یکی از خطرناکترین ویژگیهای غول اندیشه این است که انسان آن را فقط در دیگران ببیند. ممکن است کسی غو…
انتشار: 2026/08/14 22:57 UTCدریافت: 2026/08/15 05:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:12 UTC
یکی از خطرناکترین ویژگیهای غول اندیشه این است که انسان آن را فقط در دیگران ببیند. ممکن است کسی غول اندیشه را در یک معلم، گروه، رسانه یا فرد بانفوذ تشخیص دهد، اما حضور همان غول را در قضاوتهای خود نبیند. انسان خودش غول اندیشه میتواند باشد؛ بهویژه وقتی میخواهد دیگران را کنترل کند، به جای آنان تصمیم بگیرد یا با فکرهای همانیدهاش راه غلط نشان دهدمولانا برای برگرداندن توجه انسان به خودش میگوید: وآن گنه در وی ز جنسِ جُرمِ توستباید آن خو را ز طبعِ خویش شُست(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۳۱۵۲این بیت یادآوری میکند که دیدن عیب دیگران نباید بهانهای برای برتریجویی باشد. اگر کسی در دیگری خشم، کنترلگری، حسادت یا تندی میبیند، بهتر است بپرسد آیا اثری از همان حالت در خودش وجود دارد یا نه. مثلا، ممکن است فردی از دخالت اطرافیان در زندگی خود رنجیده باشد، اما خودش در تصمیمهای فرزند یا دوستش دخالت کند و آن را دلسوزی بنامد. در چنین وضعی، خود او نیز میتواند غول اندیشه باشد زیرا به جای کمک به رشد دیگری، او را زیر فشار قضاوت و کنترل میبرد.مولانا این معنا را با بیتی دیگر روشنتر میکند: تا کنی مر غیر را حَبْر و سَنیخویش را بدخو و خالی میکنی(مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۱۹۶)یعنی پیش از آنکه انسان بخواهد دیگران را دانا، راهنما یا نیازمند اصلاح ببیند، باید خود را از بدخویی و واکنشهای منذهنی خالی کند. غول اندیشه معمولاً خود را دانای مطلق میبیند و گمان میکند دیگران باید طبق فکر او زندگی کنند. گاهی پدر، مادر به نام محبت، فرزند را با نصیحت، سرزنش یا کنترل خسته میکند. اگر این رفتار از فضای باز و آرامش نیامده باشد، حتی با نیت خوب نیز میتواند زندگی دیگری را خشک و سنگین کند.اما دور شدن غول اندیشه فقط به معنای کمتر شدن دعوا و رنج نیست. با کنار رفتن فکرهای همانیده، راه خرد باز میشود. مولانا میگوید: شاد باش ای عشقِ خوشسودایِ ماای طبیبِ جمله علّتهایِ ما(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۳)در این بیت، عشق درمان سودا و دردهای ذهنی است. عشق با خاموشی، فضاگشایی و وصل شدن به زندگی پیوند دارد یعنی انسان به جای آنکه از ترس، حسادت و واکنش تصمیم بگیرد، امکان میدهد خرد و زندگی در او کار کند. وقتی فردی که در برابر خطای دیگری فوراً حمله نمیکند، ممکن است راه گفتوگو را پیدا کند. کسی که از حسادت خود آگاه میشود، میتواند به جای دشمنی، از موفقیت دیگری بیاموزد. در اینجا، فکرهای تکراری جای خود را به انتخابی تازه و رفتاری سازنده میدهند.پس بیتوگر غولانِ اندیشه همه یک گوشه رفتندیبیابانهایِ بیمایه پر از نوش و نوایستی(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۲۱)هم هشدار است و هم امید. هشدار است، زیرا غول اندیشه میتواند از همانیدگی، غم و سودا، پریدن از فکری به فکر دیگر، خشم، حسادت، قضاوت و میل به کنترل دیگران ساخته شود. امید است، زیرا انسان مجبور نیست تا پایان زیر فرمان این غولها بماند. با خاموشی ذهنش، صبر، دیدن فکر و فضاگشایی، میتوان از آنها فاصله گرفت.پس غولان اندیشه فقط در بیرون از انسان نیستند؛ ممکن است در ذهن خود او زندگی کنند و او بدون انکه بداند، به فرمانشان رفتار کند. اگر انسان آنها را در خود بشناسد و جدی نگیرد، بیابان درونش دیگر بیمایه نمیماند همانجا میتواند جای نوش، نوا، خرد و زندگی شود..با احترامشب بو از تهرانt.me/GanjeHozourMessages