ابیات تبدیل کننده🍀قسمت هشتمصفحه ۱۵)🔷 در ادامهٔ مسیر منذهنی را به منذهنی معنوی تغییر ندهیم و این ر…
انتشار: 2026/08/04 04:37 UTCدریافت: 2026/08/04 04:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 04:57 UTC
ابیات تبدیل کننده🍀قسمت هشتمصفحه ۱۵)🔷 در ادامهٔ مسیر منذهنی را به منذهنی معنوی تغییر ندهیم و این را مُجاز ندانیم که راه رحمت و کمک زندگی بسته میشود.اَمرِ غُضُّوا غَضَّةً أبصارَکُمْهم شنیدی، راست ننهادی تو سُم(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۱۰۱)«با اینکه این فرمانِ خدا را شنیدی که «چشمانِ خود را از نارواها فروبندید.» ولی باز درست گام برنداشتی.»«قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ… .»«به مردان مؤمن بگو كه چشمان خويش را از نارواها فروگيرند… .»(قرآن کریم، سورهٔ نور (۲۴)، آیهٔ ۳۰)لولهها بربند و پُر دارش ز خُمگفت: غُضُّوا عَنْ هَوا أبصارکُمْ(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۷۱۴)غُضُّوا عَنْ هَوا أبصارکُمْ: دیدگانتان را از هویٰ و هوس فروبندید.➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖💥سخنان گزیده:✨مولانا با اشاره به «سُم»، میخواهد بگوید ما انسانیم یا از حیوان هم کمتریم؟! حیوان پایش را غلط نمیگذارد چون مطابق خرد کل عمل میکند و به زندگی وصل است.✨ نارواها تمام چیزهایی است که غیر از خداوند است و با ذهنت میبینی که نمیتوانند به مرکزت بیایند.✨ هشیاری جسمی همان فکرهابی است که از طریق این چیزهای ناروا به مرکزمان میآید و ما نمیتوانیم خودمان را از شرّ فکرهای خراب بیرون بیاوریم.✨هر همانیدگی که به مرکزتان میآید و شما با چشم عدمتان نمیبینید، سوراخی است که زندگی و رحمت و برکتهایش از آن به هدر میرود. معمولاً با حرفهای ژاژ همراه است که انرژی زندهٔ شما را هدر میدهد.✨چیزی را که چشمتان میبیند، گوشتان میشنود و توجهتان را کاملاً میخواهد ببلعد، از آن دوری کنید.✨هرچه ذهنتان نشان میدهد و میخواهد به مرکزتان بیاید، جزو هوا و هَوَس است.✨هر همانیدگی یک لوله است که آب زندگی از آن هدر میرود. این لولهها با شناسایی همانیدگیها که با نمایان شدن دردها خود را نشان میدهد، بسته میشود.🔷 اگر در ذهن از یک هشیاری جسمی به هشیاری جسمی دیگر تبدیل شویم، مرکزمان عدم نیست و دچار غم میشویم. وقتی دچار غم میشویم به خود یادآوری کنیم که تمام وجود من خداوند است که شادی است. پس غم نشان میدهد که همانیدگی و دردی در مرکزم هست.چون فرو گیرد غمت، گر چُستیایزآن دَمِ نومیدْکن وا جُستیای(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۴)گفتیاش: ای غصهٔ مُنکِر به حالراتبهٔ اِنعامها را زآن کمال(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۵)راتبه: دائم، ثابت، مستمری➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖گر به هر دَم نهات بهار و خرّمیستهمچو چاشِ گُل تنت انبارِ چیست؟(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۶)چاش: غلّهٔ پاک کرده، خرمن کوفته، در اینجا مطلق خرمن➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖چاشِ گُل، تن، فکرِ تو همچون گلابمُنکِر گُل شد گلاب، اینت عُجاب(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۷)عُجاب: چیز عجیب و شگفتانگیز➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖از کَپیخویانِ کفران کَهْ دریغبر نَبیخویان نثارِ مِهر و میغ(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۸)کَپیخو: بوزینهصفتکَهْ: کاهمهر: خورشیدمیغ: ابر➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖آن لِجاجِ کفر، قانونِ کَپیستوآن سپاس و شُکر، مِنهاجِ نبیست(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۹)کَپی: بوزینهمِنهاج: راه روشن و آشکار، روش➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖با کَپیخویان تَهَتُّکها چه کرد؟با نَبیرویان تَنَسُّکها چه کرد؟(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۳۰)کَپیخو: بوزینهصفتتَهَتُّک: پردهدریتَنَسُّک: پارسایی، زهد ورزیدن➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖در عمارتها سگاناند و عَقوردر خرابیهاست گنجِ عِزّ و نور(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۳۱)عَقور: گزندهعِزّ: بزرگی، عزّت➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖گر نبودی این بُزوغ اندر خُسوفگُم نکردی راه، چندین فیلسوف(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۳۲)بُزوغ: تافتن، تابیدن➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖زیرکان و عاقلان از گمرهیدیده بر خُرطوم، داغِ ابلهی(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۳۳)خُرطوم: دماغ، بینی➖➖➖➖➖➖➖سخنان گزیده: ✨ پیشنهاد میکنم این بیتهای را هر روز بخوانید.✨این لحظه که غصه آمده، از او بپرس چرا آمدی؟ تو این لحظه داری شادی خداوند را انکار میکنی! تو داری مستمری پی در پی و حقوقی که خداوند پی در پی بهعنوان شادی به من میدهد انکار میکنی!✨تن تو «خرمن گل» یعنی پُر از خداوند است، تمام وجود ما پُر از گُل است و فکری که از ما میآید گلاب است. ولی در منذهنی گلاب منکر گُل است. یعنی فکرهایی که میکنیم همهاش پُر از غم است.✨ حقیقت این است که انسان پُر از هشیاری خداوند است و اگر ما بهوسیلهٔ ذهن دخالت نکنیم، اگر از این ذهن رها بشویم، فکر ما دائماً شادیبخش و حامل تجلی خداوند و حال و قال خوب مانند مولانا است.✨ از خودتان بپرسید چرا این فکرهای من که باید گلاب باشد، گُل را انکار میکند؟! این فکرها از طرف او میآید چه جوری آلوده میشود؟ من آلوده میکنم، نکنم!نصرت از سنندج 👇t.me/GanjeHozourMessages