از بعدِ ماجرایِ صفا صوفیانِ عشقگیرند یکدگر را چون مستیان کنارمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۱۱۷رها ک…
انتشار: 2026/08/22 08:42 UTCدریافت: 2026/08/22 18:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 18:58 UTC
از بعدِ ماجرایِ صفا صوفیانِ عشقگیرند یکدگر را چون مستیان کنارمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۱۱۷رها کن ماجرا ای جان، فروکن سر ز بالاییکه آمد نوبتِ عشرت، زمانِ مجلسآراییمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۵۱۲از بعد ماجرایِ صفا....رها کن ماجرا ای جان...صوفیان ما انسانها هستیم که بعد از قدم گذاشتن در این راه متوجه شدیم که تمام ماجراهای گذشته را باید رها کنیم. تمام رنجشها، توقعات، کینهها و دشمنیها.....خلاصه هر پرونده ای که هنوز باز بوده را باید ببندیم. ...تا بتوانیم در این لحظه مستقر شویم.متوجه میشویم که تمامی وضعیت ها و افراد، تنها برای کمک کردن به من بوده و بس.پس این دو بیت به من میگوید: رها کن تا آزاد شوی...رها کن تا پرواز کنی...رها کن....بلند شو و اول خودت را در آغوش بگیر.سَر از درونِ غارِ منذهنی بیرون بیاور.که آمد نوبت عشرت....❤️❤️❤️از برنامه ۱۰۶۲فریده از هلند t.me/faride_maghsudit.me/GanjeHozourMessages




