با سلام انشا: از خامی من ذهنی و رسیدن به پختگی با فضاگشایی عارفی پُرسید از آن پیرِ کشیشکه تویی خواج…
انتشار: 2026/07/15 21:31 UTC
با سلام انشا: از خامی من ذهنی و رسیدن به پختگی با فضاگشایی عارفی پُرسید از آن پیرِ کشیشکه تویی خواجه مُسن تر یا که ریش؟(مولوی، مثنوی، دفترششم، بیت۱۷۸۰) هم خمیری، خُمرهء طینه دریگر چه عمری در تنورِ آذریَ(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت۱۷۸۶)تو سفر کردی ز نطفه تا به عقلنی به گامی بود، نی منزل، نه نقل (مولوی، مثنوی، دفتر سوّم، بیت ۱۹۷۹)سیرِ جان بی چون بُوَد، در دَور و دَیرجسم ما از جان بیاموزید، سَیر (مولوی، مثنوی، دفتر سوّم، بیت ۱۹۸۰)سیرِ جسمانه، رها کرد او کنونمی رود بی چون، نهان در شکل چون (مولوی، مثنوی، دفتر سوّم، بیت۱۹۸۱)قال و حالی از وَرای حال و قالغرقه گشته در جمال ذوالجلال (مولوی، مثنوی، دفتراوّل، بیت ۲۲۱۲)میان مفهوم «پختگی» (از خمیر بودن تا نان شدن) و «رهاسازی من ذهنی از سببسازی» نکتهی بسیار ظریفی که بر آن تاکیدمیشود، این است که پختگی حقیقی در «فضای گشوده شده» است، نه در فشار و انقباضِ منِ ذهنی.از اتم تا معنا: در جستجوی پختگیِ بیهویت.انسان، موجودی است که در میانه میان دو جهان ایستاده است: جهانِ «داشتن» و جهانِ «بودن». در مسیر حرکت از تولد تا مرگ، ما درگیر چالش هایی هستیم که آن را «فرآیند پختگی» مینامیم؛ اما پختگیای که نه در افزایش همانیدگی ها و نه در انباشته شدن دانشِ من ذهنی، بلکه در «کاستن» از خودِ ساخته شده با معنا(مرکز عدم) شکل پیدا میکند.۱. دامِ انباشت؛ خامی در پوششِ کمالبسیاری از ما، مسیر رشد را با مفهوم «اضافه کردن با من ذهنی» اشتباه گرفتهایم. گمان میکنیم با کسب مدارک بیشتر، تجربه های بیشتر و حتی تکرارِ رفتارهای اخلاقیِ از پیش تعیینشده و شرطی شده، به پختگی نزدیک میشویم. اما این تنها «انباشتِ خمیرِ من ذهنی» است. ما مانند خمیری هستیم که هر چه بیشتر در تنورِ زمان قرار میگیرد، اگر فضا برای تنفس نداشته باشد، تنها سفتتر و سنگینتر میشود، اما هرگز نان نمیشود.خامیِ ما در این است که «خودِ من ذهنی» را با «خودِ حقیقی» اشتباه میگیریم. ما فکر میکنیم این تیپ شخصیتی، این خاطرات و این «منِ» ساخته شده، همان ما هستیم؛ در حالی که اینها تنها لایههایی از گِل هستند که هنوز در برابر آتشِ حقیقت، شکل نگرفتهاند.۲. تنورِ فضای گشوده شده: فراتر از سببسازی با من ذهنیست.پختگی، برخلاف تصور عامه، محصولِ «تلاشِ سختِ من ذهنی» نیست. ما میخواهیم با ارادهای آهنین، با تمرینهای مکرر و با «سببسازی ها با من ذهنی» برای رسیدن به آرامش، خود را پخته کنیم. اما حقیقت این است که پختگی در «تسلیمِ فعال» نهفته است.اگر تنورِ زندگی را فضای بسته و انقباضی بدانیم، هر چه بیشتر تلاش کنیم، تنها فشار را بر خود افزایش میدهیم. پختگی زمانی رخ میدهد که «مقاومت و قضاوت و واکنش لحظه ای » را کنار بگذاریم. مقاومت در برابرِ آنچه هست، یعنی مقاومت در برابرِ جریانِ حیات. وقتی از قضاوت کردنِ لحظه و از تلاش برای «بیشتر شدن» (افزایش همانیدگی ها) دست میکشیم، فضای تنور گشوده میشود. در این گشودگی است که گرمای جهان هستی میتواند به جانِ ما نفوذ کند و خمیرِ وجود را به نانِ معنا بدل کندتنها راه فضاگشایست.۳. رهایی از حرکتِ بیهدف (سیرِ بیگام)ما از نطفهای آغاز شدیم که هیچ ارادهای در آن نداشتیم، اما اکنون که عقل به دست آوردهایم، در دامِ «عقلِ سببساز با من ذهنی خود» افتادهایم. ما میخواهیم برای هر چیزی، دلیلی بیاوریم و برای هر تحولی، نقشهای بکشیم. اما پختگیِ حقیقی، نوعی «سیرِ بیگام» است. یعنی حرکت کردن در مسیر کمال، بدون آنکه گیرِ مقصد و نقشهی راهِ من ذهنی باشیم.این یعنی گذر از «حالتِ صُنعی» به «حالتِ جاری». در حالت صُنعی، ما هستیم که حرف میزنیم و رفتار میکنیم (قال و حالِ من ذهنی)؛ اما در حالت جاری، ما تنها ظرفی هستیم که از جاری شدنِ زیبایی و حقیقت در ما خبر میدهیم.سخن آخر: پختگی، یعنی توخالی شدنپختگی، رسیدن به نقطهای است که در آن، «من ذهنی» کمرنگ میشود تا «معنا» پررنگ شود. نان زمانی آماده است که تمام حفرههای آن، ناشی از خروجِ بخار و هوا از میانِ خمیر باشد. پس پختگی، یعنی ایجادِ حفرههایی از رهایی در تار و پودِ وجودِ ما؛ تا نفسِ جهان هستی بتواند از میان ما عبور کند.ما باید بیاموزیم که به جای «ساختنِ خود»، به «رها کردنِ خود از من ذهنی » با فضاگشایی بپردازیم. چرا که آنچه ساخته میشود، محدود است، اما آنچه رها میشود، بیکران و بی نهایت و در عالمِ معناست.گفت: اگر از مکر ناید در کلام حیله را دانسته باشد آن هُمام؟ (مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۴۹۱۱)🌈🌈🌈🌈🦋🦋🦋🦋🕊🕊🕊🕊t.me/GanjeHozourMessagesمریم ضیایی از فولادشهر