سلام و ادب خدمت آقای شهبازی بزرگوار ودوست داشتنی که خالصانه ترین خدمت را نثار ما میکنند و چگونه خ…
انتشار: 2026/07/31 14:03 UTC
سلام و ادب خدمت آقای شهبازی بزرگوار ودوست داشتنی که خالصانه ترین خدمت را نثار ما میکنند و چگونه خدمت کردن راستین را به ما می آموزند. انشایی در رابطه با این بیت نوشتم : ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیدهوی رخت ازین جای بدان جای کشیدهغزل ۲۳۳۴ دیوان شمس از خودم پرسیدم :چه چیزی مانع از فکر نکردن من در این لحظه میشود؟جواب این بود:گمان میکنم باید مراقب همه چیز باشم با فکر کردن!این لحظه که در حال انجام کار های خونه ام باید به کار های دانشگاه که قرار است چند ساعت بعد انجام بدم فک کنم تا اوضاع از کنترلم خارج نشه یا عقب نمونم چون اون کار ها رومهم تر میدونم. وقتی هم که نوبت انجام اون کار ها میشه باز عدمتمرکز!! اینبار فکر دخترم ! که نکنه به اندازه کافی باهاش وقت نگذروندم ، نگرانی از آینده که اگه این کار های دانشگاه به نتیجه نرسه چی و …. خلاصه یا حسرت گذشته، یا نگرانی از آینده😫انگار چیزی در من مدام دارد برای بقا،تلاش ِبی ثمر میکند در واقع با فکر کردن میخواهم اوضاع را در دست بگیرم و تمام آنچه را که مهم است به طرز ایده آل خودم کنار هم نگه دارم. وچون این امکان وجود ندارد، با سبب یابی ، بعضی ها را دشمن خود می بینم و از آن دشمن ها کینه میگیرم و پرونده روی پرونده باز میشود و انرژی زندگی به راحتی در این راه ها خرج میشود و در آخر هم نگران پیر شدن و هدر رفتن عمر و یا از دست رفتن سلامتی ام میشوم؛ غافل از اینکه حفظ سلامتی بامتمرکز کردن توجه خودم که حالا میدان حاوی قدرت الهی است، به جسم خود در همین لحظه هایی که با فکر گذشته و آینده می گذرد، حفظ میشود. اگر مقداری از توجه ام را در همین لحظه پیش خودم نگه دارم در همین لحظه ای که در حال شستن ظرف ها هستم یا در همین لحظه ای که دارم یکی از حساس ترین تست های پایان نامه ام را انجام میدهم، به جای نگرانی از نتیجه، به جسمم و حضورم در این لحظه معطوف کنم ،مثلا به دستانم که دارند اجسام را حرکت میدهند و یا ستون فقرات و استخوان هایم که ایستاده اند ومرا سرپا نگه داشته اند، بدون اینکه نتیجه را که چند دقیقه بعد معلوم میشود در نظر بیاورم، خیلی به خودم کمک کرده ام. حضور من، جان من در این لحظه است که جسم مرا سرپا نگه داشته و توجه به همین موضوع برای رسیدنم به منظور اصلی خلقتم کافی ست!جالبه نه؟ این نکته مهمی است! من همیشه به دنبال یک راه سخت برای کامل کردن رسالتم در زندگی میگشتم. مثلا یکخدمت علمی بزرگ، یا بر جای گذاشتن یک اثر ماندگار از خودم که در آینده مفید باشد، در حالی که خدمت اصلی من همین جهاد درونی است، فضاگشایی است. تلاش برای ممانعت از جذب شدن در اثر کشش شدید افکار برخواسته از مرکز همانیده ام.ماندن در لحظه ! که بسیار سخت و انرژی بر است 💪و شاید لازم باشد بارها و بارها برگردم به حال 🤯و از خیر تمام عوایدی که از همانیدگی ها در ذهن برای خودم متصور میشوم بگذرم. بگم نمیخوام.به خودم بگم: بذار از کنترلم خارج بشه همه چی. 🍃اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند🍃بگرداند مرا آنکس که گردون را بگرداند🌳مولانا، دیوان شمس، غزل ۵۹۲همین تسلیم شدن در هر لحظه بزرگ ترین خدمت من به خودم و جهان خواهد بود اما ذهن این را نمیفهمد.با تشکر از توجه شما و با تشکر از یاران عشق😇با تشکر از خانم لیلا از استرالیا که این 👇🏻پیغام ایشان بسیار برای من کمک کننده بود📎چگونه خدمت کنم؟کوچکترین عضو خانواده گنج حضور، مهتاب از مشهد🙏🏻🌷t.me/GanjeHozourMessages