سوخت یکی جهان به غم، آتشِ غم پدید نیصورتِ این طلسم را هیچ کسی بدید؟ نیمولوی دیوان شمس غزل ۲۴۷۱بابا…
انتشار: 2026/08/13 04:14 UTCدریافت: 2026/08/13 12:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 12:30 UTC
سوخت یکی جهان به غم، آتشِ غم پدید نیصورتِ این طلسم را هیچ کسی بدید؟ نیمولوی دیوان شمس غزل ۲۴۷۱بابا، درد تو را کُشت؟ هم بهصورت فردی هم جمعی؟ جمعی ما اینهمه جنگ راه انداختیم، کی گفته ما جنگ راه بیندازیم همدیگر را بکشیم؟به علت اینکه صورت طلسم را نمیبینیم، ما دینها را تبدیل کردیم به باور و باورپرست شدیم. باورپرستی، زمانپرستی، سنگپرستی، قبرپرستی، همهٔ اینها جزو این طلسم است. به جان هم افتادیم جمعاً که من دیندارم تو بیدین هستی، من باید تو را بکُشم. آن هم همینطور میگوید نهخیر، شما بیدین هستید من دیندار هستم. چرا؟ برای اینکه ما باورپرستیم، ما مکانپرستیم، ما زمانپرستیم. همهٔ اینها جزو طلسم است. میگوید کسی فهمید توی چه دستگاهی گرفتار شده؟ نه. صورت طلسم را ناظر میبیند. وقتی فضا باز میشود شما از جنس او یعنی خداوند یا جنس اصلیتان میشوید، ناظر میشوید. صورت طلسم را میبینید.کوثرt.me/GanjeHozourMessages




