✨جملهْ عشّاق را، یار بدین عِلم کُشت ✨ تا نکند هان و هان، جهلِ تو طنّازیییمولوی، دیوان شمس، غزل، شم…
انتشار: 2026/07/18 19:58 UTC
✨جملهْ عشّاق را، یار بدین عِلم کُشت ✨ تا نکند هان و هان، جهلِ تو طنّازیییمولوی، دیوان شمس، غزل، شمارهٔ ۳۰۱۳🌿 یار خداوند زندگی، همهٔ عاشقان را که نسبت به منذهنی مردهاند و به بینهایت خدا زنده شدهاند، با همین علم کشته است. کدام علم، همان که در بیت اول بود. «یار در آخر زمان، کرد طربسازییی.» اینکه شما متوّجه شوید که خداوند از طریق شما میخواهد طرب 😊 کند. و ابزار طربش😄 هم چهار بُعد شما است، جسمش. ولی درون شما که باز شده است.🌿 آن هم «سازش است. چنگش است.» آنجا به رقص در میآید. و آنجا به حرکت در میآید. پس شما میدانید «طرب 😁است که مهم است» نه دردهای منذهنی. شما میدانید که هیجانات منفی نظیر خشم، ترس، غصّه، استرس، نگرانی، اضطراب، اینها چه میدانم حیف من، احساس گناه، احساس خبط، احساس سیر نشدن، حرص، اینها چه هستند، اینهاکمک کننده نیستند. 🌿 اینها طرب 😊 نیستند. طرب 😄 موقعی آغاز میشود که مرکز انسان عدم 🫶 شود. و در مرکز از جنس اصلمان یعنی خداوند شویم. و این مرکز عدم 🫶 به ما نشان میدهد که عدم 🫶 نگه داشتن مرکز جدِّ جدّ است، یعنی خداوند جدِّ جدّ است. اما چه اتفاقی میافتد دست آن است. و مهم نیست بازی است، برای خداوند بازی است، برای ما هم بازی است. پس با این علم ما هم نسبت به منذهنی میتوانیم بمیریم. برای اینکه حالا فهمیدیم، مواظب باید باشیم، «هان و هان» یعنی خیلی مواظب باش.🌿 که جهل منذهنی دلرُبایی نکند. دلبری نکند، طنّازی نکند. ای مردم بدانید همه عاشقان را که نسبت به منذهنی کشتهاند، خداوند با این علم کشته است، با علم طرب طربناک بودن. و اینکه ظاهر بازی است. باطن عدم 🫶 است، جدّی است، و اینکه خداوند است که دارد تجربه میکند، اینها را نه ما، منذهنی میگوید ما هستیم.برگرفته از برنامهٔ شمارهٔ ۸۷۱ گنج حضور با سپاس از زحمات عاشقانهٔ آقای شهبازیعزیزمان 🙏❤️🙏طاهره از تهران👇👇
