👈🏻ترس مادر تمام هیجانات ذهنی است. 👈🏻خشم از تکبر و خود بزرگ بینی بر میخیزد. مولوی، دیوان شمس، غزل شم…
انتشار: 2026/08/06 18:17 UTCدریافت: 2026/08/07 03:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 03:25 UTC
👈🏻ترس مادر تمام هیجانات ذهنی است. 👈🏻خشم از تکبر و خود بزرگ بینی بر میخیزد. مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۱۹۸جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شوگر نخواهی کبر رو بی تکبر خاک شو 👈🏻پندار کمال همانیدگی است که به سختی از ما جدا میشود. مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۲۱۵از دل و از دیدهات بس خون رودتا ز تو این معجبی بیرون رود👈🏻حسادت یکی از سخت ترین گردنه ها در رشد معنوی انسان است. مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۴۳۱عَقْبهیی زین صَعْبتر در راه نیستای خُنُک آن کِش حسد همراه نیست👈🏻تنها گناه آدمی آگاه نبودن به لحظه حال و حضور نداشتن در لحظه است. 👈🏻اگر ذهن انسان در آینده سیر کند فشار زیاد استرس به بدن تحمیل میشود و موجب تخریب جسم انسان میشود. 👈🏻تمرکز انسان همواره باید روی فضای بین دو فکر باشد. گنج انسان تندرستی و ثروت خدایی در انجاست. 👈🏻بد و خوب متعلق به فضای ذهن است و انسان را در مقایسه نگه میدارد. مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۸۰۴خانه را من رُوفتم از نیک و بدخانهام پُرَّست از عشقِ احد👈🏻شناسایی هم هویت شدگی ها و درد ها برابر با آزادی از درد ها و همانیدگی هاست. 👈🏻در مسیر رشد معنوی کاری که انسان باید انجام دهد دیدن وشناسای درد ها و هیجانات ذهنی است. 👈🏻خداوند درد ها را التیام میبخشد و ما با ذهن نباید کوششی در جهت رهایی از درد ها انجام دهیم. 👈🏻اگر انسان از ریشه ها قطع باشد محتاج و گدای توجه و هویت گرفتن از بیرون است. 👈🏻 پذیرفتن اتفاق این لحظه و موازی شدن با ان گامی بزرگ در جهت حضور در این لحظه است. 👈🏻هیچ اتفاقی اتفاقی نیست و همه از طرف خدا برای رهایی و رشد انسان طراحی شده اند. مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۳۰۵تیر را مَشْکَن که آن تیرِ شَهی استنیست پَرتاوی، ز شَصْتِ آگهی است👈🏻تنها غم و درد واقعی انسان درد زنده شدن به خداست و باقی غم ها توهم ذهن است. 👈🏻تمام تغییرات و تحولات درونی انسان در خلا و فضای بین دو فکر امکان پذیر است. 👈🏻من ذهنی برای بقا همواره به دنبال ایجاد درد است. 👈🏻من ذهنی تمایل دارد اطرافیان را هم در درد فرو ببرد. 👈🏻در صورت رسیدن به حضور من ذهنی هم از آن بهرهمند شده و دیگر آسیبی به خودش و دیگران نمیرساند. مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۰۹تا قیامت میخورد او پیشِ غارآبِ رحمت، عارفانه بیتَغار👈🏻صبر یعنی درد آگاهانه کشیدن و واکنش هیجانی نشان ندادن در صورت تحریک ذهنی. 👈🏻حرص یعنی هم هویت شدن با چیزی و آن را زیاد کردن. 👈🏻حسد تمایل به داشتن چیزی در دیگری. 👈🏻در سکون و سکوت بودن یعنی افکار دیگر هویتی ندارند و من در آنها وجود ندارد. 👈🏻اگر فکری در انسان ایجاد هیجان کند یعنی در آن هویت و من وجود دارد. 👈🏻پریدن از یک فکر به فکر دیگر موجب سنگ شدن دل انسان میشود. مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۳۷۵۳زَفتِ زَفتست و چو لرزان میشویمیشود آن زَفت، نرم و مُستوی👈🏻طبل رحیل (کوچ کن) همواره نواخته میشود و خداوند از ما میخواهد به فضای بین دو فکر برویم. نه به فکر همانیدگی دیگر. 👈🏻اگر به دنبال تغییر دیگران هستیم یعنی در ذهن طلسم شده هستیم. 👈🏻خلقت انسان در ذهن کامل نیست و اگر به فضای بین دو فکر برویم خداوند فرصت تکامل ما را خواهد داشت. 👈🏻اشعار مولانا کد و راز هستند و از فضای یکتایی برای نجات انسان ها آمده اند. تکرار اشعار مولانا کد ها را در جان انسان نهادینه میکند. و راه را در رشد معنوی کوتاه میکنند. مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۳۳۲۹نیست حاجتْتان بدین راهِ درازخاکیی را دادهایم اسرارِ راز👈🏻فضا گشایی حالت طبیعی انسان است و ذهن با مقاومت ما را از حالت طبیعی خودمان در می آورد. 👈🏻هر دردی که می اید برای رهایی انسان از یک ایراد و مانع رشدی می اید. 👈🏻شکر و شادی همواره در حضور نهفته هستند. 👈🏻پذیرش اینکه ما بیماری ذهنی داریم یک هشیاری و گامی بزرگ در درمان بیماری است. 👈🏻بیماری ذهنی از من اصلی جداست. من از جنس بیماری نیستم و موقتن در این وضعیت افتاده ام. 👈🏻امید و ترس مربوط به ذهن است و دو روی یک سکه هستند. این لحظه کامل است و نیاز به چیزی برای بهتر شدن ندارد. امید وعده چیزی در آینده است. 👈🏽هر که خاموش باشد نجات می یابد,خاموشی انجاست که صدای وسوسه های پنهان من دیگر پاسخی درون جانم نمی یابد.مولوی و شمسمولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۳۸۱۱مَنْ صَمَت مِنْکُم نَجٰا بُد یاسِهاش خامشان را بود کیسه و کاسه اش 👈🏽فشار هایی که ما به خودمون میاریم بی فایده هست.👈🏽راه حل همیشه با فضا گشایی میاد.👈🏻دوست و دشمن ساختن خاصیت دو بینی من ذهنی است و یک توهم است. همه ما از جنس یک هشیاری هستیم.t.me/GanjeHozourMessagesفرناز حمیدی زاده ایتالیا👇👇👇




