دیو آن دَم از عداوت بَیْن بَیْنبانگ زد کای سگپرستان عِلّتَیْن📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۱۹۱)عد…
انتشار: 2026/08/06 11:41 UTCدریافت: 2026/08/14 04:48 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 04:48 UTC
دیو آن دَم از عداوت بَیْن بَیْنبانگ زد کای سگپرستان عِلّتَیْن📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۱۹۱)عداوت: دشمنیبَیْن بَیْن: میانهٔ نیک و بدکای: که اِی (که + اِی)عِلّتَیْن: دو بیماریِ انکار و نفاق➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖مرگ و جَسْک، ای اهلِ انکار و نفاقعاقبت خواهد بُدَن این اتفاق📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۱۹۲)جَسْک: رنج و بلا و پریشانی➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖در وضعیتهای بد منذهنی، در چالشها، این دیو، شیطان «بَیْن بَیْن» یعنی هم دارد به ضرر ما، هم به نفع ما دارد کار میکند. «بَیْن بَیْن» یعنی اینهمه به زحمت افتادیم به علت انحراف ما بهوسیلهٔ شیطان، که این سختیها ما را بیدار کند. پس به این سختی افتادن هم به نفع ما بوده، هم به ضرر ما بوده. ما میتوانستیم اگر شیطان ما را گول نمیزد، با انتخاب، با تصمیم خودمان به او زنده بشویم، لحظهبهلحظه فضاگشایی کنیم. شیطان ما را مجبور کرده منقبض بشویم، منبسط نشویم، حکم خداوند را اجرا نکنیم.حُکمِ حق گسترد بهرِ ما بِساطکه بگویید از طریقِ اِنبساط📚(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ٢۶٧٠)بِساط: هر چیزِ گستردنی مانند فرش و سفره➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖درنگر در شرحِ دل در اندرونتا نیاید طعنهٔ لاتُبْصِرُون📚(مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۰۷۲)لاتُبْصِرُون: نمیبینید.➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖فضا را باز کن تا طعنهٔ چرا من را نمیبینیدِ زندگی نیاید. شیطان به ما گفته منقبض بشو، واکنش نشان بده. خب چه بشود؟ بروم اینقدر به سختی بیفتم، سختی به من بگوید. نه! سختی، من را خراب کرده، بدن من را خراب کرده.پس به اینجور آدمها میگوید «سگپرست». تا حالا من را پرستیدید یا اجزای من را پرستیدید، هر کسی یک جسمی را در مرکزش گذاشته و میپرستد، شیطانپرست است. بعد بنابراین شیطان هر لحظه میگوید «مرگ و جَسْک». جسک هم یعنی درد، خاک بر سرت، برو بمیر که دنبال من افتادی، که تو «اهلِ انکار و نفاق» هستی.دیدید میگفت چه؟ «نشان از جان، تو این داری که میباید، نمیباید» یعنی خداوند نیاید به زندگی من. تمام زندگی ما، حرکات ما، زندگی کردن ما، جان نشان دادن ما، این است که بهطرف خداوند نرویم، بهطرف شیطان برویم. آن هم میگوید مرگ و درد. تو که اهل انکار هستی و نفاق هستی، تو منافق هستی، تو مرکزت جسم است، بندهٔ من هستی، دنبال من هستی. اگر مرکزت عدم بود، بهسوی خدا میرفتی. تا زمانی که مرکزت جسم است، خداوند را بهصورت یک تصویر ذهنی جستوجو میکنی، خداوند را بهصورت یک جسم جستوجو میکنی. بالاخره با سختی هم شده، این منذهنی پاشیده خواهد شد. «عاقبت خواهد بُدَن این اتفاق».عداوت: دشمنی. بَیْن بَیْن: میانهٔ نیک و بد، یا هم هم به ضرر من، هم به نفع من. کای. عِلّتَیْن: دو بیماری. دو بیماری یکی نفاق است، یکی هم انکار. میدانید که ما دچار این دوتا بیماری هستیم. شیطان هر لحظه با درد به ما میگوید این دوتا را ببین. شیطان هر لحظه به ما میگوید من تو را اینهمه سختی دادم که از راه سختی، از راه من که راه سختی است، دوتا مرض را در خودت ببینی. یکی انکار خداوند بوده که از اول کردی، هیچ موقع مرکزت عدم نبوده، یکی هم نفاق؛ تو با ذهن خداپرست بودی، پس بنابراین «مرگ و جَسک».وگر از خرمنِ خدمت تو دِهسالارِ مَنبَل رایکی برگِ کهی بودی، گنه بر کهربایستی🌺(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۲۱)مَنبَل: کاهل، بیکار➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖میگوید تو کدخدای این دِهِ ذهنت، کدخدای این دِهِ ذهن هستی، اگر بهاندازهٔ یک کاه خدمت کرده بودی، خدمتِ درست، شما میدانید خدمت با منذهنی خدمت نیست، «وگر از خرمَنِ خدمت تو دِهسالارِ مَنبَل را» مَنبَل یعنی تنبل، مَنبَل بر وزن تنبل یعنی تنبل، «وگر از خرمنِ خدمت» تو کَدخدایِ تنبل را یک برگ کاه بود، دراینصورت گناه خداوند بود.میگوید آقا من کاه شدم، بهاندازهٔ کاه خدمت کردم، تو من را نکشیدی. مگر کهربا نبودی؟ من بهاندازهٔ یک کاه خدمت کردم، همان کاه را میکشیدی. میگوید تا حالا یک بار هم نشده تو در زمینهٔ فضای بازشده یک کاری بکنی که واقعاً خدمت است و این ضرر زدن به خودت و به جامعه نبوده. این بیت در شما چهجوری کار میکند؟وگر از خرمنِ خدمت تو دِهسالارِ مَنبَل رایکی برگِ کهی بودی، گنه بر کهربایستی🌺(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۲۱)مَنبَل: کاهل، بیکار➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖🔟6️⃣1️⃣ ۵۴ 🔟6️⃣1️⃣