سلام و خدا قوت خدمت آقای شهبازی عزیز و همه ی دوستان گرامی🌹[گفت رو هر که غم دین برگزید باقی غم ها خد…
انتشار: 2026/07/15 04:48 UTC
سلام و خدا قوت خدمت آقای شهبازی عزیز و همه ی دوستان گرامی🌹[گفت رو هر که غم دین برگزید باقی غم ها خدا از وی بُرید]مولوی، مثنوی، دفتر چهارم_۳۱۳۷بعد از تقریبا چهار سال گوش دادن به برنامه، تازه متوجه شدم منظور آقای شهبازی از اینکه می فرمودند با تکرار ابیات لحظه به لحظه روی خودتان تمرکز کنید چیست؟ فهمیدم من با منذهنی برنامه را نگاه می کردم و من ذهنی به من این طور القا کرده بود: منظور، اتفاقات و شرایط سخت بوده در زمان های خاص، و من ان وقت ها باید فضا گشایی کنم. شکر خدا به لطف برنامه گنج حضور و پیغام عزیزان الان متوجه شدم منظور هر لحظه یعنی; این لحظه ابدیست, تا زمانیکه در این جسم فانی نفس می کشم باید ناظر باشم و روی خودم تمرکز و کار کنم، تا قبل از هر چون و چرایی و قضاوتی مثل کوچک و بزرگ و سخت و راحت و خوب و بد کردن بپذیریم، اتفاقات جدی نیستند، شوخی و بازی و امتحانات و درس های زندگی هستند هر لحظه میآیند لحظه بعد میآید لحظه بعد می آید و این لحظات تمامی ندارد. من ذهنی هر لحظه به صورت های مختلف می آید ما را به ذهن می برد، با درگیری فکری در ذهن خودمان با خودمان وقتهایی که تنها هستیم با خوب و بد کردن آدمها و تصمیماتشان، چون چرای اتفاقات و سوال و جواب از زندگی چرا؟ این اتفاق آلان به این صورت پیش امده؟ تحلیل و انتقاد و پیشنهاد موقع شنیدن اخبار و گفتگوی دیگران با همدیگر....و هزاران چرا؟؟؟؟در همهی این لحظات باید در خودمون حضور داشته باشیم. چرا؟ تا فرمان های زندگی را بشنویم خاموش شویم، حزم کنیم، بپذیریم که مقصر هستيم، عملا ابراز عجز و ناتوانی کنیم، پایداری و استقامت کنیم، ناامید نشویم، تا ان شاالله فضا باز شود.لیک حاضر باش در خود ای فتی تا به خانه او بیابد مر تو را ور نه خلعت را برد او باز پس که نیابیدم به خانه هیچ کس مولوی، مثنوی، دفتر ششم_۱۶۴۳_۱۶۴۴چون که غم بینی تو استغفار کن غم به امر خالق آمد کار کن مولوی، مثنوی، دفتر اول_۸۳۷ چون الف چیزی ندارم ای کریم جز دلی دلتنگتر از چشم میم خود ندارم هیچ به سازد مرا که ز وَهم دارمست این صد عنا مولوی، مثنوی، دفتر ششم _۲۳۲۹_۲۳۳۴از پدر آموز ای روشن جبین ربنا گفت و ظلمنا پیش از این نه بهانه کرد و نه تزویر ساخت نه لوای مکر و حیلت برفراخت مولوی، مثنوی، دفتر چهارم _۱۳۸۹_۱۳۹۰چون ملائک گو لا علم لنا تا بگیرد دست تو علمتنا مولوی، مثنوی، دفتر سوم _۱۱۳۰صبح نزدیک است خاموش کم خروش من همی کوشم پی تو، تو مکوشمولوی، مثنوی، دفتر سوم_۴۱۱فرمود رب العالمین با صابرانم همنشین ای همنشین صابران افرغ علینا صبرنادیوان شمس مولانا غزل_۲۰پس شما خاموش باشید انصتوا تا زبانتان من شوم در گفتگو مولوی، مثنوی، دفتر دوم_۳۶۹۲او فضولی بودهاست از انقباضکرد بر مختار مطلق اعتراضمولوی، مثنوی، دفتر سوم_۲۲۸۷نفس و شيطان هر دو یک تن بوده اند در دو صورت خویش را بنموده اندمولوی، مثنوی، دفتر سوم _۴۰۵۳نفس و شيطان خواست خود را پیش برد وآن عنایت قهر گشت و خرد و مُرد مولوی، مثنوی، دفتر پنجم _۲۹۱۹اما جناب مولانا میفرمایند؛هر لحظه و هر ساعت یک شیوه نوع آردشیرین تر و نادرتر زآن شیوه ی پیشینشدیوان شمس مولانا غزل _۱۲۲۷ دم او جان دهدت رو ز نفخت بپذیر کار او کن فیکون است نه موقوف عللهله بنشین تو بجنبان سَر و می گوی بلیشمس تبریز نماید به تو اسرار غزلدیوان شمس مولانا غزل_ ۱۳۴۴با تشکر فراوان ناهید از تهران💐❤️t.me/GanjeHozourMessages





