✔️گزیدهای از بخش دوم برنامه شمارهٔ ١٠۵۶ گنجحضور. ♦️دیدن حقیقت درون خود و دیگران♦️در دلش خورشید چو…
انتشار: 2026/07/15 21:38 UTC
✔️گزیدهای از بخش دوم برنامه شمارهٔ ١٠۵۶ گنجحضور. ♦️دیدن حقیقت درون خود و دیگران♦️در دلش خورشید چون نوری نشاندپیشَش اختر را مقادیری نماندپس بدید او بیحجاب اسرار راسِیرِ روحِ مؤمن و کُفّار را(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، ابیات ۲۸۷۵ و ۲۸۷۶)🌷در این جهان سیلیباره ما بواسطه حوادث سیلی میخوریم.🌷با فضاگشائی دربرابر اتفاق این لحظه و تسلیم در برابر خداوند به تدریج همانیدگیها میافتند و نور خداوند در دل مینشیند. 🌷پس با روشن شدن نور خداوند نور همانیدگیها کمرنگ و کمرنگتر میشود. 🌷آنگاه ما سایه یا منذهنی خود و رفتار آن را میبینیم. 🌷میفرماید نه تنها سیر روح و رفتار خود را میبینیم، بلکه سیر روح و رفتار یا سایهٔ منهایذهنی دیگر را نیز میبینیم. 🌷این همان دیدن اسرار درون خود و دیگران بدون پرده و حجاب است. 🌷بنابراین ما متوجه میشویم رفتار ناپسند دیگران ناشی از سایه یا منذهنی آنها است. 🌷درنتیجه از سیلی آنها رنجیدهخاطر نمیشویم! وبیشتر فضا باز میکنیم.✅جناب شهبازی👇 یواشیواش وقتی در دلِ ما خورشید نورش را مینشاند، یعنی فضا باز میشود. خورشید یعنی خداوند، در دلش خداوند چون نوری نشاند، دیگر این اخترها، همانیدگیها، آن غرضها ارزششان را از دست میدهند. وقتی آنها ارزش خود را از دست دادند میافتند و این فضا باز میشود و شما بیحجاب اسرار را میبینید. یک قسمتی از این اسرار همین سایهٔ خودتان است. سایهٔ خودتان را ببینید سایهٔ مردم را هم میبینید، بنابراین میفهمید که سایهشان است دارد عمل میکند نه خودشان، پس واکنش نشان نمیدهید.پس میفهمیم «خلقْ رنجورِ دِق و بیچارهاند». وقتی سایهٔ خودتان را ببینید، سایهٔ دیگران را هم ببینید، میبینید مردم مطابقِ سایه حرکت میکنند، چقدر بیچارهاند، بدبختند. شما دیگر سیلیباره، لازم نیست شما سیلی بزنید، همان بیچارگی سیلیاش است.بنابراین شما بیحجاب اسرار را میبینید، میبینید یک کسی که منذهنی دارد چهجوری سیر میکند، کسی که فضا را باز کرده چهجوری سیر میکند. و این معنی میکند همین بیت دوم را که میگوید: «همچو دعای صالحان، دی سویِ اوج میشدی »، میرفتی بالا. شما میبینید یکی دارد میرود بالا، هر روز آزادتر میشود، یا خودتان. خودتان هر روز یک چندتا چیز را شناسایی میکنید و میروید بالا. بالا میروید یعنی همانیدگیها نمیتوانند شما را بکشند پایین، جاذبهشان را از دست میدهند.کافر میرود پایین، مؤمن میرود بالا. «سِیر روحِ»، میبینید روح شما بهعنوان مؤمن دارد آزاد میشود، روح یکی دیگر هِی دارد بیشتر همانیده میشود، میرود به ذهن سببسازی میکند، بیشتر سیلیباره میشود، سیلیباره شده، سیلیبارگی را زیاد میکند، درد را به خودش و دیگران زیاد میکند. میفهمد که سِیر روح این آدمی که از، حالا اینجا میگوید کفّار، یعنی کسانی که منذهنی دارند چهجوری است. این دارد میرود پایین، درست مثل «باز چو نورِ اختران، سویِ حَضیض میپری »، یکی دارد میرود پایین، یکی دارد میرود بالا. آنکه میرود بالا، فضا را باز کرده، زندگی نورش را مستقر کرده و اختران یعنی همانیدگیها و دردها ارزشش را از دست داده.✅با سپاس از جناب زارعپور و گروهشان به خاطر تایپ برنامهها.آقای کسرائی