با عرض ادب فراوان خدمت استاد شهبازی و دوستان گنج حضوری.الگوهای مقاومتِ من چیست که مرا به درد می کشا…
انتشار: 2026/07/15 04:24 UTC
با عرض ادب فراوان خدمت استاد شهبازی و دوستان گنج حضوری.الگوهای مقاومتِ من چیست که مرا به درد می کشاند؟۱-مرتب سعی میکنم که دید و نظر خود را به کسی که با او در ارتباط هستم بگویم و ادعا میکنم ولی در عمل سست هستم و هنوز کار روی خود را پنهان نمیکنم ،به لطف آقای شهبازی الان این را شناسایی کردم انشالله با تکرار ابیات و پرهیز از انجام این کار موفق شوم چون این کار موجب سیلی زدن و سیلی خوردن من شده.پس لزومی ندارد که حال و قال حضور را که بسیار روی خود کار میکنم و وقت میگذارم را به کسی بگویم چون موجب واکنش دیگران میشوند و آنها مانع درست کار کردن من میشوند البته کسانی که زمان زیاد با من هستند این مشغولیت من را میبینند پس نگویم.این حال و قال که با برنامه نصیب من شده ،این قسمت من است پس گفتنی نیست و من ذهنی خودم و من های ذهنی دیگران نمیتوانند ذره ای این حال را درک کنند .مثلا پرهیزهای مرا در راهم مسخره میکنند و میگویند این چه کارایی است اگر آنچه دوست داری نخوری یا انجام ندهی بعدا پشیمان میشوی اما من به این عمل خود تعهد دارم و راهم را ادامه میدهم و لذت فراوان میبرم .*قال و حالی از وَرایِ حال و قالغرقه گشته در جمالِ ذوالجلالمولوی ،مثنوی،دفتر اول،بیت۲۲۱۲۲-هنوز گاهی می رنجم و از مسخره کردن دیگران و طعنه زدن آنها ناراحت میشوم و مثل صوفی تازه کار توقع دارم همه درکم کنن و همراهم شوند و اگر این نباشد با آنها بحث میکنم و میخواهم حرفم را به کُرسی بنشانم و ثابت کنم حق با من است .*من که خرّوبم خراب منزلمهادمِ بنیاد این آب و گِلم مولوی،مثنوی،دفتر چهارم،بیت ۱۳۷۸۳-در خود میبینم که پندار کمال دارم و گاهی میگویم چون مولانا میخوانم و روی خود کار میکنم پس نظر من درست است و دیگران اشتباه میکنند و سعی میکنم گاهی نصیحت و راهنمایی کنم آنها را.*علّتی بتّر ز پندار کمال نیست اندر جانِ تو ای ذودَلالمولوی،مثنوی،دفتر اول،بیت ۳۲۱۳۴-گاهی برنامه هایی که میچینم با ذهنم که در آینده ی نزدیک این کار را انجام دهم نمیشود، می رنجم و سخت میگیرم به خود و دیگران و فراموش میکنم که حاکم اوست و اگه مطابق من ذهنی ام عمل کنم نمیشود.*حاکم است و یفعلُ الله ما یَشااو ز عین درد انگیزد دوامولوی،مثنوی دفتر دوم،بیت ۱۶۱۹پس فکرهای خدا با فکرهای من ذهنی ما هرگز یکی نیست و منظور ما فقط تبدیل شدن است.۵-گاهی تسلیم نمیشوم و رضا ندارم و سبب سازی مرا در خود غرق میکند که اگر این کار را نمیکردم این نمیشد یا گردن دیگران می اندازم.*باز فرمود او که اندر هر قضامَر مسلمان را رضا باید رضامولوی،مثنوی،دفتر سوم ،بیت ۱۳۶۴*گاو زرّین بانگ کرد آخر چه گفتکاحمقان را این همه رَغبت شگفتمولوی،مثنوی،دفتر دوم،بیت ۲۰۵۳۶-شما فرمودید از جمع تقلید مکن اما گاهی تقلید میکنم و این کار خیلی به من ضرر میزند. گاهی کشاکش خلق را میبینم ولی گاهی با آنها همراه میشوم و سبب سازی میکنم .*همه خلق در کشاکش تو خراب و مست و دلخَوشهمه را نظاره میکن هَله از کنار بامیمولوی،دیوان شمس ،غزل شماره ۲۸۳۴۷-صبر در من کم است و گاهی زود و با عجله فکر اول را انجام میدهم و کارهایم خراب میشود.شما فرمودید اگه فکر اول را عمل نکنید پس فکر بعد از حضور میآید.*گفت پیغمبر:خداش ایمان ندادهر که را صبری نباشد در نَهادمولوی ،مثنوی،دفتر دوم،بیت ۶۰۱۸-گاهی من ذهنی من شروع به اندازه گیری پیشرفت من میکند که تو کم تغییر کردی یا این راه برای تو جواب نمیدهد و مرا ناامید میکند یا دچار استرس میکند که ببین در اطرافت همه با زرنگی کار میکنند و اگر همراهشان شوی دیگر آزاری نمیبینی .اما به حرفش توجه نمیکنم و ابیات را تکرار میکنم.*عاشقان در سیل تند افتاده اندبر قضای عشق،دل بنهاده اندمولوی،مثنوی،دفتر ششم،بیت ۹۱۰۹-این راه را هدف میدانستم که بهش برسم اما یاد گرفتم این مسیر تا زنده ام در این تن ادامه دارد.اما باید با دیگران هم زندگی کنم و با فضاگشایی کمکی یا کاری لازم بود انجام دهم و نگویم وقتم تلف میشود.پس مفتی ضرورت خودم هستم که خدمت کنم با خلق حسن.با تشکر فراوان از گروه پشتیبانی گنج حضورعطیه هستم از تهران