برنامه شماره ۱۰۵۹ گنجحضور فایل صوتی بخش پنجم @GanjeHozour_6
انتشار: 2026/07/10 08:36 UTC
برنامه شماره ۱۰۵۹ گنجحضور فایل صوتی بخش پنجم @GanjeHozour_6
پستهای تلگرام — گنج حضور
✨💎👂 بشنو !!! 👂 بشنو !!! 👂 بشنو !!!👈 و این اولین شاهکار خداوندگارمولانا @Ganje_Hozour
👂
✨🎼 عشق قَرابهباز🔸بر اساس ابیات غزل شمارۀ ۲۴۷۱🔸دیوان شمس 🔸مولاناسوخت یکی جهان به غم، آتشِ غم پدید نیصورتِ این طلسم را هیچ کسی بدید؟ نی 🎹👨🏻💻 قطعه موسیقی ساختهشده با هوش مصنوعی🌸 تقدیم به شما خوبان جان 🏷 @GanjeHozour_6 📙✨
✨🍎💠 معنی و رمزگشایی بیت اول غزل 🔷 ب🔶 بسوخت یکی جهان به غم، آتشِ غم پدید نیصورتِ این طلسم را هیچ کسی بدید؟ نی🌷(مولانا _ دیوان شمس، غزل ۲۴۷۱)✳️ «نی» یعنی نه، نیست، هنوز پدید نیامده. «سوخت یکی جهان به غم»، غم دوتا معنی دارد. یکی غمِ عشق است که ما با آن غم به دنیا میآییم و منظورِ ما را میرساند. میگوییم غمِ انسان، منظورِ انسان، معنی منظور میدهد. و منظور انسان از آمدن به این جهان در این هفتاد هشتاد سال که عمر میکند، زنده شدن به بینهایت و ابدیت خداوند است و در این هفتاد هشتاد سال باید به آن هشیاری که از اول بوده، به آن زنده بشود. مدت زمان کوتاهی در ذهن اقامت میکند بهعنوان منذهنی، یعنی مدت منذهنی گفتیم تا ده دوازدهسالگی است.پس اگر به ما بهعنوان بچه یاد بدهند که شما منظور یا غم عشق را دارید و هر چیزی که به این جهان میآید غم عشق را دارد، یعنی غم این را دارد، این منظور را دارد که به خداوند زنده بشود و در صف اول این موجودات انسان است که فردوسی گفت خود را «به بازی مدار».نخستینِ فِطرت پَسینِ شمارتویی، خویشتن را به بازی مدار(فردوسی، شاهنامه، آغاز کتاب، بخش چهارم، گفتار اندر آفرینش مَردم)یعنی اولین فطرت که از خداوند جدا شده و آخرین و تکاملیافتهترین موجود در جهان تو انسان هستی، خودت را به بازیهای ذهن و گرفتن و دادن همانیدگیها و دردهای ذهنی مشغول نکن، بازی نکن، بیا به منظور اصلی بپرداز.اما گفتیم غم عشق منظور اصلیِ انسان است. فرض کن در ده دوازدهسالگی که باید منذهنی را رها کند و یواشیواش به او زنده بشود، این را اصلاً نداند. فکر کند که آمده به این جهان یک منذهنی بسازد، این را با دیگران مقایسه کند، برتر از آب دربیاید، تعداد زیادی همانیدگی یا چیزهای اینجهانی را در مرکزش قرار بدهد و هرچه بیشتر بهتر، و بنابراین هرچه از آنها بیشتر جمع کند زندگیاش بیشتر میشود و زندگی را در چیزها بداند، نفهمد خودش از جنس زندگی است. درست است؟اگر اینطوری باشد، یک منذهنی خیلی قوی بخواهد بسازد که با چیزهای زیادی همانیده شده، شما میدانید که هر همانیدگی درد بهوجود میآورد. بنابراین مقدار زیادی درد هم انباشته میکند به خیال اینکه این انباشتگیها به او زندگی خواهد داد. این انباشتگیها را در این دایرهها نشان میدهیم ما مثل پول و مثل انسانهای دیگر و مثل باورها و موقعیتهای اجتماعی و نقشها و اینجور چیزها.همینطور که در این شکلها هم دیده میشود [شکل ۱ (دایره همانیدگیها)]، در داخل دایره دیده میشود که اینها را بهصورت نقطهچین نشان میدهیم، ممکن است فکر کند در ده دوازدهسالگی بهخاطر این همانیدگیها است که اینها را هرچه بیشتر جمع کند. اگر متوجه نشود منظور آمدنش چیست که غم عشق است و غم عشق هم یعنی زنده شدن به بینهایتِ او، دراینصورت دچار غم و غصه میشود. یعنی یواشیواش دردها زیاد میشوند و همینطور که میبینید داخل این دایره یکی از اقلام درد است و چیزهایی شبیه همسر، نمیدانم اعضای خانواده، پول، باورهای مختلف، یکی هم درد است و با درد هم همانیده میشود. درست است؟ اینها را ما با نقطهچین نشان میدهیم.بنابراین دچار درد میشود، دراینصورت باید بگوییم که چون این مطلب را متوجه نشد که برای غم عشق آمده، منظورش زنده شدن به او بوده، این برای همه است، فرق نمیکند کی، تمام انسانها آمدند که به بینهایت و ابدیت او زنده بشوند و هرچه زودتر با خرد کل عمل کنند، نه عقل منذهنی. درست است؟اگر متوجه نشود، دچار غم و غصه میشود. غم و غصههای ذهن را شما میشناسید. مثلاً انتظار پیدا میکند که دیگران از این همانیدگیها به او بدهند، مخصوصاً فامیلهایش اگر ندهند میرنجد. و هر رنجش یک پروندهٔ باز ذهنی است، شکاف است که ذهن حتی ناآگاهانه میخواهد اینها را ببندد. و مقدار زیادی روزبهروز انرژی زندهٔ ما، انرژیای که زندگی به ما میدهد، برکت زندگی، آن تلف میشود، تبدیل میشود به درد، تبدیل میشود به مانع، تبدیل میشود به مسئله، تبدیل میشود به دشمن، اینها اقلام ذهنی هستند.پرویز شهبازی #برنامه ۱۰۵۹ _ گنجحضور@Ganje_Hozour
✨💎ای جان و دل از عشقِ تو در بزمِ تو پا کوفتهسرها بریده بیعدد در رزمِ تو پا کوفتهابیات ناب، و کلیدی 🌸👆@Ganje_Hozour

