینه و پیامد نهایی این تأخیر معمولاً متوجه دانشجو میشود.💳 مشکلات اقتصادی نیز یکی از عوامل مهم افزایش سنوات است. بسیاری از دانشجویان برای تأمین هزینه مسکن، رفتوآمد، غذا، شهریه یا پژوهش ناچارند همزمان با تحصیل کار کنند. اشتغال، بهویژه زمانی که ساعت کاری طولانی یا نامنظم باشد، فرصت مطالعه و انجام پژوهش را کاهش میدهد.در نتیجه، دانشجو دیرتر فارغالتحصیل میشود و با ورود به سنوات، هزینههای بیشتری به او تحمیل میشود. این هزینههای تازه نیز ممکن است او را به کار بیشتر وادار کند و چرخهای فرساینده به وجود آورد.
شورای صنفی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد pinned «📣 همراه شورای صنفی دانشگاه فردوسی مشهد باشید شورای صنفی، نماینده دغدغهها و مطالبات دانشجویان و بستری برای شنیدن مسائل، پیگیری مطالبات و تلاش برای بهبود شرایط دانشجویی است. برای طی کردن این مسیر، بیش از هر چیز به همراهی دانشجویانی نیاز داریم که دغدغهمند،…»
با توجه به اینکه کالج دانشکده علوم اداری و اقتصاد مدتها این دورهها را برگزار میکرده، اکنون باید دید چه اقدامی برای انطباق با بخشنامه وزارت علوم انجام خواهد داد.دانشجو حق دارد بداند نام دانشکده و دانشگاه با چه مجوزی، در چه دورههایی و با چه عنوانی استفاده شده است. همچنین ضروری است مسئولان کالج بهصورت شفاف اعلام کنند که وضعیت دورههای پیشین، گواهیهای صادرشده و برنامههای آینده این مجموعه چگونه خواهد بود.پ.ن: مسئله فقط نام MBA و DBA نیست.دانشجویان در سالهای گذشته بارها نسبت به پیامدهای فعالیت کالج در فضای دانشکده اعتراض داشتهاند. در دورههایی که کلاسها حضوری بوده، واگذاری فضای آموزشی دانشکده به دورههای کالج، موجب جابهجایی، فشردگی و اختلال در برنامههای کلاسی دانشجویان شده است. کلاسهای دانشکده باید در وهله اول در اختیار دانشجویانی باشد که برای تحصیل در همان دانشکده پذیرفته شدهاند؛ نه اینکه آموزش رسمی آنان قربانی برنامههای سودجویانه شخص رئیس کالج دانشکده شود.همچنین در زمانهای مختلف، از پرتال دانشجویی برای تبلیغ دورههای کالج استفاده شده است؛ در حالی که پرتال دانشجویی، ابزار اطلاعرسانی آموزشی و اداری دانشجوست، نه فضایی برای تبلیغ دورههای درآمدزا. تکرار این تبلیغات نیز برای بسیاری از دانشجویان مزاحمت و نارضایتی ایجاد کرده است.پرسش مهمتر مربوط به مقاطعی است که ورود دانشجویان به دانشگاه محدود یا ممنوع بود، اما اطلاعرسانی برای برگزاری حضوری دورههای کالج انجام میشد. کالج با کدام مجوز و بر اساس کدام تصمیم یا نهاد بالادستی، امکان برگزاری دوره حضوری داشته است؛ آن هم در شرایطی که دانشجو امکان ورود به خانه علمی خودش، یعنی دانشگاه، را نداشته است؟
💢ممنوعیت برگزاری دورههای کوتاهمدت آموزش عالی با عناوین MBA و DBA توسط موسسات آموزش عالی آزاد و مراکز آموزش آزاد دانشگاههای دولتی و غیردولتی🔹دورههای کوتاهمدت آموزش عالی که توسط موسسات آموزش عالی آزاد و مراکز آموزش آزاد دانشگاههای دولتی و غیردولتی برگزار میشود جایگاه ویژهای بین متخصصان و کارفرمایان پیدا کرده است؛ این دورهها صرفا تخصصی است و مدرک دانشگاهی مقطعدار محسوب نمیشود.🔗مشروح خبر را اینجا بخوانید🆔@msrt_iri
📝 سخن آخر؛ تجربهای که نباید پاک شوداین یادداشت قرار نیست آخرین کلمه دربارهی عملکرد دانشگاه در دوران جنگ باشد؛ اتفاقاً باید آغاز یک گفتوگو باشد.🤝 ممکن است مسئولان دانشگاه دربارهی بخشی از این نقدها توضیحات و استدلالهایی داشته باشند. شنیدن این توضیحات نهتنها ضروری، بلکه بخشی از همان گفتوگویی است که این متن به دنبال آن است.نقد دانشگاه به معنای ضدیت با دانشگاه نیست. برعکس، نقد زمانی ارزشمند است که از علاقه به بهتر شدن یک نهاد ناشی شود.🏛️ دانشگاه فردوسی مشهد در این دوره با شرایط عادی مواجه نبود. تصمیمگیری در شرایط جنگی آسان نیست و نمیتوان همهی استانداردهای یک شرایط عادی را بدون تغییر بر یک وضعیت اضطراری تحمیل کرد؛ اما همین دشواری، اهمیت ثبت تجربه را بیشتر میکند.ما امروز میدانیم که آموزش مجازی در یک شرایط بحرانی چگونه تجربه شد. میدانیم که تغییر ناگهانی از آموزش مجازی به حضوری برای بخشی از دانشجویان چه پرسشهایی ایجاد کرد. میدانیم که تفاوت میان سیاستهای مقاطع مختلف میتواند احساس تبعیض ایجاد کند.📌 میدانیم که امتحان مجازی، اگر بدون توجه به شرایط واقعی دانشجو طراحی شود، میتواند مسئلهی عدالت و اعتبار سنجش را به چالش بکشد؛ و میدانیم که در شرایط بحران، ارتباط شفاف با دانشجو نه یک امر تشریفاتی، بلکه بخشی از مدیریت بحران است.شاید مهمترین کاری که اکنون میتوان انجام داد، این باشد که این تجربه را فراموش نکنیم؛ نه برای آنکه هر بار گذشته را سرزنش کنیم، بلکه برای آنکه اگر روزی دوباره دانشگاه با بحرانی مشابه مواجه شد، دانشجوی دیگری مجبور نباشد همان سردرگمیها، همان هزینهها و همان پرسشها را از نو تجربه کند.بحران ممکن است اجتنابناپذیر باشد. تصمیمهای دشوار نیز گاهی اجتنابناپذیرند.⚠️ اما تکرار یک اشتباه، اجتنابناپذیر نیست.و شاید مسئولیت ما در برابر این دوره، بیش از آنکه پیدا کردن مقصر باشد، این است که تجربهی آن را ثبت کنیم؛ دقیق، منصفانه و بدون تعارف؛ تا دانشگاه در بحران بعدی، فقط آمادهتر نباشد، بلکه آگاهتر، پاسخگوتر و نزدیکتر به دانشجویانش باشد.✍️ فرزند کوچک خانوادهی شورای صنفی دانشگاه فردوسی مشهدمهدی شاکری💠 شورای صنفی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد🆔 @FUM_SENFI
📚 آنچه امروز یک اعتراض است، فردا میتواند یک درس مدیریتی باشد.شاید مهمترین دلیل برای ثبت این تجربه، فراتر از نارضایتیهای امروز باشد. جنگها، بحرانهای طبیعی، بیماریهای فراگیر ــ مانند همهگیری کرونا ــ، قطعی زیرساختها و سایر شرایط اضطراری ممکن است دوباره نظام آموزش عالی را با تصمیمهای مشابه مواجه کنند.🏛️ در چنین شرایطی، دانشگاهی موفقتر خواهد بود که مجبور نباشد هر بار همهچیز را از صفر تجربه کند. تجربهی این دوره میتواند به دانشگاه نشان دهد که چه تصمیماتی بهموقع بودند، کدام تصمیمات نیازمند بازنگریاند و کجاها ارتباط میان مدیریت و دانشجو دچار اختلال شده است.📝 ثبت تجربه، الزاماً به معنای ثبت خطا نیست؛ ثبت تجربه یعنی تبدیل یک بحران به دانش سازمانی.اگر مشکلات آموزش مجازی، نحوهی برگزاری امتحانات، تفاوت سیاست میان مقاطع و پیامدهای تصمیمات ناگهانی مستند شوند، در بحران بعدی میتوان از آنها برای تصمیمگیری بهتر استفاده کرد.اما اگر همهچیز پس از بازگشت دانشگاه به روال عادی فراموش شود، بحران بعدی ممکن است دوباره همان هزینهها را به دانشجویان تحمیل کند.⚖️ از «مقصر» مهمتر، «درسآموخته» است.در نقد یک دورهی بحرانی، همیشه وسوسهی پیدا کردن مقصر وجود دارد؛ اما هدف این یادداشت، پیدا کردن یک فرد یا حتی یک واحد خاص برای مقصر دانستن نیست. تصمیمات دانشگاه در یک بحران معمولاً حاصل مجموعهای از محدودیتها، ملاحظات و تصمیمات زنجیرهای هستند.❓ مسئلهی مهمتر این است که بتوانیم بپرسیم:چه چیزی در این فرآیند باید برای آینده اصلاح شود؟اگر اطلاعرسانی دیر انجام شده، باید سازوکار اطلاعرسانی اصلاح شود. اگر سیاستهای آموزشی میان مقاطع موجب احساس تبعیض شده، باید منطق تفاوت سیاستها شفافتر شود. اگر امتحانات مجازی نتوانستهاند میان کنترل تقلب و سنجش عادلانه تعادل برقرار کنند، باید طراحی آزمونها بازنگری شود.اگر دانشجوی غیربومی در اثر تصمیم ناگهانی متحمل هزینه شده، باید برای چنین شرایطی سازوکاری جبرانی یا انعطافپذیر پیشبینی شود؛ و اگر دانشجو در فرآیند تصمیمگیری حضور نداشته، باید راهی برای شنیده شدن صدای او ایجاد شود.📌 اینها مسائل فردی نیستند؛ درسهای حکمرانی آموزشیاند.🧭 دانشگاه باید برای بحران بعدی آمادهتر باشد.تجربهی اخیر میتواند مبنای تدوین یک چارچوب مشخص برای مدیریت آموزش در شرایط اضطراری قرار گیرد؛ چارچوبی که حداقل چند اصل اساسی را در بر بگیرد:1️⃣ شفافیتدانشجو باید بداند چه تصمیمی گرفته شده، چرا گرفته شده و این تصمیم تا چه زمانی معتبر است.2️⃣ پیشبینیپذیریتغییرات ناگهانی باید تا حد امکان به حداقل برسد و در صورت ضرورت، فرصت کافی برای تطبیق دانشجویان فراهم شود.3️⃣ عدالت میان مقاطع و گروههااگر میان دانشجویان مقاطع مختلف تفاوتی وجود دارد، این تفاوت باید بر مبنای معیارهای روشن و قابل توضیح باشد.4️⃣ تناسب آموزش و ارزیابیوقتی شیوهی آموزش در شرایط اضطراری تغییر میکند، روش سنجش نیز باید متناسب با آن بازطراحی شود.5️⃣ توجه به دانشجویان غیربومی و گروههای آسیبپذیرترتصمیمی که برای یک دانشجوی بومی ساده است، ممکن است برای دانشجوی غیربومی هزینهزا و دشوار باشد.6️⃣ مشارکت دانشجویانشورای صنفی و نمایندگان دانشجویان میتوانند در شرایط بحران نقش یک کانال ارتباطی مؤثر میان دانشگاه و بدنهی دانشجویی را ایفا کنند.7️⃣ ثبت و ارزیابی پس از بحرانهر بحران باید پس از پایان، مورد ارزیابی قرار گیرد؛ نه برای سرزنش افراد، بلکه برای اصلاح ساختارها.💠 شورای صنفی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد🆔 @FUM_SENFI
