نکتههایی از برنامههای اخیر۱- همهٔ ما به نوعی در زندگی خود پیشوای دیگران هستیم.۲- باید انسان بینا…
انتشار: 2026/07/09 05:02 UTC
نکتههایی از برنامههای اخیر۱- همهٔ ما به نوعی در زندگی خود پیشوای دیگران هستیم.۲- باید انسان بینا را پیشوای خود کنیم. انسان کور را امام نکنیم. اما در نفس یگانگی شیخ و مرید وجود ندارد یعنی ما راه را از بزرگان میاموزیم اما در نهایت این ما هستیم که باید به زندگی وصل شویم و با خرد و هشیاری زندگی، در این جهان صنع داشته باشیم و عشق و خرد زندگی را بیان کنیم.در شریعت هست مکروه ای کیا در امامت پیش کردن کور رامولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۰۸۷در قدم روندگان شیخ و مرید بی عدددر نفس یگانگی شیخ نه و مرید نیمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۴۷۱۳- انسانی که کور ظاهری هست یعنی چشمانش به علت بیماری این دنیایی نابینا شده، ممکن است چون جلوی پای خودش را نمیبیند و پایش را در جاهای آلوده و نجس بگذارد، اما کور باطن از درون نجس است چون مرکزش پر از درد و همانیدگی است و بوی این آلودگی او و دردی که از او ساطع میشود تا آسمانها میرود و انسان میبیند که از چشمان این شخص درد ارتعاش میکند چون برحسب هر همانیدگی دردهایی را مثل خشم، رنجش، حسادت، توقع، حرص و غیره با خود حمل میکند.بلکه بویش آسمانها بررود بَر دماغ حُور و، رِضْوان بر شودمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۰۹۷ کور ظاهر ممکن است زبانش الکن باشد آدمی باشد که زرنگی من ذهنی را نداشته باشد، یا حتی سفیه باشد ولی چون چشم عدمبین پیدا کرده بهتر از کسی است که حافظ قرآن هست، خیلی هم خوب این معانی دین را بیان میکند ولی مرکزش جسم است. خداوند اجازه نمیدهد کور باطن پیشوای دیگران شود. گرچه حافظ باشد و چُست و فقیه چشم، روشن به، و گر باشد سفیهمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۰۸۸کور را پرهیز نبود از قَذَر چشم باشد اصلِ پرهیز و حَذَرمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۰۸۹او پلیدی را نبیند در عبور هیچ مؤمن را مبادا چشم کور مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۰۹۰کورِ ظاهر در نجاسهٔ ظاهر است کورِ باطن در نجاساتِ سِر استمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۰۹۱این نجاسهٔ ظاهر از آبی رَوَد آن نجاسهٔ باطن افزون میشودمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۰۹۲جُز به آبِ چشم نتوان شستن آن چون نجاساتِ بواطن شد عیانمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۰۹۳چون نَجَس خواندهست کافر را خدا آن نجاست نیست بر ظاهر ورامولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۰۹۴ظاهرِ کافر ملوَّث نیست، زین آن نجاست هست در اخلاق و دین مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۰۹۵ ۴- اگر دیدیم درون ما با این همانیدگیها و دردها نجس شده، جز با فضاگشایی و آب چشم و دید ناظر که همان هشیاریی هست که از این فضا میآید و تنها این دید که خاصیت پاککنندگی مرکز ما را دارد، راهی برای پاک کردن نجاسات درون وجود ندارد.جُز به آبِ چشم نتوان شستن آن چون نجاساتِ بواطن شد عیانمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۰۹۳۵- متوجه شدیم این آب پاک کننده، از پنج طریق هدر میرود و موجب میشود آبی برایمان نماند تا درون ما را پاک کند. این پنج سوراخ، همین پنج حس ما هستند. پس باید خیلی برای ما مهم باشد که به چه چیزی نگاه میکنیم، چه برنامهٔ تلویزیونی یا موسیقی را گوش میکنیم، و در کل با چه کسانی و چه چیزهایی قرین میشویم. آیا مراقب هدر نرفتن آب هشیاریمان در فکرهایمان هستیم؟ آیا فضا را باز میکنیم و فکرهایمان را ناظر میشویم؟ برای این کار باید تمرکزمان فقط روی خودمان باشد و در خود هر لحظه حاضر باشیم. فهم، آب است و وجودِ تن، سبو چون سبو بشکست، ریزد آب از اومولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۰۹۹این سبو را پنج سوراخ است ژرف اندر او نی آب مانَد خود، نه برف مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۱۰۰۶- اگر آب را از دریا بیرون کنیم با هدر دادن هشیاری از پنج حسمان باید بتوانیم آب هشیاری را دوباره با فضاگشایی به درونمون جاری کنیم وگرنه دریا را صحرایی خشک تبدیل میکنیم.گر ز دریا آب را بیرون کنی بی عوض، آن بحر را هامون کنیمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۱۰۴۷- اگر انسانی کار خارقالعادهای انجام داد ما نباید فکر کنیم آن شخص آن را انجام داده به عنوان انسان، بلکه او فضا را باز کرده و زندگی به بهترین وجه در او یکی از جنبههای خودش را تجربه کرده، مثلا توانسته وزنهٔ ۴۰۰ کیلویی را بالای سر خود ببرد. این بیت همچنین حس مقایسه و حسادت را در ما درمان میکند چون میفهمیم یک هشیاری است که در همهٔ ما خودش را تجربه میکند. پس میگویم من هم میتوانم بینهایت فضاگشایی کنم تا زندگی در من هم به بالاترین شکل خودش را تجربه کند.زآنکه خود ممدوح، جز یک بیش نیست کیشها زین روی، جز یک کیش نیستمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۱۲۴همچنین این بیت این هشیاری را در ما بالا میآورد که با کسی یا چیزی همانیده نشویم و او را در ذهن نستاییم، چون تنها یک هشیاری وجود دارد، که قابل ستایش و مدح است.فاطمهt.me/GanjeHozourMessages👇