ادامه🕊️ای خُنُک آن را که بیند روی تویا در افتد ناگهان در کوی تو🕊️ای روان پاک و بستوده تو راچند گفتم…
انتشار: 2026/07/15 21:40 UTC
ادامه🕊️ای خُنُک آن را که بیند روی تویا در افتد ناگهان در کوی تو🕊️ای روان پاک و بستوده تو راچند گفتم ژاژ و بیهوده تو را🕊️ای خداوند و شهنشاه و امیرمن نگفتم جهل من گفت آن مگیر(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیتهای ۱۹۰۱،۱۹۰۲،۱۹۰۳)۱۴- ما یک مدتی به عنوان من ذهنی، حرفای بیهوده و ژاژ زیاد زدیم، و کارهای اشتباه زیاد انجام دادیم، باید از زندگی ( خداوند عذر بخواهیم)۱۵- هر کسی که روانش، روحش از همانیدگی ها پاک شده باشد حتماً زندگی را ستایش می کند.۱۶- اگر شما، من ذهنی دارید، اینقدر حرف نزنید، ژاژ و بیهوده است. حرف زدن بر حسب جهل من ذهنی نتیجه ای ندارد.🕊️نکات داستان صوفی و قاضی۱۷- من ذهنی ما را به این روز رسانده که هرچه میل آن است ما انجام می دهیم.۱۸- درد هایی که به ما وارد میشود ، به قاضی پس از خوردن سیلی او را تبدیل به مرشد معنوی می کند. پس مولانا هم درد کشیده ولی از درد یاد گرفته ، پس دردهایی که برای ما می آید برای بیداری ماست.۱۹- فکر غالب مردم این است: نمی خواهند عوض بشوند، نمی خواهند تبدیل بشوند، نمی خواهند از باورهای کهنه دست بردارند، در حالی که اگر این من ذهنی باقی بماند، ما نمی توانیم به بینهایت و ابدیت خداوند زنده شویم.۲۰- شما اگر خودتان را ضعیف می پندارید، به عنوان امتداد دیو، شیطان و من ذهنی هستید.۲۱- کسی که در دنیای من ذهنی قرار دارد رسوا است. یعنی دور از خداست، برای اینکه عقلش نمی رسد که باید از جنس خداوند باشد، من ذهنی را نگه داشته و رسوای تمام کائنات است. همه موجودات به او می گویند این حالت نهایی تو نیست ولی ما ذهن را نگه داشته ایم.۲۲- امر مُر ، امری است که ذهن خوشش نمی آید، امر مُر مرتب برای ما اتفاق می افتد که ما بفهمیم که کار ما با ذهن درست نیست، هرچند که ذهنتان بدش می آید.۲۳- خداوند می خواهد جنس خودش را در انسان ببیند، یعنی صبور بودن و فضا گشا بودن را در انسان ببیند.🕊️جور دوران و هر آن رنجی که هستسهل تر از بُعدِ حق و غفلت است🕊️زانکه اینها بگذرد آن نگذرددولت آن دارد که جان آگه بَرَد( مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیتهای ۱۷۵۶و ۱۷۵۷)۲۴- تمام درد های از دست دادن همانیدگی ها، سهل تر از دوری خداوند است. برای اینکه این رنجها آفل هستند و می گذرند ولی آن نمی گذرد. برای اینکه ما آمده ایم به او زنده شویم و نیک بختی کسی دارد که وقتی می میرد جانش به خدا زنده شده باشد.نفْقه و کِسوَه ست واجب ای صنماز منت این هر دو هست و نیست کم(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۶۱)۲۵- خدا می گوید من مسئول بر آوردن نیازهای روانشناختی تو نیستم، من قرار شده، غذایت را بدهم و لباس حضور به تو بدهم.🕊️لا شک این ترکِ هوا تلخی ده استلیک از تلخی بُعدِ حق بِه است( مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۶۸)۲۶- بدون شک این ترک خواهشهای نفسانی تلخی ده است، ترک نیازهای روانشناختی سخت است. اما یادمان باشد که تلخی اش به اندازه دوری از خداوند نیست.خود نبود از والدینت اختبارهم نبودت عبرت از لیل و نهار(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۷۹)۲۸- پس ما می توانیم از اتفاقات یاد بگیریم، این اتفاقات که می افتد من چقدر سهم دارم، آیا مرکز من به بیرون منعکس می شود؟ من درد دارم؟ دردهای من به بیرون منعکس می شود؟گر چنین گشتی که اُستا خواستیخویش را و خویش را آراستی( مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۲۵۹۰)با سپاس و قدردانیهستی از بندرعباسt.me/GanjeHozourMessages