نکاتی از بخش اول برنامه ۱۰۵۸ ۱) ای جان و دل از عشقِ تو در بزمِ تو پا کوفتهسرها بریده بیعدد در رزمِ…
انتشار: 2026/07/12 05:35 UTC
نکاتی از بخش اول برنامه ۱۰۵۸ ۱) ای جان و دل از عشقِ تو در بزمِ تو پا کوفتهسرها بریده بیعدد در رزمِ تو پا کوفته (مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۲۸۲)ای = یعنی اقرار میکنم به تو (زندگی) نیاز دارم. عاجز شدم.جان = هر چه حرکت میکند: تن، فکر، جان، هیجاناتدل = مرکز ماعشق تو = فضا باز شود در مرکزم خداوند را بگذارم. (عشق ورزی بدون وابستگی، حول الست گشتن و جریده بودن، حیرت)بزم تو = شادی بیسبب و آرامشرزم تو = برای آزادی، حس امنیت رزم میکندپا کوفته = کار کردن با ذوق تمام، لذت بردن از هر لحظهعشق من = عشق به زمان و مکان و آدم ها و دردهابزم من = حال من ذهنی را خوب کنم. همه چیز در نفوذ و تحت کنترل ماست، که در واقع این بزم گرفتاری و زندان استرزم من = دعوا کردن، کنترل و تنبیه کردن تا بگم من از تو بهترم۲) چون عزمِ میدانِ زمین، کردی تو ای روحِ امینذرّاتِ خاکِ این زمین از عزمِ تو پا کوفته (مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۲۸۲)عزم کردی تو = خواست و اراده خداوند این است که میخواهد همه را شاد و از دردها آزاد کندمیدان = برای رقص و پایکوبی و هم برای رزمزمین = هر چه در دنیاستذرات خاک این زمین = فکرها، هیجانات، جانم، تنروح امین = زندگی که تنها روحی است که می توان بهش اعتماد کردعزم من = خرابکاری۳) فرمانِ خرّمشاهیات در خونِ دل توقیع شدکف کرد خون بر رویِ خون از جزمِ تو پا کوفته (مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۲۸۲)فرمان = من قول دادم به او، او هم قول داده به من که جان و مرکزم او باشد.از اول این فرمان امضا شده و هر لحظه هم امضا میشود.زندگی هر بار آزاد میشودجزم تو = تصمیم قطعی استناشناسt.me/GanjeHozourMessages