غزل شمارهٔ ۲۲۸۲برنامه شماره ۱۰۵۸ گنج حضورمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۲۸۲:۱) ای جان و دل از عشقِ…
انتشار: 2026/07/05 05:16 UTC
غزل شمارهٔ ۲۲۸۲برنامه شماره ۱۰۵۸ گنج حضورمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۲۸۲:۱) ای جان و دل از عشقِ تو در بزمِ تو پا کوفتهسرها بریده بیعدد در رزم تو پا کوفته۲) چون عزمِ میدانِ زمین کردی تو ای روحِ امینذرّاتِ خاکِ این زمین از عزمِ تو پا کوفته۳) فرمان خرّمشاهیت در خونِ دل توقیع شدکف کرد خون بر روی خون از جزمِ تو پا کوفته۴) ای حزمِ جمله خسروان از عهدِ آدم تا کنونبستان گرو از من به جان کز حزمِ تو پا کوفته۵) خوارزمیان منکر شده دیدار بیچون را ولیاز بینشِ بیچون تو خوارزم تو پا کوفته۶) ای آفتابِ روی تو کرده هَزیمَت ماه راوآن ماه در راه آمده از هَزم تو پا کوفته۷) چون شمسِ تبریزی کند در مُصحَفِ دل یک نظراِعرابِ او رقصان شده هم جَزمِ تو پا کوفتهتوقیع: امضا کردن نامه، فرمان، نوشتن عبارتی در ذیل نامه و کتابجزم: تصمیم قطعی و استوارهزیمَت: شکست، عقبنشینیهزم: هَزیمَت دادن، شکست دادنمُصحف: کتاب، قرآناِعراب: علایمی که روی حروف مختلف در زبان عربی می گذارند، تا درست و مطابق قواعد عربی خوانده شود.جَزم: علامت سکون در دستور زبان عربیبا احترام و مهر فرشته عاصمآبادی 🙏t.me/GanjeHozourMessages