صفحه ۱۶)✨ما از همدیگر تقلید میکنیم و یادمان رفته که میتوانیم فضا را باز کنیم و به خداوند وصل بشوی…
انتشار: 2026/08/04 04:37 UTCدریافت: 2026/08/04 04:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 04:57 UTC
صفحه ۱۶)✨ما از همدیگر تقلید میکنیم و یادمان رفته که میتوانیم فضا را باز کنیم و به خداوند وصل بشویم.✨نبیخویان فضارا باز میکنند، کَپیخویان فضاگشایی و این امکان عدم کردن مرکز را انکار میکنند.✨ انسجام در منذهنی و لجبازی و کفر و اینکه منذهنی را وِل نمیکنیم، روش زندگی بوزینه است. و این که سپاس و شکر میکنیم و فضا را باز میکنیم و مرکز را عدم میکنیم و خودمان را به خداوند وصل میکنیم، راه روشن پیغمبر است.✨ما کفران را از همدیگر تقلید میکنیم، همدیگر را منذهنی میکنیم، منقبض میشویم.✨«تَهَتُّک»، پردهدری، رسوایی برای چه؟ برای اینکه آبروی خداوند را میبریم، ما امتداد او هستیم و به صورت منذهنی عمل میکنیم! ما آبروی خودمان را میبریم چون به او وصل نمیشویم! ✨با منذهنی حرف میزنیم، ناله و شکایت میکنیم، درد ایجاد میکنیم، اینها همه پردهدری است.✨ذهن نمیتواند آباد باشد، حتماً خرابی است و بهنظر ما آباد میآید. با ذهن نباید آباد کنیم، باید با فضاگشایی و انعکاس فضای گشودهشده در بیرون آباد کنیم.✨هر فیلسوف ذهنی، هر منذهنی که خودش را زیرک و عاقل میداند ولی در ذهن گمراه است. آخرسر بر پیشانیاش داغ جهل را دیده، چون هم مریض است، هم پُر از غم است و هم فکرش خراب است.✨وقتی انسان هرچه سنش میگذرد، هنوز با منذهنی کار میکند، روی پیشانی خود مُهر ابلهی را خواهد دید که من ابلهم! بهوسیلهٔ سببسازی ذهن فکر و عمل میکنم که به هیچجا نمیرسم. خودم را مریض و پُر از درد کردم و به صنع دست نزدم و به منظور آمدنم زنده نشدم.✨اگر خاموش باشی و فقر بین فکرها را پیدا کنی و روی آن تمرکز کنی و آن باز بشود، چون فکرهایت دیگر از منذهنی نمیآید، پس انبار خداوند را انکار نمیکنی. منذهنی و انقباض باعث دخالت میشود و انکار میکند.✨اگر شما فاصلهٔ بین دو فکر را میبندید برای اینکه به خودتان اعتماد دارید که فکرهایتان درست است، ناز دارید و نیاز ندارید و به دیگران هم همین را یاد میدهید، موفق نخواهید شد.✨شما نباید منذهنی را به اصرار نگه دارید. نباید به اینکه پندار کمال دارید و میدانید و کوچک میشوید تن بدهید. تأییدطلبی و توجه برای چه؟!✨تن ما پُر از شعور است که تمام کارکردها و اعمال بدن ما را تنظیم میکند.✨فکرهای ما چون ذهنی هستند و علاقهای به عشق زندگی و پایکوبی ندارند و علاقه به درد دارند، چون سیلیباره هستند، پس به سمت درد میروند.✨اگر با حرف زدن در ذهن به او وصل نمیشویم، حتی این هشیاری جسمی، دردها هم زیادی است! همین زندگی بخور و نمیر و خوشی و غم و حال منذهنی را خوب میکنیم، زیادی است!✨شما میگویید چارهٔ من چیست؟ چارهتان این است که کمتر با منذهنی حرف بزنید تا منذهنی بایستد. اَنْصِتوا کنید تا فضا خودش باز شود.✨هر لحظه خداوند میخواهد در وجود شما شادی بیسبب و آرامش بینهایت را تجربه کند، چه چیزی آن را خراب میکند؟ فکرهای شما که بهجای اینکه از فضای گشودهشده بیاید، از فضای بسته میآید که همانیدگی عینک آن شدهاست.✨وقتی ساختارهای منذهنی و سَرهای او را میبُری و بیاثر میکنی و الگوهای سببسازی را بههم میزنی، در آنجا گنج بزرگی و هشیاری و خداوند است.✨ فضاگشایی و تابش نور از فضای گشودهشده برای کسانی که فقط سواد کتابی دارند و با عقلشان فکر میکنند، پنهان است.✨ هیچکدام از منهای ذهنی که زیرک و عاقل بودند و با دانش کتابی پیش رفتند، با سببسازی ذهن رفتند، به نتیجه نرسیدند و شکست خوردند و اثر آن شکست در آنها هست.✨یادتان باشد هر اتفاقی میافتد پشتش زندگی است. از خودتان بپرسید که من بهعنوان امتداد خداوند و بهکاربرندهٔ خرد زندگی چه یاد میگیرم؟ و روی کاغذ بنویسید.✨«لجاج کفر» یعنی اصرار به پوشاندن خداوند و بالا آوردن منذهنی و منقبض شدن و اعتراض به قوانین زندگی. مخصوصاً در این لحظه که اتفاق را بهوجود میآورد که فضا را باز کنیم و چیزی یاد بگیریم، باید یاد بگیریم.نصرت از سنندج 👇t.me/GanjeHozourMessages