با سلام.این پیغام بر اساس یک قسمت کوچک از فرمایش تکاندهنده آقای شهبازی شکل گرفته.موضوع:به شما ظلم…
انتشار: 2026/06/27 05:54 UTC
با سلام.این پیغام بر اساس یک قسمت کوچک از فرمایش تکاندهنده آقای شهبازی شکل گرفته.موضوع:به شما ظلم شده؟ خودت باعث شدهای :آقای شهبازی فرمودند:"مردم حس حقارت، کوچک بودن و مظلومیت میگیرند. فکر میکنند، این یک ارزش است.آقا به ما ظلم شده، شرمندهام، ولی این عیب بزرگی است، که بهشما ظلم شده. خودتان باعث شدهاید."این یکی از جملههای تکاندهنده و بیدار کننده آقای شهبازی است، که در خیلی از چالشها شخصا به من بسیار کمک کرده است.حالا برای مثال یک نوع مظلومیت مرسوم را، با دید مولانا و گنج حضور و قران کریم کمی نظارهگر باشیم.شخصی را تصور کنیم که همسرش به اصطلاح به او خیانت کرده و این شخص احساس مظلوم بودن میکند.این شخص نقش مظلوم را به خود میگیرد، و پیامد آن، نقش ابلیس را میگیرد و میگوید: او مقصر بود، من بهترم، ضمن این که انتظار دارد، همه افراد این نقش او را به عنوان قربانی به رسمیت بشناسند، یعنی گدای تأیید هم میشود.در این حالت در فضای ماجرا و چرخه تخریب است.این تنظیم رابطه که بر مبنای منِ ذهنی شکل گرفته تا همین جا، سه چالش دیگر را هم به همراه خودش آورده.چون بنا به تعریف، منِ ذهنی بسیار خروب است، کارافزا است.اشاره مختصری میکنم به سه تا چالشی که نقش مظلومیت در این مثال به همراه میآورد:۱-وقتی نقش مظلوم را به خود میگیریم، خودمان اولین نفری هستیم که با تکرار آن نقش در ذهنمان به خودمان ضربه میزنیم و پروندهای را در ذهن باز میکنیم و از طریق ژاژ درمانی، سعی در بستن این پرونده میکنیم ، بدون این که کوچکترین نتیجهای بگیریم، مرتب انرژی از دست میدهیم. ۲- به عنوان مظلوم نیازمند و گدای دلجویی و ترحُّم دیگران هم میشویم. ۳-در این حالت آماده ایم که به فضای جبر پناه برده و خود را "بدشانس" بشماریم و یا اطرافیان به اصطلاح از روی دوستی و دلجویی ما را "بدشانس" خطاب کنند.حالا به نکته شماره ۲ به عنوان نمونه که خیلی هم در دنیای منِ ذهنی رایج است، اشاره مختصری میکنم.تصور کنیم که فرد مظلوم اشخاصی را پیدا کرد که مثلا به آنها مراجعه کرده و به اصطلاح به درد دل و توضیح ماجرا پرداخت.آیا برخورد آنها به عنوان دلجویی کننده، اصلا برای شخص مظلوم دلجویی به حساب میآید؟ اگر این طور باشد، آیا دلجویی برای او در حد و شأن ماجرا و کافی بوده است؟ شاید کم دلجویی کنند، به نظر او عادلانه نباشد و کمی هم حق را به طرف مقابل، مثلا همسرش بدهند، که خوب دوباره پروندهای تازه ایجاد میکند.اگر شخص مظلوم با درسهای گنج حضور و مولانا آشنا و قرین باشد، این بیتهای مولانا کمک میکند، ای عاشق جریده بر عاشقان گزیدهبگذر ز آفریده، بنگر در آفریدنمولوی، دیوان شمس، غزل ۲۰۲۹وقُل اَعوذَت خواند، باید کای اَحَدهین ز نفاثات، اَفغان وز عُقَدمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۰۴۲باید دندان طمع را کشید و روی پای هوشیاری خود، جنس اصلی خود که خاموشی و بینیازی و یگانگی، رُکن اصلی آن است بایستی و به جای صحبت با افراد متفرقه با خود اصلیات مراقبه کنی، خلوت کنی، ببینی چه کار خلاقانهای الان میتوانی انجام دهی. به خدا پناه ببری.به من نگر، که به هر که در نگرییقین شود که ز عشق خدای بی خبریمولوی دیوان شمس غزل ۳۰۷۲صبح نزدیک است، خاموش، کم خروش من همی کوشم پی تو، تو مکوشمولوی مثنوی دفتر سوم بیت ۴۱۱بر اساس بیتهای مولانا باید بدون ستیزه و با لطافت به خودت به عنوان خدائیت و آیت خدا، هوشیار شده و به خداوند پناه ببری، تمرکز روی اصل خودت باشد، نه آنچه همه انجام میدهند.از درسهای آقای شهبازی یاد گرفتیم که: در هر چالشی، فضا گشایی، سکوت و تسلیم و توکل و تمرکز روی خود را در پیش گرفته و در هر چالش از خودم بپرسم، من چی؟ در این چالش بپرسم، من ظلم نکردهام؟ به عهد الست خیانت نکردم؟ جواب این سوال را در قرآن کریم سوره اعراف آیه ۹ پیدا میکنیم.میفرماید:به سبب آن که به آیات ما ستم میکردند، به خود زیان زدهاند.چهقدر وحشتناک، ما طبق این آیه به آیات خداوند ظلم میکنیم.چگونه به آیات خداوند ظلم میکنیم؟اشرف از آلمان👇t.me/GanjeHozourMessages