وگر از خرمنِ خدمت تو ده سالارِ منبل را یکی برگِ کهی بودی؟گنه بر کهربایستیدیوان شمس ، غزل ۲۵۲۱مولانا…
انتشار: 2026/08/14 22:57 UTCدریافت: 2026/08/15 05:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:12 UTC
وگر از خرمنِ خدمت تو ده سالارِ منبل را یکی برگِ کهی بودی؟گنه بر کهربایستیدیوان شمس ، غزل ۲۵۲۱مولانا میفرماید: اگر تو به اندازهٔ یک برگ کاهی خدمتِ درست و باعشق کرده بودی، خداوند تو را به خود جذب میکرد. پس اگر به زندگی جذب نشدهایم، خدمت ما واقعی نبوده؛ چون با مرکزی پر از همانیدگی کار کرده ایم .ممکن است بگوییم: «من آدم خوبی هستم، عبادت میکنم، اخلاق خوبی دارم، برای خانواده زحمت میکشم و به دیگران کمک میکنم.» اما باید ببینیم این کارها از فضای گشودهشده و همراه با عشق انجام شدهاند یا از فضای «میدانم» و توقعِ منذهنی.ممکن است ما سالها برای خانوادهمان زحمت کشیده باشیم و امکانات زیادی برای خانواده فراهم کرده باشیم، اما فرزندان و اطرافیان ما بیشتر از امکانات مادی، به عشق و حضور ما نیاز دارند. خدمت اگر همراه با خشم و کنترل و منّت باشد، خدمت نیست.مولانا میفرماید:درگذر از فضل و از جلدی و فنکارِ خدمت دارد و خلقِ حسن(دفتر ششم، بیت ۲۵۰۰)فضل و دانش ذهنی و زرنگی را کنار بگذار و با خلقِ حسن خدمت کن.مولانا میفرماید جهدِ فرعونی یا کوشش با منذهنی فایدهای ندارد. منذهنی هرچه درست میکند، از سوی دیگر خراب میکند. فکر میکنیم با کنترل فرزندانمان داریم به او خدمت میکنیم، ولی در واقع داریم درد ایجاد میکنیم.جهد فرعونی چو بیتوفیق بودهرچه او میدوخت آن تفتیق بودجهتِ بیتوفیقِ خود کس را مباددر جهان والله اعلم بالسّداد(دفتر سوم، ابیات ۸۳۹ و ۸۴۰)الهی که در این جهان کسی گرفتار تلاشِ بیهوده و کارِ بیمزد و کوششِ بدون موفقیت نشود.خدمتِ خود را سزا پنداشتیتو لوای جرم از آن افراشتیدفتر دوم ،بیت ۳۳۸مولانا میگوید: تو خدمتِ خودت را شایسته و درست پنداشتی، در حالی که با منذهنی لحظهبهلحظه گناه میکنی؛ یعنی کارهایی میکنی که به درد زندگی نمیخورد، عشق و حضور و خلقِ حسن در آنها نیست و با نیتهای منذهنی خدمت میکنی.خدمتی می کن برای کردگاربا قبول و ردِّ خلقانت چه کار؟(دفتر ششم، بیت ۸۴۵)با تشکر منصور از مرکزیt.me/GanjeHozourMessages