این سخن پایان ندارد، بازگرد (۱) قصهها در مثنوی بهانه و فرصتی هستند برای بیان ساحات وجودی انسان و…
انتشار: 2026/08/11 06:34 UTCدریافت: 2026/08/11 13:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 13:10 UTC
این سخن پایان ندارد، بازگرد (۱) قصهها در مثنوی بهانه و فرصتی هستند برای بیان ساحات وجودی انسان و رازهای حیات و هزارتوهای روح و روان؛ و مولانا آنگاه که فرصتی دست میدهد افسار ناطقه را رها میسازد تا گنبدی کند و در فضاهای لایتناهی جولان دهد.اما به زودی متوجه نازکیهای سخن و خطرهای ناشی از آن میشود و عنان سخن را در میکشد و با عبارتهایی چون "این سخن پایان ندارد... بازگرد" به خود نهیب میزند و بار دیگر به سر قصه میرود.آمد از آفاقْ یارِ مهربانیوسفِ صدّیق را شد میهمانکآشنا بودند وقتِ کودکیبر وِسادهیْ آشنایی متّکی(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۱۵۷ و ۳۱۵۸)گفت: چون بودی ز زندان و ز چاه؟گفت: همچون در مُحاق و کاست، ماهدر مُحاق ار ماهِ نو گردد دوتانی در آخِر بدر گردد بر سما؟گرچه دُردانه به هاون کوفتندنورِ چشم و دل شد و بیند بلندگندمی را زیر خاک انداختندپس ز خاکش خوشهها بر ساختندبارِ دیگر کوفتندش ز آسیاقیمتش افزود و نان شد؛ جانفزاباز، نان را زیرِ دندان کوفتندگشت عقل و جان و فهمِ هوشمندباز، آن جان چون که محوِ عشق گشتيُعجِبُ الزُّراعَ آمد بعدِ کشتاین سخن پایان ندارد، باز گردتا که با یوسف چه گفت آن نیکمرد(مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، تصحیح استاد موحد، از بیت ۳۱۶۲)مولانا در مثالهای فوق در پی بیان این معناست که تحمل محنتها و مرارتها موجب فروزندگی گوهر آدمی میگردد و او را به کمال معنوی میرساند. از منظر مولانا جوهر آدمیت در دگرگونیها و تبدّلها و "اطوار و منازل خلقت" به راهِ استعلاء و ارتقا میرود و هرگز متوقف یا تباه نمیگردد.او برای بیان مراتب وجود و مراحل تعالی و عروج بیتهای معروفی دارد، از جمله، این بیتها که سخت مشهور است:از جمادی مُردم و، نامی شدموز نما مُردم به حیوان برزدممردم از حیوانی و، آدم شدمپس چه ترسم؟ کی ز مردن کم شدم؟(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۳۹۰۱)-------------------------------* وساده: مُتکّا، بالش* محاق: پوشیده، و پنهان شدن ماه از دیدهها* دُردانه به هاون کوفتن: در طب قدیم از پودر مروارید برای درمان التهابات چشمی و تقویت معده و قلب و غیره استفاده میشده است.* یُعجبُالزُرّاع: اشاره به آیه ۲۹ سوره فتح. [...چون کِشتهای است که جوانه خود برآوَرد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقههای خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد.]آتوسا سرهنگ پور از شیراز👇t.me/GanjeHozourMessages