**خوبی زنی بود که بوی سیگار میداد. #دکترسیناجهاندیده استعارات فمنیسم رادیکال، مثل استعارات مردانه…
انتشار: 2026/06/30 08:18 UTC
**خوبی زنی بود که بوی سیگار میداد. #دکترسیناجهاندیده استعارات فمنیسم رادیکال، مثل استعارات مردانه است؛ به همان شکل خشن به همان شکل اهل سانسور و حذف. گاهی آدم به شک میافتد که شاید مسئله اساسی دفاع از آزادی انسان نیست؛ بلکه جنگ بر سر انتقال قدرت است. نکتهی که داستایفسکی از زبان آلیوشا در برادران کارامازوف مطرح میکند که «خاطرات کودکی میتواند نجاتبخش باشد»، کاملا درست است. حداقل دربارهی من کاملا تطبیق میکند. البته وقتی چیزی رهاییبخش است میتواند در وضعیت دیگر وارنه عمل کند. زیرا در هر ایجابی سلبیت نیز پنهان است. نوستالژی کودکی میتواند رهایی بخش باشد، میتواند تعادل روانی انسان را به هم بریزد. تاکید داستایوفسکی به استعارات کودکی همان تاکید فروید به کودکی است. در دستگاه نظری فروید همهی زندگی حاشیهای است برای دوران کودکی. گویی دوران کودکی متن است و همهی دوران بعد از کودکی، بازی کردن با استعارات متن کودکی به همین دلیل در نظریات فروید بازگشت سرکوب به خودآگاه حتمی است و ناخودآگاه تا ابد نمیتواند مقاومت کند.در دوران کودکی من، یعنی روزگار پدرسالاری تام، عمه، مهمتر از خاله بود. نوجوان که شدم شوخی عمه ظاهر شد و من همیشه رنج میبردم؛ زیرا عمهای داشتم که تمام کودکی من به شکلی به او وصل است. خانهی عمه برای من امنیت بیکران بود. آزادی توامان با شادابی. عمه یعنی مدافع همیشه من. عمه یعنی مهربان ترین آغوش. عمه یعنی زمان زندگی. نزدیک به سی سال است که عمه رفته است اما خاطرهی جانانهی او برایم نور امنیت است. من این شعر اسماعیل خویی را بسیار دوست دارم: «خوبی زنی بود که بوی سیگار میداد.» و عمه من مدام سیگار میکشید. هر وقت کاغذ سیگارش تمام میشد، سهمی از باقی مانده پولی که برای خریدن کاغذ سیگار میداد به من میرسید. اکنون اما در روزگار فمنیسم عمهها از یاد رفتهاند. و البته برخی عمهها خشنتر و بیخیالتر هم شدهاند. خانوادهها بیشتر با خالهها ارتباط دارند. شوخی عمه حتی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مشروع شده است. در عوض کسی از خاله به شوخی یاد نمیکند. بحث من به هیچ عنوان بر سر برتری عمه بر خاله یا برعکس نیست. پیوند با عمه و خاله و دایی و عمو بازماندهی میراث خانوادهی گسترده است که اکنون حداقل در شهرهای بزرگ در حال از بین رفتن است. مسئلهی من همان تقابلهای دوگانهای است که دریدا از آن سخن میگوید که با متافیزیک حضور ساخته میشود. برای کودک فرقی میان عمه و خاله نیست. هر کدام مهربانتر باشند نزدیکتر است؛ اما برای جهان بزرگسالان اینگونه نیست. دیروز، عمه با متافیزیک حضور بیشتر به یاد میآمد و امروز خاله. غیاب خاله در واقع غیاب زن بود. البته ممکن است هنوز در برخی خانوادهها ارتباط با عمه، بهتر و عمیقتر باشد. اما وقتی با شوخی کردن، از عمه اسطورهزدایی شد در واقع گفتمان دیگری در حال شکل گرفتن بود. همان زمانی که اصطلاح «زن ذلیل» به شوخی از آتش شعلهوری میگفت که هیزمش را استعارهها تامین میکردند. اصطلاح زن ذلیل اگرچه شوخی است اما یک اعتراض جدی و مردسالارانه است. بیتردید شکل گیری گفتمان فمینیسم یک گام انسان را انسانتر کرد. زنان مثل مردان آزادند برابر با مردان و باید به آزادی دست یابند. اما اگر قرار باشد فمنیسم از پدرسالاری تقلید کند نه تنها چیزی از رهایی نگفته است بلکه در برابر پدرسالاری استبداد دیگری را رقم زده است.🌸🌸C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
