خلاصه ای از فرمان ها و قوانین مهم که در برنامه ۱۰۵۹ توسط آقای شهبازی تفسیر شدند.۱. امرِ اَنصِتوا؛ ی…
انتشار: 2026/07/10 22:22 UTC
خلاصه ای از فرمان ها و قوانین مهم که در برنامه ۱۰۵۹ توسط آقای شهبازی تفسیر شدند.۱. امرِ اَنصِتوا؛ یعنی، خاموش باشیدمولانا میگوید منهای ذهنی از فرمان «اَنصِتوا» کر هستند. یعنی فرمان زندگی این است که ذهن را خاموش کن، با منذهنی حرف نزن، قضاوت نکن، مقاومت نکن، و از روی همانیدگی واکنش نشان نده.این سگان کرَّاند ز امر اَنصِتُوااز سَفَه وَعوَع کنان بر بَدرِ تو(مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۱۴۶۶)وقتی فضا باز میشود، خداوند مثل ماه شب چهارده، مثل بدر، میدرخشد. اما منذهنی بهجای دیدن این نور، مثل سگ وعوع میکند. پس اولین فرمان این است: ذهن را خاموش کن تا بدر زندگی دیده شود.۲. امرِ قُل تعالوا؛«قُل تعالوا» یعنی بیا بالا، از ذهن بلند شو، از سطح حیوانی، از واکنش، خشم، ترس، شکایت و از مقاومت بالاتر بیا. خداوند هر لحظه با اتفاقات زندگی به ما میگوید: بیا به سوی من، بیا از طلسم ذهن بیرون.قُلْ تَعٰالَوْا قُل تَعٰالَوْا گفت رَبای ستورانِ رمیده از ادبمولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۲۰۱۱این فرمان یعنی در همان لحظهای که، ذهن میخواهد ما رو پایین بکشد، ما باید فضا را باز کنیم و بالا بیاییم. بالا آمدن یعنی از دید همانیدگی جدا شدن و رو به زندگی کردن.۳. قانونِ غم؛ مولانا میگوید:چونکه غم بینی، تو استغفار کنغم به امرِ خالق آمد، کار کن(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۸۳۶)یعنی اگر غم آمد، دنبال مقصر بیرونی نگرد. نگو فلانی این حرف را زد، فلانی این کار را کرد، پس من غمگین شدم. غم به امر خالق آمده تا من چیزی را در خودم ببینم.استغفار یعنی عذرخواهی از زندگی و برگشتن. یعنی بفهمم که یک همانیدگی، یک توقع، یک مقاومت یا یک دید غلط در من بوده. «کار کن» یعنی روی خودت کار کن، نه روی دیگران.۴. مرده باید بود پیش حکم حقمولانا میفرماید:مُرده باید بود پیشِ حُکمِ حقتا نیاید زخم، از رَبُّالْفَلَق(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۹۱۱)یعنی در برابر حکم زندگی، باید مثل مرده بود؛ نه به معنی بیحسی، بلکه یعنی منذهنی هیچ جنبشی نکند. نه مقاومت، نه قضاوت، نه دفاع، نه حمله.حکم حق، در همین اتفاقِ این لحظه، ظاهر میشود. اگر در برابر آن بجنگیم، زخم میآید. خداوند میخواهد شب ذهن را به صبح حضور برساند، اما ما با مقاومت و قضاوت جلوی این صبح را میگیریم.۵. قانونِ انبساط؛ مولانا میگوید:حُکمِ حق گسترد بهرِ ما بِساطکه بگویید از طریقِ اِنبساط(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ٢۶٧٠)یعنی فرمان زندگی این است که از راه انبساط حرف بزن، نه از راه انقباض. وقتی منقبض هستیم، حرف ما بوی درد، دفاع، کنترل و خشم میدهد. این حرفها ما را بیشتر در طلسم ذهن نگه میدارد. اما وقتی فضا باز میشود، زندگی در ما به حرف و عمل میاد. انبساط یعنی درونم باز باشد، عجله نکنم، واکنش نشان ندهم، و از فضای گشودهشده حرف بزنم.۶. امرِ غُضّوا؛ چشمت را از ناروا ببندفرمان «غُضّوا» یعنی چشم را از چیزهایی که ذهن نشان میدهد و میخواهد به مرکز ما بیاورد، فروبند. ناروا فقط یک چیز بیرونی نیست؛ هر چیزی که ذهن نشان میدهد و ما را از مرکز عدم جدا میکند، نارواست.اَمرِ غُضُّوا غَضَّةً أبصارَکُمْهم شنیدی، راست ننهادی تو سُم(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۱۰۱)«با اینکه این فرمانِ خدا را شنیدی که «چشمانِ خود را از نارواها فروبندید.» ولی باز درست گام برنداشتی.»لولهها بربند و پُر دارش ز خُمگفت: غُضُّوا عَنْ هَوا أبصارکُمْ(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۷۱۴)مولانا میگوید لولهها را ببند. یعنی همانیدگیهایی را که از آنها آب زندگی بیرون نشت میکنه، شناسایی کن. هر همانیدگی یک لوله است. وقتی آن را شناسایی میکنیم و از مرکز بیرون میاندازیم، آب زندگی در درونمون باقی میماند.۷. حیثُ ما کُنتُم؛ هرجا هستی، رو به او کناین فرمان میگوید در هر وضعیتی هستی، رو به خداوند کن. اگر در ذهنی، اگر ناراحتی، اگر بدهکاری، اگر مریضی، اگر گرفتار شدی، همانجا فضا را باز کن و رویت را به زندگی برگردان.ذهن میگوید اول باید مشکلم حل بشه، بعد من آرام میشوم. ولی مولانا میگوید نه؛ همین الآن، در همین وضعیت، رو به او کن. اگر رو به شکایت، ترس، ملامت و سببسازی ذهنی کنی، کار خرابتر میشود.حَیْثُ ما کُنْتُم فَوَلُّوا وَجْهَکُمنَحْوَهُ هٰذَا الَّذی لَمْ یَنْهَکُم(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۷۴۵)گرچه دوری، دور میجُنبان تو دُمحَیْثُ ماکُنْتُم فَوَلُّوا وَجْهَکُمْ(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ٣٣۵۴)آقای آیدین جودت از کانادا t.me/GanjeHozourMessages👇👇