سلام استاد شهبازی خدا قوت برای برنامههای جانافزای شما 🙏🌹🌹🌹من یک تجربه داشتم که بسیار زیاد به من ک…
انتشار: 2026/07/02 04:43 UTC
سلام استاد شهبازی خدا قوت برای برنامههای جانافزای شما 🙏🌹🌹🌹من یک تجربه داشتم که بسیار زیاد به من کمک کرده و چندین ماه پیش آن را نوشتهام و بعد از آن یک جهش بزرگی از پیشرفت و برکت در زندگی من حاصل شده که برای دیگران به اشتراک میگذارم.من از نوجوانی وسواس گرفتم، یکی از وسواسهای من هنگام چک کردن کارهای پولیام بود. هر چیزی که مربوط به پول میشد، به من استرس می داد. همیشه تراکنش های بانکی را با وسواس زیاد چک میکردم که مثلاً اشتباه جابه جا نکنم و مسائل اینشکلی. یک روز به گریه افتادم. به خدا گفتم که من قبلاً خیلی در زندگی پیشرفت داشتم، اما این وسواس مرا از همهچیز انداخته، خدایا من ناتوانم. و به عجز خودم اعتراف کردم. روز بعد در خیابان بودم، به یاد آوردم که یک لینک اشتباهی را با گوشی مادرم کلیک کردهام، نگران حساب مادرم شدم چون لینک مشکوک بهنظر میآمد. برعکس همیشه که با استرس فراوان لحظهٔ حال را فراموش میکردم و تا چک کردن، زندگی را به خود جهنم میکردم، با خودم گفتم خب فوقش یک میلیارد دو میلیارد چه میدانم، ضرر میکنم. الآن که نمیتوانم کاری کنم، شب چک میکنم و به کار خودم ادامه دادم. در همین حین شعر زیر در ذهنم آمد.ای ز غم مُرده که دست از نان تُهیستچون غفورست و رحیم، این ترس چیست؟(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۸۷) بعد با خودم فکر کردم این روزها مردم از جان و مال خود میگذرند و من هم باید از همهویت شدگیهایم بگذرم. مثلاً پول و زیباییام و سلامتی و غیره. بعد به ذهنم آمد که شکیبا مگه روزیدهنده خدای مطلق نیست؟ پس چرا هنگام چک کردن زیادی، به او اتکا نمیکنی؟ مگر نه آنکه همهچیز به اذن او اتفاق میافتد؟ مگر نه اینکه تا الآن روزی تو را داده است؟ پس به او بسپار همه چیز را که همهچیز در قدرت او است و خداوند در جهت بدبختی تو کار نمیکند، اگر تو همهویت نشوی. خلاصه شب برگشتم و دیدم لینک درست بوده و حساب سر جایش. فردا وقتی بیدار شدم از فروشگاهی که دو میلیون خرید کرده بودم زنگ زدند و گفتند به اشتباه خریدهای فرد دیگری به اسم من خورده و ششصد از مبلغ را برایم برگرداندند. همان موقع متوجه شدم که این کار نتیجه انداختن همهویتشدگی من با پول بود. منی که همیشه حساب و کتاب میکردم و سخت میگرفتم، بعد از خرید حتی اقلام آن را چک نکردم و در ذهنم به روزیدهندگی خدا تأکید کردم. ای ز غم مُرده که دست از نان تُهیستچون غفورست و رحیم، این ترس چیست؟(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۸۷)و به یاد این بیت که همیشه تکرار میکنم افتادم.پیش صاحبنظران مُلک سلیمان باد است بلکه آن است سلیمان که ز مُلک آزاد است(خواجوی کرمانی، دیوان اشعار، صنایع الکمال، سفریات، غزل ۱۷)ناگهان جرقهای در ذهنم زد. فهمیدم هنگامی فراوانی و پول به سمت کسی میآید که با پول رفتار خوبی دارد. کسی که داشتن و نداشتن خیلی برایش فرق ندارد، چون پول را وسیلهای برای کمال و رسیدن به خدا میداند نه هدف زندگی خود. پس در جایی که لازم باشد این همهویتشدگی را میاندازد. مانند خیلی از افراد پولداری که میشناسم که کم شدن پولشان آنها را ناراحت نمیکند. من جز احدِ صمد نخواهممن جز مَلِکِ ابد نخواهم(مولوی، دیوان شمس، غزل ۱۵۷۸، بیت ۱)ما نسبتبه همهچیز بینیاز هستیم و اگر خود را نیازمند چیزی ببینیم، آنگاه خود را کوچک کردهایم .ما به میزانی پول و امکانات برای زندگی خود نیاز داریم که خداوند این مقدار را برای ما از طریقی میرساند. او روزیرسان است. ما نگاهمان باید به خدا باشد، ما فقط نیازمند خدا هستیم که او همهچیز را به ما میبخشد و باید فراواناندیش باشیم. کسی که ملک خود را باد میبیند، میداند که داشتن همهچیز نسبی است، در کل مالکیت ما نسبتبه پولمان، ملکمان، زیبایی. و نباید به آنها بچسبیم و از ترس از دست دادنشان به خود بلرزیم. و باز این شعر زیبا که میگوید:پیش صاحبنظران مُلک سلیمان باد است بلکه آن است سلیمان که ز مُلک آزاد است(خواجوی کرمانی، دیوان اشعار، صنایع الکمال، سفریات، غزل ۱۷)با تشکر فراوان شکیبا از اصفهانt.me/ganjehozourmessages