بسم الله نور💫 ابیات بخشِ دوم برنامهی بینظیرِ ۱۰۵۸🕊🌿🕊🌿🕊من شدیداً به عقلِ زندگی نیازمندیم.ناز را روی…
انتشار: 2026/07/16 15:56 UTC
بسم الله نور💫 ابیات بخشِ دوم برنامهی بینظیرِ ۱۰۵۸🕊🌿🕊🌿🕊من شدیداً به عقلِ زندگی نیازمندیم.ناز را رویی بباید همچو وَردچون نداری، گِردِ بدخویی مگردزشت باشد رویِ نازیبا و نازسخت باشد چشمِ نابینا و دردپیشِ یوسف، نازِش و خوبی مکنجز نیاز و آهِ یعقوبی مکن(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۱۹۰۶ تا ۱۹۰۸)ناز نکنید، سرِ منذهنی را قطع کنید.تأخیر ناز کردن است، عذر خواهی نکردن ناز کردن است.با منذهنی ناز کردن ، گشتن به دورِ زشتی و خرابیست.منذهنی کور است و درد هم دارد زشت است که با ترکیب بدی اینچنین ناز هم کنی پس ناز کردن را رها کن، نازِ خدا را بکش و بگو سخت نیازمندِ زندگیام🌿🕊🌿🕊🌿🕊دایه و مادر، بهانهجو بُوَدتا که کِی آن طفلِ او گریان شودطفلِ حاجاتِ شما را آفریدتا بنالید و شود شیرش پدیدگفت: اُدْعُوا الله، بی زاری مباشتا بجوشد شیرهای مِهرهاش(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۴)«بگو: خدا را بخوانید… .»(قرآن کریم، سورهٔ اسراء (۱۷)، آیهٔ ۱۱۰)باید بگوییم من به عقلِ خدا و زندگی نیاز دارم، فضا را باز کنیم تا شیر و آبِ حیاتِ ما از سوی زندگی بیاید، باید منت زندگی را بکشیم، و هر لحظه بگوییم من نمیدانم.🌿🕊🌿🕊🌿🕊🌿هویهویِ باد و شیرافشانِ ابردر غمِ مااَند، یک ساعت تو صبرفِی السَّماءِ رِزْقُکُم نشنیدهای؟اندرین پَستی چه برچَفْسیدهای؟(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۹۵۵ و ۱۹۵۶)«و رزقِ شما و هرچه به شما وعده شده در آسمان است.»(قرآن کریم، سورهٔ الذاریات (۵١)، آیهٔ ٢٢)تمام حوادث را زندگی به وجود میآورد برای آبادانی و زندهشدن هر چه بیشترِ مافضا که باز شود روزی ما آنجاست نه در چسبیدن به چیزها و همانیدگیها.چسبیدن به همانیدگیها ما را از روزیِ آسمانی محروم میکند.🌿🕊🌿🕊🌿🕊🌿ترس و نومیدیت دان آوازِ غولمیکَشَد گوشِ تو تا قَعْرِ سُفولهر ندایی که تو را بالا کشیدآن ندا میدان که از بالا رسیدهر ندایی که تو را حرص آورَدبانگِ گرگی دان که او مَردُم دَرَد(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۹۵۷ تا ۱۹۵۹)اگر ترس داریم و ناامیدیم بانگِ منذهنی کار میکند،اگر ذوق و شوق داریم فضای درونمان باز شده و بانگ زیباو شاد زندگی کار میکند .هر کس که ندای الهی را میشنود دستور زندگی را اطاعت میکند و به سوی فضای یکتایی بالا میرود.حرص و خشم بانگ منذهنی است مواظب باشیم ما را نَدَرَد.🌿🕊🌿🕊🌿🕊جز خضوع و بندگیّ و اضطراراندر این حضرت ندارد اعتبار(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۳۲۳)در محضرِ خدا خضوع واجب است، احتیاج به زندگی را درک کنیم.تواضع شرطِ این مسیر است.🌿🕊🌿🕊🌿🕊🌿چونکه حیران گشتی و گیج و فنابا زبانِ حال گفتی اِهْدِنازَفتِ زَفتست و چو لرزان میشویمیشود آن زَفت، نرم و مُستویزآنکه شکلِ زَفْت بهر مُنکِر استچونکه عاجز آمدی لطف و بِر است(مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۳۷۵۲ تا ۳۷۵۴)«اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ.»«ما را به راهِ راست هدايت کن.»(قرآن کریم، سورهٔ حمد (۱)، آیهٔ ۶)خدایا مرا هدایت کن منلرزانم، نمیخواهم فرمانِ تو را نادیده بگیرم، نمیخواهم به جای بزم تو در عزا و غصهی منذهنی شرکت کنم، میخواهم منعطف و نرم شوم، عاجز آمدم، به بزرگی و بخشندگیِ تو عمیقاً ایمان دارم.🌿🕊🌿🕊🌿🕊🌿بسته در زنجیر، چون شادی کند؟کِی اسیرِ حبس، آزادی کند؟ور تو میبینی که پایت بستهاندبر تو سرهنگانِ شَه بنشستهاندپس تو سرهنگی مکن با عاجزانزآنکه نَبْوَد طبع و خویِ عاجز، آن(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۶۳۱ تا ۶٣۳)کسی که در چسبندگی با همانیدگیهای مختلف است، چطور میتواند شادمانی کند،نیروهای زندگی نمیگذارد کسی که در کبر و غرور و چسبیدن به همانیدگیهاست شاد شود.کسی که کبر و کنترل دارد طبع عاجزی را نچشیده.برای آزادی و شادی باید غرورِ منذهنی و کنترل را کنار بگذاریم.🌿اکرم از قزوین 🕊
