برداشت ازبرنامه1056گنج حضوریک لحظه داغم میکَشی، یک دَم به باغم میکَشیپیشِ چراغم میکَشی، تا وا شو…
انتشار: 2026/07/16 15:52 UTC
برداشت ازبرنامه1056گنج حضوریک لحظه داغم میکَشی، یک دَم به باغم میکَشیپیشِ چراغم میکَشی، تا وا شود چشمانِ من(مولوی، دیوان شمس، غزل ۱۸۰۵) این هم بیت غزل است. یک لحظه به من درد میدهی، یک لحظه چشمهایمان را باز میکنیم، میبری به باغ. درست است؟ یک لحظه فضا را باز میکنیم، به غزل مربوط است، من میبینم تو را و وقتی تو را میبینم، چراغ روشن میشود میبینم همهچیز درست شد. ولی یک لحظه هم داغم میکنی، در این جهان سیلیباره یک سیلی به من میزنی. برای چه این کارها را میکنی؟ تا چشمان من باز بشود که همانیدگیها جلوی چشم من را گرفتهاند. www.parvizshahbazi.comخانم پریt.me/GanjeHozourMessages