(هر درد یک گره است، هر رنجش شما یک گره است. وقتی آن را می بخشید می گویید آخیش، آسوده شدم، آشتی کردم…
انتشار: 2026/07/11 06:43 UTC
(هر درد یک گره است، هر رنجش شما یک گره است. وقتی آن را می بخشید می گویید آخیش، آسوده شدم، آشتی کردم.)برنامه ۱۰۵۸ گنج حضوروقتی رنجش شکل گرفت و انقباض داشتیم، بی اهمیت کردن دلیل آن رنجش و اشتباه خود را دیدن در آن نقطه راه حل ماست.در واقع اشتباه ما همانیدگی درآن نقطه و حس وجود در آن است.رها کردن آن باعث می شود، شادی از درون آن خارج شود.چرا که تنها زندگی و زنده بودن به زندگی و حیران بودن ذهن در برابر زندگی و مردن به من ذهنی در تمام نقاط ذهنی است که مهم است.نه جسم و همانیدگی و احساسات ذهنی و قضاوت و سبب سازی اطراف آن.اینطور انسان از شر همانیدگی و رنجش و درد حاصل از آن رها می شود.عام ما و خاص ما فرمان اوستجان ما بر رو دوان جویان اوست(مولوی، مثنوی، دفترششم، بیت۲۱۴۱)کآن تحمل از هوای نفس نیستآن خیال نفْسِ توست، آنجا مایست(مولوی، مثنوی، دفترششم، بیت۲۱۳۷)امتحان بر امتحان است ای پدرهین، به کمتر امتحان خود را مخر(مولوی،مثنوی،دفتر سوم،بیت۷۴۶)همه چیز تنها امتحانی ست، چشم بندی و بازی است، کافی است نگاهمان به زندگی باشد.حیث ما کنتم فولوا وجهکمنحوه هذی الذی لم ینهکم(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت۲۱۰۱)در حیرانی، همین که مثل ذهن دلیل و علت نمی جویی هیجان دارد. مثل فضای مرده و تکراری ذهن نیست. در همین پذیرش، همین حیرانی، همین توکل، منتهای لذت را تجربه می کنیم.انسان هر لحظه معجزه را تجربه می کند. این ناآگاهیه ذهنی، نه تنها ترس ندارد، که پر از هیجان و لذت و تازگی و نویی است. وانسان از جبر و محدودیت ذهن رها می شود و در حیرانی و سکوت ، از همه ی زنجیرها رها می شود.هیچ گرهی که ما را منقبض کند و از حضور زندگی به فضای ذهن بکشاند ، از نظر زندگی قابل قبول نیست و باید آن گره را بی اهمیت کنیم.سعی نکنیم با استدلال ذهن آن را بگشاییم. همه را از ریشه بی اهمیت کنیم و در اطراف آن سکوت کنیم. امر غُضّوا غَضّةً اَبصارَکُمهم شنیدی ،راست ننهادی تو دم(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت۲۱۰۱)« غُضّوا غَضّةً اَبصارَکُم: چشمان خود را از نارواها فروبندید »تنها راه حل در امتحانات و رهایی از همانیدگی ها، بی اهمیت بودن و چشم پوشی از همانیدگی ها و احساسات و دردهای ناشی از آن و چشم دوختن به زندگی و عشق و وحدت است.خداوند رحمت اندر رحمت است و رحمت خداوند مانند ابر پرباران و ریزان است.تنها دید و فکرهای خروب ناشی از همانیدگی هاست که ما را به قعر چاه تاریک ذهن می کشاند و از این رحمت محروم می کند.کل شیءٍ ما خَل اللّه باطلُإِنَّ فضل اللّه غیمٌ هاطِلٌ(مولوی،مثنوی،دفتراول،بیت۳۹۲۳) با تشکر از فراوان از استاد عزیزم و عذرخواهی برای تمام کاستی ها و قصور و کج بینی هایم. که عشق را تماما معنا شما هستید.عفو کن، ای خوبروی خوبکارآنچه گفتم از جنون اندر گذارمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۹۰۶ 🙇🙇🙇🙇🙇مهزاد از زنجانt.me/GanjeHozourMessages




