شعر، کیمیا کاری شاعر است با واژه ها.این تعبیر آرتور رمبو (۱۸۹۱-۱۸۵۴م) را در عمل همهٔ شاعران بزرگ تا…
انتشار: 2026/06/29 05:06 UTC
شعر، کیمیا کاری شاعر است با واژه ها.این تعبیر آرتور رمبو (۱۸۹۱-۱۸۵۴م) را در عمل همهٔ شاعران بزرگ تاریخ دریافته بودهاند، هرچند به گونهٔ نظریه، همگان بدان تصریحی نداشتهاند. دیوان شمس، خمسهٔ نظامی، شاهنامهٔ فردوسی، دیوان حافظ و غزلهای سعدی و تمام شاهکارهای ادبیات ما از کلماتی فراهم آمدهاند که در دست و پای تمام فارسی زبانان و فارسی دانان جهان ریخته است یا از خلال متون و فرهنگها میتوان بدان کلمات دست یافت.آنچه دست نایافتنی است آن کیمیاکاری و سحر و جادویی است که بتواند این توده انبوه واژهها را به سرحدّ شعر برساند و با«مِس وجودِ» این پدیدههای عادی و همگانی، کاری کند که «کیمیایِ شعر» بیابند و زَر شوند.بیگمان همهٔ شاعران بزرگ بر اسرار این کیمیا آگاهی و وقوف داشتهاند، اما درجهٔ کیمیاگریشان، یکسان نیست، و از سوی دیگر «نیّتِ» ایشان در این کیمیاگری نیز بیتاثیر نبوده است. آنچه شاعران را در طول تاریخ ادبیات ما عملاً رده بندی کرده است، همین دو نکته بوده است: - درجهٔ «وُقُوف بر اسرار علم این کیمیا» و دیگر «نیّت» نهفته در خاطر کیمیاگر.اگر بگوئیم «نیّت» در این میان مقامی بالاتر از «علم کیمیاگری» دارد، چندان از تجربه و حقیقت تاریخی بدور نیفتادهایم.انوری و خاقانی دو کیمیاگر بزرگاند که در کیمیا گری بالای دست آنها نمیتوان کسی را تصور کرد و حافظ و خیام نیز دو کیمیاگرند که شاید به عنوان کیمیاگر امتیازی بر خاقانی و انوری نداشته باشند و اگر حمل بر اغراق نکنید، در چشم صاحب نظران، علم اسرار کیمیا را این دو تن، یعنی انوری و خاقانی، بیشتر از خیام و حافظ میدانستهاند، اما« نیّت»؟اینجاست که سرنوشت حافظ و خیام از سرنوشت انوری و خاقانی جدا میشود. آن «نیّت»انسانی و بشری که ذهن و ضمیر حافظ و خیام را به خود مشغول داشته با آن «نیّت» کوچک و درباری خاقانی و انوری زمین تا آسمان فاصله دارد. شما وقتی که در شعر انوری میخوانید:لمعهٔ خنجرش از صبح ظفر شُعله کشیدهمه میدانِ فلک خنجر بهرام گرفتساقیِ همتش از جامِ کَرَم جرعه بریختآز، دستارکشان راهِ در و بام گرفتاگر اهل فن باشید، محال است از این مایه وقوف بر اسرار علم کیمیای زبان حیرت نکنید. اما «نیّت» کیمیاگر را که مینگرید میبینید هیچ است و پوچ!ولی وقتی این بیت حافظ را میشنوید:بَر لَبِ بَحرِ فَنا مُنتَظِریم اِی ساقیفرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست* درجهٔ حیرت شما از کیمیا کاری شاعر، شاید تفاوتی با مورد مشابه آن در شعر انوری نداشته باشد، امّا «نیّت» کیمیا گر را نمیتوانید نادیده بگیرید. در «نیّت» انوری، خودش و مَمدُوحش به زحمت میگنجد و حتی جا برای یکی از دو تن بیشتر وجود ندارد، اما در «نیّت» حافظ تمامی تاریخ انسان و انسانیّت میگنجد، از عصر حافظ تا هنگامی که آخرین بشر در روی کرهٔ زمین یا یکی از کرات دیگر وجود داشته باشد.تمام شاعران را با این دو معیار میتوان سنجید و راز اقبال مردمان یا بیاعتنایی مردمان بدیشان را در تاریخ بازشناخت.انوری خود میدانسته کیمیاگر ماهری است، اما نمیدانسته است که چرا در عین کیمیاگری مُفلِس است، امّا از مقایسه او با مولوی و خیام و نظامی و سعدی و حافظ، امروز، میتوان به آسانی دریافت که این افلاس او نتیجه «نیّت» او بوده است. نیتی خُرد و حقیر که در آن جز منافع کوتاه مدت طغرل تگین یا سلطان سنجر نمیگنجیده است و چندین بار که حوادث روزگار «نیّت» او را از محدوده منافع درباری گسترش داده است، میبینیم که چند شعر شگفت آور عرضه کرده است که همان چند شعر مایهٔ بقای نام او در تاریخ شده است و می توان گفت استمرار وجودی انوری در تاریخ شعر فارسی نتیجهٔ طبیعی همان گونه شعرها است مانند قصیده:بر سَمرقند اگر بگذری ای باد سحَر یا بعضی قطعات و غزلهایش.استاددکتر محمد رضا شفیعی کدکنی، از مقدمهٔ کتاب مفلس کیمیا فروش (نقد و تحلیل شعر انوری) تهران: سخن، چاپ ششم، ۱۳۹۴، صص ۱۰۹-۱۱۱🌸🌸C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
