با سلامسوخت یکی جهان به غم ، آتش غم پدید نیصورت این طلسم را هیچ کسی بدید ؟ نی(مولوی،دیوان شمس،غزل ۲…
انتشار: 2026/07/13 19:50 UTC
با سلامسوخت یکی جهان به غم ، آتش غم پدید نیصورت این طلسم را هیچ کسی بدید ؟ نی(مولوی،دیوان شمس،غزل ۲۴۷۱)ما وقتی پا به این جهان می گذاریم همه مان غم عشق داریم . غم عشق همان منظور انسان است از آمدن به این جهان یعنی زنده شدن به بی نهایت و ابدیت خداوند در این هفتاد هشتاد سال عمر .اما از آنجایی که غم عشق و زنده شدن به خدا و زندگی را نفهمیدیم و مرکزمان را با همانیدگی ها آلوده کردیم دچار غم و غصه های ذهنی مثل خشم ، ترس ، رنجش ، کینه ، نگرانی از آینده ، حسرت گذشته ، کارافزایی ، ایجاد مسئله و ..شدیم . با این دردها در واقع ما طلسم شدیم اما آیا صورت طلسم را و اینکه ما چگونه دچار این دردها شدیم را خودمان می بینیم ؟ خیر ما نفهمیدیم که با رفتن به ذهن و از فکری به فکری پریدن و بستن فاصله ی بین دو فکر این طلسم را بوجود آوردیم در حالی که گنج در فاصله بین دو فکر است .ما نفهمیدیم ما کمان و تیراندازش خداوند است . اگر فکر بعد از فکر نکنیم زندگی از طریق ما فکر می کند .ما نفهمیدیم که ظاهر اتفاقات بازی است و باطنش جدی است و در این لحظه اتفاق برای امتحان من می آید که ببیند مقاومت می کنم ، ستیزه می کنم ، قضاوت می کنم یا نه فضا باز می کنم تا پیام اتفاق را بگیرم .یادمان باشد مقاوت ، قضاوت ، رو آوردن به چیزهای آفل یعنی گذرا همه جنبه هایی از طلسم می باشند .ناشناسt.me/GanjeHozourMessages