درود خدمت جناب شهبازی بزرگوار و تمامی همکلاسانم در برنامه جهانی گنج حضور.. موضوع، حضور را در قلبت ت…
انتشار: 2026/07/05 05:50 UTC
درود خدمت جناب شهبازی بزرگوار و تمامی همکلاسانم در برنامه جهانی گنج حضور.. موضوع، حضور را در قلبت تجربه کن نه در زبان..چند روز قبل پیامهای تلفنی را در بله میخواندم. به پیغام جناب نیما رسیدم. در حال خواندن بودم به ابیات دفتر دوم که ایشان نوشته بودند، رسیدم. وای خدای من چه شد؟ نمیدانم حال عجیبی پیدا کردم. نفسم کوتاه شده بود، اشکهایم بند نمیآمد، حدود نیم ساعت بدنم کرخت شده بود ،چه ابیاتی بود.، تازه متوجه شدم که من چقدر خودم را قبول داشتم. چون چند سالی هست در مسیر مولانای جان به لطف خداوند قرار گرفتم. تصور میکردم ابیات را میفهمم ،درک میکنم ،و عمل میکنم، تازه آن روز متوجه شدم که حتی من ابیات را هم به درستی نمیدانم، فقط زبانی بیان میکنم.. کورمرغانیم و، بس ناساختیمکآن سُلیمان را دَمی نشناختیم (مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۳۷۴۴)متوجه شدم فقط با زبانم ادعا دارم که ابیات را میفهمم. اما به مرکز خودم توجه نکردم که این ابیات را باید به دلم هم روانه کنم، تا از این طریق هدایت زندگی به فکر عمل بریزد.. جمله بر فهرست قانع گشتهایمزآنکه در حرص و هوا آغشتهایم (مولوی ،مثنوی ،دفتر چهارم بیت ۱۵۶۷) و اما ابیاتی که مرا دگرگون کرد.. چون بخورد از تلخیش آتش فروخت هم زبان کرد آبله، هم حلق سوخت ساعتی بیخود شد از تلخی آن بعد از آن گفتش که ای جان جهاننوش چون کردی تو چندین زهر را؟ لطف چون انگاشتی این قهر را؟ این چه صبر است این صبوری از چه روست؟ یا مگر پیش تو این جانت عدوست؟ چون نیاوردی به حیلت حجتی؟ که مرا عذریست بس کن ساعتی(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۵۱۹ تا ۱۵۲۳) و اما در ادامه لقمان میگوید، که در واقع این ابیات مرا آتش زد🥺گفت: من از دستِ نعمتْبخشِ توخوردهام چندان که از شرمم دو توشرمم آمد که یکی تلخ از کَفَتمن ننوشم ای تو صاحبْمعرفتچون همه اجزام از اِنعامِ تورُستهاند و، غرق دانه و دامِ توگر ز یک تلخی کنم فریاد و دادخاکِ صد رَه بر سرِ اجزام باد(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۵۲۴ تا ۱۵۲۷)تازه متوجه شدم ای وای من با مهربانیهای زندگی چه کردم آنها را ندیدم. مهربانیهای زندگی رویدادهایی هستند که خداوند برای من پیش میآورد، و من باید بعد از این مراقب باشم لحظهای به ذهن نروم بلکه با آغوش باز آن رویداد را بپذیرم چرا که اینقدر نعمت و برکت به من عنایت کرده است. پس باید همانند لقمان تلخی هر آنچه که زندگی با اتفاق لحظه به من میدهد، که البته در ذهن من تلخی است وگرنه آن اتفاق به نفع من است، بپذیرم، بنوشم و دم نزنم، زیرا او میداند در این لحظه این اتفاق به سود من است.. از خداوند میخواهم مرا یاری کند تا بتوانم به خواست و اراده او در زمان آزمایش و ابتلا فقط او را ببینم و به ذهن نروم و از مسیر معنوی خارج نشوم آمین 🙏🙏ارادتمند ناشناسt.me/GanjeHozourMessages





