روزانه چطور باید روی خودم کار کنم۱- یکی از راه های موفقیت در هر کاری نظم داشتن در آن کار است.قانون…
انتشار: 2026/07/02 05:48 UTC
روزانه چطور باید روی خودم کار کنم۱- یکی از راه های موفقیت در هر کاری نظم داشتن در آن کار است.قانون نظم سبب می شود:الف) تنبلی نکنیم :از آنجایی که من ذهنی با افکار درد زا رمق ما را گرفته و عضلات جسمی و روحی ما را ضعیف کرده، بنابراین در حرکت برای تغییر و تبدیل شدن بسیار سست و تنبل هستیم، نظم باعث می شود تا در یک حالت اجبار شروع کنیم به حرکت کردن و گرم کردن عضلات تا آرام آرام خودمان را از این سستی خارج کنیم و در مسیر عشق قرار دهیم.ب) متعهد باشیم: یکی از ستون های بزرگ من ذهنی بر بی تعهدی قرار گرفته، به عبارتی دوست ندارد در قالب مشخص یک بزرگی مانند مولانا قرار گیرد و در آن قالب فکر و عمل کند. نظم باعث می شود تا جلوی فرار من ذهن به بی برنامگی و بی بند و باری گرفته شود تا در سایه آن بزرگوار بند های همانیدگی پاره شده و رها شویمپ) فضاگشایی را فراموش نکنم: من ذهنی چون بر اساس سبب ها فکر و عمل می کند و اولویت این لحظه را بر اساس سببی قرار می دهد، بسیار فراموش کار است. نظم باعث می شود بند سبب پاره شده و تا حدودی فراموشی به طور موقت کم شود تا بتوانم فضاگشایی را در دفعات بیشتری انجام دهیم.ت) میزان تغییر خودمان را ببینم: نظم سبب می شود تا کار شسته، رفته تر انجام گیرد و با اینکار جلوی در هم ریختگی و شلختگی من ذهنی را می گیرد. و ما به وضوح شاهد مقدار تغییر در خود و کم و زیاد شدن آن خواهیم بود.ث) جلوی تلف شدن انرژیم را می گیرد: بی نظم باشیم دوباره کاری و کار افزایی در ما زیاد می شود، و برای همین با اینکه خیلی تلاش می کنیم ولی چون دوباره کاریمان زیاد هست می بینم کار زیادی انجام نداده ایم و تغییر زیادی هم نکرده ایم و بنابراین شروع می کینم به ملامت خودمان.ج) باعث می شود از پراکنده حرکت کردن خودداری کنیم:دشمن بزرگ من ذهنی تمرکز روی خود است.بنابراین من ذهنی تمام تلاش خودش را می کند تا با پریشان کردن ما و پراکندگی در افکار ما، ما را از اینکار دور کند. نظم باعث می شود، این پریدن های دیوانه وار من ذهنی از فکری به فکر دیگر کنترل و کمتر شود.چ) سبب می شود تا در دام ((بعدا انجام می دهم)) من ذهنی نیافتیم: من ذهنی همیشه مخالف تصمیمی هست که در این لحظه آگاهانه می گیریم،به عبارتی دوست دارد همیشه تصمیم گیرنده خودش باشد و تصمیمات او هم همیشه بر اساس یک التهاب و ترس و شهوت می باشد،نظم باعث می شود که جلوی خواستن های من ذهنی گرفته شده و پایه های حکومت او متزلزل شود.۲-یکی از آفت های این راه عجله در رها شدن از همانیگی هاست.عجله ما ما سبب آشفتگی و قدرتمند شدن من ذهنی می شود. همانطور که آقای شهبازی فرمایش کردند همانیدگی اا با هم مرتبط هستند، بنابراین انداختن یکی از آنها چارچوب بقیه را نیز متزلزل می کند.پس بجای اینکه صد همانیدگی را لیست کنیم و بخواهیم بیندازیم،دو سه تا انتخاب کنیم و با حضور ناظر شدن و زیر ذره بین بردن آنها در طول روز، سبب شویم مقدار اثر آنها کم و یا محو شود. و بعد تعدادی دیگر .تا جایی که هیچ همانیدگی در ما نماند.بهتر هست که از همانیدگی هایی شروع کنیم که زیاد در ما بزرگ نشده اند .۳-به سبک زلیخا عمل کنم :آن زلیخا از سِپندان تا به عُودنامِ جملهٔ چیز یوسف کرده بودمولوی، مثنوی معنوی، دفتر ۶، بیت ۴۰۲۱در هر کاری که می خواهم انجام دهم یا در حال انجام دادن آن هستم بیت مربوط به آن را زمزمه کنم مثلاالف) قبل از حرف زدن و انجام دادن کاری این بیت را بخوانمگفت: مُفتیِّ ضرورت هم توییبیضرورت گر خوری، مُجرِم شویور ضرورت هست، هم پرهیز بِهْورخوری، باری ضَمانِ آن بدهمولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۵۳۰ب) وقتی از خواب بیدار می شویمبرجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمددل را ز خواب برکن هنگام رفتن آمدتا کی اشارت آید تو ناشنوده آریترسم که عشق گوید کاین خواجه کودن آمدمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۸۵۶پ) وقتی دارم دست و صورتم رو می شویمبا سینه ناشسته چه سود ز رو شستنکز حرص چو جارویی پیوسته در این گردیمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۵۸۹ت) وقتی می خواهم آب بخورمچون آب باش و بی گره از زخم دندان ها بجهمن تا گره دارم یقین می کوبی و می ساییممولوی، دیوان شمس، غزل ۱۳۸۷ث) وقتی می خواهم غذا بخورم قُوتِ اصلیِّ بشر، نورِ خداستقوتِ حیوانی مر او را ناسزاستمولوی، مثنوی معنوی، دفتر ۲، بیت ۱۰۸۳کافیَم، بدْهم تو را من جمله خیربیسبب، بیواسطهٔ یاریِ غیرکافیَم بینان تو را سیری دهمبیسپاه و لشکرت میری دهممولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۳۵۱۷ج) وقتی داریم دارو می خوریمکافیَم بی داروَت درمان کنمگور را و چاه را میدان کنم مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۳۵۲۰بهروز از گیلان ادامه👇