⭕️مولانا داستانی در دفتر ششم مثنوی می آورد که خلاصه و مفهوم کلی آن این است :روزی مرد شاعری روز عاشو…
انتشار: 2026/06/27 05:58 UTC
⭕️مولانا داستانی در دفتر ششم مثنوی می آورد که خلاصه و مفهوم کلی آن این است :روزی مرد شاعری روز عاشورا گذارش به شهر حلب افتاد، دید که جمع عظیمی از مردم در حال گریه ونوحه و زاری هستند. بعداز سوال و جستجوی دلیل آن فغان و ماتم را جویا شد و گفت : حتما شخص مهمّی مُرده که اینهمه گریه و زاری و فغان سر بداده اید، نام او ولقب و اوصاف او را به من بگویید تا من هم که مردی شاعر هستم در وصف او مرثیه ای بگویم و چیزی یا پولی هم دست من بیاید.این رئیس زفت باشد که بمُرداین چنین مجمع نباشد کارِ خُردمثنوی معنوی دفترششم بیت ۷۸۵نام او القاب او شرحم دهیدکه غریبم من شما اهل دِهیدمثنوی معنوی دفترششم بیت ۷۸۶مرثیه سازم که مرد شاعرمتا ازینجا برگ ولالنگی برممثنوی معنوی دفترششم بیت ۷۸۷زفت:بزرگلالنگی: نان پاره ،طعامخُرد:کوچک شخصی از آن میان گفت: تو نمی دانی عاشورا چه روزی است؟ روزی است که مومنان غصه دار و ماتم زده اند، روزی است که یزید امام ما شیعیان را کشت و اهل بیت او را به خاک وخون کشید.مرد شاعر گفت: شما درست می گویید، کیست که این ماجرا را نشنیده باشد؟ ولی از دور و زمانه یزید سال ها می گذرد .نکند شما در خواب بودید و این خبر را نشنیدید و الآن از خواب بیدار شده اید و تازه خبردار شدید که اینگونه برسر و سینه خود می کوبید!پس شما سوگواری بر خود کنید، که این خواب سنگین جهل و غفلت به منزله مرگی زشت و کریه است.روح انسانی بزرگ درِ زندان دنیای را شکستند و رها شدند و به مرتبه اعلا پیوستند. پس باید شادی کنید که ایشان سعادتمند شدند.خفته بودستید تا اکنون شما؟که کنون جامه دریدید از عزا؟مثنوی معنوی مولانا دفترششم بیت ۷۹۵پس عزا بر خود کنید ای خفتگانزانکه بد مرگی ست این خواب گرانمثنوی معنوی مولانا دفترششم بیت ۷۹۶روح سلطانی ز زندانی بجَستجامه چه درانیم و چه خاییم دست؟مثنوی معنوی مولانا دفتر ششم بیت ۷۹۷چون که ایشان خسرو دین بوده اند وقت شادی شد، چو بشکستند بندمثنوی معنوی مولانا دفترششم بیت ۷۹۸مارال از تهرانt.me/GanjeHozourMessages